جمعه ۸ آذر ۱۳۹۲ ۱۴:۴۰
 
استفان دیلی در این مقاله با بررسی مفصل متن کتاب خواستگاه انواع، نتیجه می­گیرد که الهیات یک دستیار و همدست برای علم داروین بوده است.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
 
نویسنده: استفان دیلی / مترجم: جواد مؤمنی

ادعای اصلی [کتاب] خاستگاهِ انواع این است که تمام زندگی زیستی بر روی زمین زاده­ی یک (یا چند) سَلَف دیرین است که عمدتاً از طریق گزینشی طبیعی که بر روی گونه­ای تصادفی عمل می­کند، در میان سایر فرآیندهای طبیعی، به وضعیت فعلی تکامل یافته است. اینکه داروین ردیفی از شواهد تجربی را فراهم آورده است، کاملاً آشکار است. چیزی که کمتر شناخته شده این است که داروین از الهیات هم استفاده کرده است. همانگونه که تاریخدان فقید، دو اوسپوات گفته، «نادیده گرفتن یا کوچک شمردنِ خداباوریِ داروین، دور کردن خود از فهم بخش اعظم علم داروین است.» اگر اوسپوات درست بگوید، آنگاه فهم کاملی از علم داروین، به توضیح الهیات او نیازمند است، کاری که این مقاله در سه مرحله انجام می­دهد. اولاً، من زبان الهیاتی [کتاب] خاستگاه دربارۀ قابلیت دسترسی خداوند، صداقت، شیوه­های آفریدن، ارتباط با قوانین طبیعی، و عدم مسئولیت [او] در قبال رنج طبیعی را بررسی می­کنم؛ استدلال من این است که داروین از الهیات بهره مي‌برد تا در توجیه و شکل­دهی به [مفهوم] اصلاحِ نژاد و حمله به [ایدۀ] آفرینش استثنایی [به او] کمک کند. ثانیاً، من تحلیلی انتقادی از این الهیات ارائه می­دهم و تا اندازه­ای از تأملات دقیق شکل­گرفتۀ داروین استفاده می­کنم تا از منظری معرفت­شناسانه، بگویم که الهیاتِ خاستگاه چندین تعارض درونی را آشکار می­کند. در نهایت، من اهمیت نسبی معرفت‌شناختیِ الهیات را دربارۀ [مفهوم] تکامل در معنایِ کلی، در کتاب خاستگاه، ارزیابی می­کنم. من نتیجه می­گیرم که الهیات یک دستیار و همدست برای علم داروین بوده است.
کد مطلب: 3413