نسخۀ صوتی
 
عکاس: گریگوری رید.

نسخهٔ صوتی: چرا اغلب احساس می‌کنیم در حال «از دست دادن» فرصت‌ها هستیم؟

دایره‌های قرمز رنگی که رویشان اعدادی نوشته شده و کنار برنامک‌های مختلف گوشی همراهمان ظاهر شده‌اند؛ فرشته‌های عذابی که یک دم از روی شانه‌مان پر نمی‌زنند. آنقدر وسواس انگشت‌زدن روی آن‌ها گرفتارمان کرده که حتی در خواب‌هایمان می‌بینیمشان. چرا اعلان‌های شبکه‌های اجتماعی یا زنگ یک پیامک یا تماس جدید این‌قدر برایمان مهم شده؟ نگرانی برای ازدست‌دادن خبرها در روزگار شبکه‌های اجتماعی چنان بالا گرفته است که حالا نامی برای خودش دارد: فومو یا «ترس ازدست‌دادن».
عکاس: نیکولاس اسکارپیناتو.

نسخهٔ صوتی: چه‌ انسان‌هایی که می‌توانیم باشیم

آبراهام مزلو را معمولاً با نظریۀ «هرم نیازها» می‌شناسیم. هرمی که در قاعده‌اش نیازهای زیستی مانند خواب و خوراک قرار دارد و در رأسش «خودشکوفایی». اما مزلو در اواخر عمرش، به نظریۀ دیگری می‌اندیشید که شاید امروز بیش از هر وقت دیگری به آن نیاز داریم. او در این «نظریۀ زِد» از فراانگیزش‌هایی حرف می‌زد که انسانیت را برایمان معنا می‌کنند: عدالت، نیکی، زیبایی، عشق و کمال. او معتقد بود بدون این افق‌های تعالی بخش، نمی‌توانیم به جامعه‌ای انسانی دست پیدا کنیم.
عکاس: رودریگو کورال.

نسخهٔ صوتی: چطور قهوه به جزء جدایی‌ناپذیر صبح‌های کاری تبدیل شد؟

یک فنجان قهوه شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ شروع صبحی تازه. دیداری خوشایند با دوستان قدیمی در کافۀ محبوب. بیداری شبانه برای امتحانی سخت یا تمام‌کردن کاری عقب‌مانده. اگر بی‌خواب‌شدن‌های گاه‌به‌گاه را در نظر نگیریم، قهوه نوشیدنیِ خوشی‌ها و خاطرات خوب ماست و چه کسی در این زمانه، به چنین خوشی‌های کوچکی نیاز ندارد؟ بااین‌حال، آگوستین سجویک این سؤال را از جای دیگری می‌پرسد: چه شد که در دنیایی گیر افتادیم که بدون قهوه نمی‌شود با آن کنار آمد؟
عکس:آی‌استاک.

نسخهٔ صوتی: دنیای مردانۀ مردانۀ مردانه

یکی از گله‌های رایج مردان از زنان این است که هیچ‌وقت گوشی‌شان را جواب نمی‌دهند. زن‌ها گوشی‌شان را ته کیفشان می‌اندازند و اگر با آن‌ها کاری داشته باشی، صد بار هم که زنگ بزنی، متوجه نمی‌شوند. اما بیایید از مسیر دیگری هم به این مسئله نگاه کنیم: لباس‌های زنانه جیب ندارند، و گوشی‌های جدید بزرگ‌تر از آنند که زنان بتوانند آن‌ها را در دست نگه دارند. در واقع، آن‌ها «مجبورند» گوشی‌شان را در کیفشان بگذارند. کتابی جدید با چنین مثال‌های ساده‌ای نشان می‌دهد چطور زنان در جامعه نادیده‌ گرفته می‌شوند.
عکاس: اریک جوهانسون.

نسخٖٖۀ صوتی: «منِ عزیز»: نامه‌های یک رمان‌نویس به خودِ آینده‌اش

اگر اهل خاطره‌نوشتن باشید، حتماً می‌دانید که عمومی‌ترین احساسی که هنگام خواندن نوشته‌های گذشته به آدم دست می‌دهد این است: «خدایا! چقدر احمق بودم!» اما اگر دربارۀ خود آینده‌مان نوشته باشیم، داستان جالب‌تر هم می‌شود. خود گذشته‌مان را می‌بینیم که برای آیندۀ خیالی‌اش رؤیا می‌بافد و بعد یادمان می‌آید که زندگی چقدر فراز و نشیب داشته است. چطور به چیزهایی که می‌خواسته‌ایم نرسیده‌ایم و چیزهایی که امروز داریم را نمی‌خواستیم. یک رمان‌نویس از رسم آیینی زندگی‌اش برای نوشتن نامه‌های مهروموم‌شده به خودش حرف می‌زند.
تصویر جلد شمارۀ اکتبر ۲۰۱۲ مجلۀ نیویورکر. تصویرساز: یان فالکونر.

ترک عادت‌های بد ربطی به ارادۀ قوی ندارد

یکسری خیلی به قدرت اراده‌شان می‌نازند. سحرخیزند، سرشان برود باشگاهشان ترک نمی‌شود، ناخنشان را نمی‌جوند و حتی نوشابه نمی‌خورند. درواقع، برای انجام کاری کافی است عزمشان را جزم کنند. حالا خودمانیم؛ در کل زندگی، چند نفر از این سوپرمن‌ها به چشممان خورده؟ ما آدم‌معمولی‌ها گرفتار عادت‌هایمان هستیم، آن‌هم عادت‌هایی غالباً مضر که آرزوی ترکشان را انگار باید به آن دنیا ببریم. اما روان‌شناسی به‌نام وندی وود می‌گوید ترک عادت‌های بد، آن‌قدرها هم که می‌گویند، ربطی به ارادۀ قوی ندارد. او راهی متفاوت برای حل این معما پیدا کرده است.
نقاش: ویجِی سونار.

نسخهٔ صوتی: اسطوره‌سازی از مادر چه آسیبی به تک‌تک ما می‌زند؟

وقتی در نوار جست‌وجوی گوگل عبارت «مادر یعنی» را تایپ کنید، بلافاصله چنین کلمه‌هایی برای تکمیل جست‌وجویتان پدیدار می‌شود: «مادر یعنی مهر»، «مادر یعنی ازخودگذشتگی» یا «مادر یعنی عشق واقعی». این تعبیرات تصویر عمومی ما از مادر را ساخته‌اند. نگاهی اسطوره‌ای که گاهی باعث می‌شود جنبه‌های دیگر این نقش پنهان بماند. مادری وظیفه‌ای درهم‌برهم است که خستگی و افسردگی هم بخشی از آن است. آن‌ها آدم‌هایی از پوست و گوشت‌اند که باید نیازها و نقصان‌هایشان را هم دید.
عکاس: گرگوری رید.

نسخهٔ صوتی: چرا دکتری خواندن غالباً هدر دادن وقت است؟

گرفتن مدرک دکتری در رشته‌ای دانشگاهی کار توان‌فرسایی است که تا مدتی پیش ظاهراً به زحمتش می‌ارزید. منزلت اجتماعی بالا، درآمد خوب و شغلی مطمئن در دانشگاه وسوسه‌کننده بود. اما این روزها سختی‌های این دورۀ تحصیلی طولانی باقی مانده است، اما خبری از مزایایش نیست. هر ساله لشکری از دکترهای بیکار از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، بدون آنکه چشم‌انداز اطمینان‌بخشی جلویشان باشد. شاید باید این دوره را کنار بگذاریم و روش‌های دیگری را برای تحصیلات پیشرفته امتحان کنیم.
 
 
مطالب
مقاله
پربازدیدترین