پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ ۱۴:۱۴
 
عثمان بکار معتقد است به‌خاطر استفادۀ نا­به­جا و فهم نادرست اصطلاحات کلیدی و زمینۀ خاص آنها، صورت‌بندی ارتباط میان اسلام و علم دچار آشفتگی شده­ است. کدام اسلام؟ کدام علم؟
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
صورت‌بندی مجدد ارتباطی جامع میان دین و علم: چشم‌اندازی اسلامی
 

نویسنده: عثمان بکار / ترجمه: محمدرضا قائمی نیک

چکیده
به‌خاطر استفادۀ نا­به­جا و فهم نادرست اصطلاحات کلیدی و زمینۀ خاص آنها، صورت‌بندی ارتباط میان اسلام و علم دچار آشفتگی شده­ است. کدام اسلام؟ کدام علم؟ اگر علمی را هدف می­گیریم که در کورۀ اسلام شکل پذیرفته باشد، باید رویکردمان به علم به‌مثابه سازه­ای نظری باشد که دارای چهار مؤلفه است: توده­ای از دانش، قضایایِ مبنایی، روش­های مطالعه و اهداف؛ که تمام این مؤلفه­ها حتماً می­بایست به‌طور کامل تحت دامنۀ تأثیر «ایمان» قرار گیرند و در سطح «احسان» فهم شوند. این مقاله به پایه­ریزی چهارچوبی فلسفی برای ارتباط سازوار میان ابعاد معرفت­شناختی علم و جهان­بینی اسلامی و نیز ارتباط سازوار میان ابعاد اخلاقی و وابسته‌ به جامعۀ علم و «شریعت» می­پردازد.
مقدمه
این مقاله در پاسخ به پرسش مشخصی نگاشته­شده که دو وجه دارد: بهترین شیوه برای صورت­بندی ارتباط میان اسلام و علم چیست؟ چگونه این روش­شناسی، از منظری اسلامی، این گفتمان را وامی­کاود/مقید می­کند؟ در تلاش برای به دست دادن پاسخی شفاف و نسبتاً جامع به این سؤالات، نخست ناگزیریم به این واقعیت غیر قابل انکار توجه کنیم که گفتمان معاصر حول موضوع اسلام و علم، با انواع و اقسام آشفتگی­ها تیره و تار شده­است. این آشفتگی زیاد، بیش از هر چیز، از عدم موفقیت بسیاری از شرکت­کنندگان در این گفتمان نشأت می­گیرد که نتوانسته­اند از اصطلاحات کلیدی­ای که در این بحث محوریت دارند، تعاریف مناسبی به دست دهند. به‌وضوح، در اینجا هر دو اصطلاح «اسلام» و «علم» در کل گفتمان محوریت دارند و بنا بر این لازم است که به­خوبی تعریف و تبیین شوند.
و نیز در به‌وضوح مشخص کردن زمینۀ خاصی که در آن این اصطلاحات در مباحثه به کار گرفته می­شوند، عدم توفیق به چشم می­آید. با در نظر گرفتن معانی متعددی که در آنها ممکن است این اصطلاحات فهمیده شوند، این دو عدم توفیق می­توانند بر نتیجۀ گفتمان، آثار نامطلوبی بر جای گذارند. ما اغلب به مواردی از بدفهمی فاحش برمی­خوریم که به خاطر فهم نادرست زمینۀ خاصی که در آن این اصطلاحات استفاده می­شوند، رخ داده­ است. این دو منبع بدفهمی لازم است که اینچنین بیشتر مورد توجه قرار گیرند وقتی که ما با وضعیتی مواجهیم که بخش مهمی از کار­های معاصر دربارۀ اسلام و علم، خصوصیاتی جنجالی دارند و برای تداوم بخشیدن به بدفهمی مستعدند.
*عثمان بکار، استاد کرسیِ اسلام در آسیای جنوبی در مالزی، در مرکز مسلمانان-مسیحیان است. بخش خارجی مکتب ادموند والش، دانشگاه جورج تاون، واشینگتن دی‌سی. مطالب مرتبط در پروندۀ جامعه شناسی علم و تمدن اسلامی: مقاله/ رویکرد‌ کل‌گرایانه به سنت‌های علمی، نوشتۀ  آلپ ارسلان آچیک‌جِنِس مقاله/ اسلام و علم، ورای رابطۀ خصمانه، نوشتۀ ضیاءالدین سردار مقاله/ به سوی بسط علم اسلامی، نوشتۀ م د. سعید الاسلام مقاله/ جامعه‌شناسی معاصر: نقدی اسلامی، نوشتۀ الیاس بایونس مقاله/ اسلام و علم مدرن: دورۀ استعماری «۱۸۰۰-۱۹۵۰» (۱)، نوشتۀ مظفر اقبال مقاله/ اسلام و علم مدرن: دورۀ استعماری «۱۸۰۰-۱۹۵۰» (2)، نوشتۀ مظفر اقبال مقاله/ صورت‌بندی مجدد ارتباطی جامع میان دین و علم: چشم‌اندازی اسلامی، نوشتۀ عثمان بکار مقاله/ دیدگاه‌های سه‌گانۀ علم در جهان اسلام (۱)، نوشتۀ ابراهیم کالین مقاله/ دیدگاه‌های سه‌گانۀ علم در جهان اسلام (۲)، نوشتۀ ابراهیم کالین مقاله/ اقبال و «بازسازی فکر دینی در اسلام»: یک ارزیابی انتقادی، نوشتۀ اصغرعلی انجینیر مقاله/ آیا «علم اسلامی» ممکن است؟ نوشتۀ مظفر اقبال   معرفی کتاب/ زائری تندوتیز: درآمدی بر زندگی و کار محمد اقبال، نوشتۀ شفیق ویرانی معرفی کتاب/ فکر و فن اقبال، نوشتۀ سید عبدالوحید معرفی کتاب/ جامعه شناسی اسلامی: درآمد، نوشتۀ الیاس بایونس و فرید احمد معرفی کتاب/ اسلامی‌سازی علم، نوشتۀ مظفر اقبال معرفی کتاب/ اسلام و مدرنیته ها، نوشتۀ عزیز العظمه معرفی کتاب/ کشفیاتی در علم اسلامی معرفی کتاب/ به سوی انسان شناسی اسلامی معرفی کتاب/ علوم اسلامی و ساختن رنسانس اروپایی معرفی کتاب/ پارادایم جهانی و نظام جهانی اسلامی

کد مطلب: 4502