چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۵۵
 
جوزف فل در این مقاله، که به تحلیل مقالۀ بنیانی و مهم هایدگر به ارنست یونگر، یعنی پرسش وجود می‌پردازد، می‌خواهد نشان دهد چگونه هایدگر عقل را از نابودسازیِ آشکارِ خود در چنگال سنتی که به نیهیلیسم ختم می‏شود «نجات می‏‌دهد».
تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه
 
 

...اما آیا این عرفانِ یکسره بی‌بنیاد یا حتی این اساطیرِ‌ زیان‌بار و درهرصورت، عقل‌ناباوریِ ویرانگر، انکار راتیو نیست؟ (هایدگر، مسئلۀ ‌اندیشیدن)

هایدگر «نامۀ سرگشاده» را به‌عنوان قالبی برای بیان برخی از مباحث مهم‌تر خود برمی‌گزید. از او نامه‌هایی سرگشاده به امیل اشتایگر، هارتموت بوخنر، ارنست یونگر، ژان بوفره و ویلیام ریچاردسون به‌جای مانده است. در این میان، طولانی‎ترین و مهم‌ترین نامه‌ها «نامه‌ای درباب اومانیسم»، خطاب به ژان بوفره و «پرسش وجود» خطاب به ارنست یونگر، رمان‌نویس و مقاله‌نویس آلمانی است. نامه به بوفره، در آثار و نوشته‌هایی که دربارۀ هایدگر است، به‌شایستگی، بارها و به‌تفصیل تحلیل شده است. نامه به یونگر هم تاکنون بررسی شده است، اما همچنان شایستۀ توجه بیشتری است؛ زیرا در این نوشتار، هایدگر یکی از روشن‌ترین تحقیقات خود را درباب نسبت وجود و عدم و نسبت وجود و نیهیلیسم مطرح می‌کند. در اینجا می‌خواهم به این نامه، به‌ویژه ازجهت اشاراتی که در آن است، توجه کنم. این اشارات درواقع، راه‌حل هایدگر برای بحران عقل در دورۀ نیهیلیسم‌اند. در این مقاله به دو موضوع توجه می‌کنم: نخست اینکه عقل در دورۀ نیهیلیسم چگونه فهمیده می‌شود و چگونه نیهیلیسم عقل را تهدید می‌کند. سپس باید ملاحظه کرد که چگونه هایدگر عقل را‌ که شامل تعقل خود هایدگر هم می‎شود، از نو بنیان می‌گذارد و دوباره استوار می‌کند. در این مجال، مایلم نشان دهم که هایدگر عقل را از خود‌ویرانگری آشکارش در سنتی که به نیهیلیسم ختم می‌شود، «نجات می‌دهد» و بر آنم چگونگی این کار هایدگر را آشکار کنم. اما اگر نقد بی‌وقفۀ هایدگر از «عقل» (ratio، Grund)، به‌معنای طلب بنیاد متافیزیکی را رویگردانی از عقل بماهو عقل تلقی کنیم، به‌سادگی از این دلالت‌ اندیشۀ هایدگر غافل می‌شویم. به‌باور من، غرض هایدگر در بنیان‌گذاری و اعتباربخشی مجدد عقل، همان غرضی است که کانت و هوسرل درپی آن بودند. اما نزد هایدگر این اعتباربخشی مجدد به عقل، مستلزم یادآوری وجود به‌عنوان «بنیاد» عقل است و این فقط از خلال تجربۀ عمیق نیهیلیسم امکان‌پذیر خواهد بود؛ درحالی‌که کانت و هوسرل هیچ‌‌یک تا آن زمان، در چنین جایگاهی نبوده‌اند.

متن کامل این مقاله پیش‌تر در پروندهٔ عقلانیت در سایت ترجمان منتشر شده بود. هم اکنون متن کامل این مقاله به همراه سایر مقالات کتاب جستارهایی دربارۀ عقلانیت توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 1962
 


 
مقتدر مظلوم
۱۳۹۲-۰۵-۳۰ ۱۰:۳۴:۴۷
ایده های خود را در حوزه فضای مجازی به مقام معظم رهبری برسانید.

برای اطلاع بیشتر به لینک زیر رفته و از این فراخوان با قراردادن لوگو حمایت کنید
http://mazloum.ir/page/didar-ba-rahbari (18)