دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۱:۱۳
 
مک اینتایر در این مقاله معتقد است: آنچه با عنوان «علم» می‌شناسیم، دستکم بایستی دو خصلت جهان‌شمولی و قطعیت را داشته باشد. با افول مدرنیته، روشن شد دستکم نظریات جامعه‌شناسی، چنین قابلتی ندارد.
تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه
 
اشتباهی دربارۀ «علیّت» در علوم اجتماعی
 
نویسنده: السدیر مک اینتایر / مترجم: مرتضا قدمگاهی / ویراستار: محمدرضا قائمی نیک

بخشی از ادله‌ای که چنین ادعایی را علیه جامعه‌شناسی مطرح می‌سازند، معتقدند جامعه‌شناسی، چیزی بیش از صورت‌بندی نظریِ تاریخ غرب نیست. کنت، مارکس، وبر، دورکیم و بسیاری دیگر، گزارشی تاریخی از ماوقع آنچه در غرب رخ داده است، به ما می‌دهند، و لاغیر. در این مقال، قصد پرداختن به صحت و سقم این ادعا نیست و می‌توان به مروری بر آثار میشل فوکو، ژاک دریدا و بسیاری دیگر، شواهد و قرائن متکثری در این باب یافت که هر کدام، وجهی از مسئله را واکاویده‌اند. روشن است افرادی که جامعه‌شناسی را به‌عنوان علم، با معنای فوق‌الذکر می‌پذیرند، بایستی به نقدهای جدی مطرح شده پاسخ قاطع دهند. السدیر‌مک‌اینتایر، که از منتقدین مدرنیته و علم مدرن محسوب می‌شود، در مقالۀ پیشِ روی، به وجهی از همین خطای رایج در نظریات جامعه‌شناختی پرداخته است. صورت‌مسئلۀ او، زیرکانه و در عین سادگی، پیچیده است: جامعه‌شناسان با اعتقاد به اینکه میان باور و عمل، رابطۀ علّی برقرار است، جامعه‌شناسی را علمی تبیین‌گر می‌دانند. مک‌اینتایر با پژوهشی فلسفی، نشان می‌دهد که رابطۀ میان باور و عمل، اگر با تعریف هیومی از علّیت برقرار باشد که در موارد زیادی هست، تالیِ بحث فاسد خواهد بود و لذا بازهم جامعه‌شناسی نمی‌تواند علمی تبیین‌گر باشد و اگر با تعریفی غیر از تعریف هیومی برقرار باشد، مقدمۀ بحث فاسد است و چگونه می‌توان از محدودیت‌های زمانی و مکانی گذر کرد و به رابطۀ علّی قطعی دست یافت. به عقیدۀ مک‌اینتایر، نظریات جامعه‌شناختی، به‌طور خاص و علوم اجتماعی به‌طور عام، صرفاً ذخیرۀ توصیفیِ دوره‌ای هستند که جامعه‌شناس در آن می‌زیسته است. به بیان او «محدودیت در آنچه که من می‌توانم انجام دهم (بدان عمل کنم) با محدودیت در آنچه که در دسترس من است، رابطۀ مستقیم دارد و توصیفات قابل دسترسی برای من، تحت تأثیر گروه اجتماعی است که من به آن تعلق دارم».
کد مطلب: 3656