چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۲ ۰۴:۱۰
 
در این مقاله، ابتدا نشان می‌دهم که چگونه می‌توان نقدهای پست‌مدرن از عقلانیت عصر روشنگری را بر تفکر انتقادی هم وارد کرد. سپس به‌نفع این ادعا استدلال خواهم کرد که برای بحث عقلانی دربارۀ هر موضوعی باید اصول خاصی از عقلانیت را مفروض بگیریم. در آخر نشان می‌دهم که چطور این اصول می‌توانند برای نقد ادعاهای پست‌مدرن دربارۀ ماهیت بافتاری عقلانیت و رد آن‌ها به‌کار روند.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

هاروی سیگل بارها به من تذکر داده است که بیشتر مقاله‌های فلسفی یا بی‌اهمیت‌اند یا غلط. شاید این مقاله هم همین‌طور باشد. هیچ‌کس موضعی را که اعتقاد دارد غلط است، عمداً مطرح نمی‌کند؛ اما گاهی اوقات معقول است که چند ایدۀ به‌ظاهر بی‌اهمیت را مطرح کنیم و از آن‌ها دفاع کنیم، آن‌هم فقط به‌این‌دلیل که افراد زیادی در آکادمی ‌مترصد ردکردن آن‌ها هستند. یکی از این ایده‌ها این است که در کلاس‌های تفکر انتقادی، برای ارزشیابیِ عقلانیتِ دعاویِ مختلف، از معیارهای عقلانیتِ خاصی استفاده می‌کنند و این معیارها قابل‌دفاع هستند. ممکن است این ادعا بی‌اهمیت به‌نظر برسد؛ اما معضل این است که به‌بیان کارل پوپر، «از عجیب‌ترین عناصرِ حیاتِ فکریِ معاصر، آسوده‌طلبی است که سبب می‌شود بسیاری از متفکران، عقل‌ناباوری را در قالب یکی از اَشکال نسبی‌گراییِ معرفت‌شناختی بپذیرند».

امروزه متداول‌ترین نوع نسبی‌گرایی، زیر پرچم معرفت‌شناسیِ پست‌مدرن جولان می‌دهد. متفکران پست‌مدرن ادعا می‌کنند آنچه باور عقلانی دانسته می‌شود، [ناشی از] کارکرد یک گواه عینی یا استدلال متقاعدکننده نیست، بلکه وابسته است به، یا عبارت است از، «رَویۀ رفتاری»، «چهارچوب مفهومی»، «دانش پس‌زمینه‌ای»‌، «سبک استدلال‌آوری»، «تاریخ اجتماعی»، «پارادایمِ علمی»، رشتۀ دانشگاهی یا اهداف خاص انسانی. تفکر پست‌مدرن چهره‌های بسیاری دارد؛ اما یکی از ویژگی‌های همیشگی‌اش تمایل به تأیید نسبی‌گرایی معرفت‌شناختی و درنتیجه، رد این مسئله است که معیارهایی عینی برای انتخاب و ارزشیابی عقلانی وجود دارد. ازاین‌رو [تفکر پست‌مدرن] به عقلانیت، یعنی به امکان ارزشیابیِ عینیِ معقولیتِ یک موضع یا کنش باتوجه‌به گواه و استدلال‌های موجود، حمله‌ای شدید می‌کند. منظورم از «عینی» امکان ارائۀ دلایلی در دفاع از یک ادعاست به‌گونه‌ای که هرکس با شنیدن و درک‌کردن این دلایل، تمایل داشته باشد آن ادعا را به‌عنوان ادعای «معقول» بپذیرد. در کلاس‌های تفکر انتقادی، حداقل در بیشتر موارد، این مفهوم از عقلانیت را آموزش می‌دهند؛ بنابراین انتقاد پست‌مدرن از عقلانیت، به‌طور ضمنی، حملۀ کمرشکنی بر تفکر انتقادی است.

من در پاسخ به این نقد پست‌مدرن، سلسله‌استدلال‌هایی ارائه می‌دهم تا از چند معیار عمومی عقلانیت دفاع کنم، معیارهایی که در کلاس‌های تفکر انتقادی به‌کار می‌آیند. سپس این معیارها را به‌خدمت می‌گیرم تا مشکلات نقد پست‌مدرن از عقلانیت را نشان دهم. به‌بیان‌دیگر، اگر این معیارهای عقلانیت قابل‌دفاع باشند، آنگاه می‌توان نقدی شدید بر دیدگاه‌هایی وارد کرد که ادعا می‌کنند همۀ معیارهای ارزشیابیِ عقلانی معیارهایی بافتاری، فرهنگ‌مبنا یا صرفاً وابسته‌به رشته‌اند.

متن کامل این مقاله پیش‌تر در پروندهٔ عقلانیت در سایت ترجمان منتشر شده بود. هم اکنون متن کامل این مقاله به همراه سایر مقالات کتاب جستارهایی دربارۀ عقلانیت توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 2907