يکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲ ۰۳:۱۴
 
در بخش دوم این مقاله، نویسنده استدلالات خود دربارۀ استفاده های داروین از الهیات در نوشتن کتاب خواستگاه انواع را ادامه میدهد و نشان میدهد که الهیات در نظریات علمی او جایگاه مهمی دارد.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 
نویسنده: استفان دیلی / مترجم: جواد مؤمنی
خداوند خاستگاه نشانه‌های فریبنده‌اي را بر جهان طبیعی برجای نگذاشت. به طور دقیق‌تر، پیشنهاد داروین این بود که قادر مطلق ارگانیسم‌هایی خلق نکرد که هنگام مطالعشان اطلاعات نادرست دربارۀ خاستگاهشان نشان دهند. در عوض، اطلاعات جمع‌آوری شده از این ارگانیسم‌ها می‌تواند نشانه‌های قابل اطمینانی از منشاء آنها فراهم آورد. این باور خاص در تمام شش ویراست خاستگاه و در نامه‌های شخصی او وجود داشت. داروین همچنین نظرات مشابهی را در دفترچه‌ای مربوط به اوایل کار، در طرح 1842، در دستنویس 1844، و در [کتاب] هبوط انسان خود نوشته بود؛ هرچند در این نوشته‌ها، وی «راستی» طبیعت را صراحتاً به پروردگار ربط نداده بود.
در فصل پنج خاستگاه، داروین اشاره داشت که در برخی موارد، اسب‌ها فرزندانی تولید می‌کنند که بیشتر از آنکه نشانه‌های نوع خود آنها را داشته باشد، نشانه‌هایی از یک نوع بیگانه دارد. به همین ترتیب، [اسب‌های] دورگه برخی مواقع شبیه گونه‌ای بیگانه از اسب هستند تا اینکه شبیه نوع والدین خود باشند. داروین اظهار داشت که این تمایلات را به آسانی می‌توان اینگونه توضیح داد که اجداد دیرینۀ اسب در ویژگی‌هایی که تمام گونه‌های اسب داشتند مشترک بودند. از طرف دیگر، این حقایق را مشکلی برای آفرینش استثنایی می‌دید، چراکه به نظر او خداوند این گونه‌ها را به طور مستقل آفریده به طوری که «متشابه مثل متشابه است» - فرزندانی باید شبیه نوع والدین خود باشند تا یک نوع بیگانه. به نظر می‌رسید آفرینش استثنایی، مشکلی تجربی داشت: اطلاعات مشاهده شده در تضاد با پیش‌بینی مستقیم دیدگاه آن‌هاست. هرچند، داروین اشاره داشت که آفرینش‌گرایان می‌توانند این خلافِ‌قاعدگی را اینطور توضیح دهند که «هر نوع با این تمایل آفریده شده است که هم در طبیعت و هم پس از اهلی شدن به این شکل متنوع باشد تا نشانه‌هایی مانند انواع دیگر آن دسته داشته باشد.»  این بدین معناست که خدا برخی فرزندان اصیل و دورگه‌ را به این استعداد آفرید که شبیه انواع دیگری از دستۀ اسب‌ها باشند. بنابراین در عین حال که تمایل به تنوع اسب‌ها می‌تواند با اجداد مشترک توجیه شود، توضیح (اصلاح شده)ی آفرینش‌گرایان می‌تواند این اطلاعات را با ااعتقاد به اين مطلب تفسیر کند که خدا تنوع اسب را به گونه‌ای طراحی کرد که اگر وجود اجداد مشترک صحیح باشد، اين دقیقاً همان چيزي است كه انتظار می‌رود. خداوند تاثیر مستقیم خود را پنهان کرده است.
برای شنوندگان امروزی، این مطلب اینگونه به نظر می‌آید که گویی آفرینش‌خاص گرایان از خدای قادر مطلق برای تطبیق نمودن، و نه توضیح، اطلاعات بهره جستند، اطلاعاتی که باید مسئله ای برای نظریه آنها باشد. اما حساسیت‌های امروزی به کنار، پاسخ خود داروین گوياست. او درست در جملات بعد اینگونه می‌نویسد:
قبول کردن این دیدگاه، آنطور که به نظر من می‌رسد، رد یک علت واقعی به جای غیر واقعی، یا حداقل یک ناشناخته، است. این [دیدگاه] کار خدا را به یک زحمت بیهوده یا فریب تبدیل می‌کند؛ من [با توجه با این دیدگاه] سریعاً می‌توانم [حرف] کیهان‌شناسان قدیمی و نادان را باور کنم که صدف‌های فسیل شده هرگز نمی‌زیستند بلکه بر روی سنگ نقش‌ بسته‌اند تا از صدف‌هایی که امروز در ساحل زندگی می‌کنند تقلید کنند.
کد مطلب: 3448