سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷
 
روابط در حال تغییر کشورهای شرق و غرب، ایجاب می­کند در مفهوم شرق­شناسی بازنگری كنيم. مقاله حاضر با كاربست تعریف اولیه ادوراد سعید، اصطلاح شرق­شناسی را بررسی می­کند.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
فهم شرق شناسی: ساخت «دیگری»
 
نویسنده: آدرین لی آتربری / مترجم: مهدی شهبازی - مجید سلیمانی 
مقاله حاضر مباحثي در زمینه طبقات اجتماعی پایین، جهانی شدن و رسانه­های جدید را پي مي­گيرد، اهمیت زیادی بر بررسی نمونه­های شرق­شناسی و مفهوم بازنمایی «دیگری» قائل است و به طور ویژه به مفاهیم خود-شرق­شناسي، شرق­شناسی درونی­شده و شرق­شناسی تطبیق­یافته به مثابه روشي برای فهم نمونه­های مختلف شرق­شناسی، مي­پردازد.
این مقاله سه الگوی شرق­شناسی را نشان می­دهد. این الگوها به ساختار فهم ما از چگونگی ساخت بازنمایی دیگری کمک می­کند. تولید تصور شامل چندین موضوع است: (1)چه کسی تصور را می­سازد؛ (2) شرایط و موقعيت تولید­کننده در فرايند تولید؛ (3) موضوع بازنمایی و (4) مخاطب بازنمایی. این موضوعات با توجه به موضوع جهانی­شدن و رسانه­های جمعی پیچیده­تر می­شود. با اين حال رسانه­های جمعی این قابلیت را دارند که به گروه­های حاشیه­ای نمایندگی گفتگو دهند و جهانی­شدن این قابلیت را دارند تا این پیام­های جدید را در گستره جهاني منتشر كنند، این بدین معنا نیست که شرق­شناسی موضوعی برای گذشته است. در سراسر این مقاله اشاره شده است که پژوهش دانشمندان علاقمند به بازنمایی پیچیده ­تر شده است زیرا نمونه­هایی از شرق­شناسی مستلزم پژوهش و فهم عمیق­تری است که مستلزم پاسخ به پرسش­ هایی در حيطه الگوهای تولید، مخاطب آگاه و نيز پرسش­ هايي در حوزه گروه­ های بازنمایی­شده است.
کد مطلب: 2131