جامعه‌شناسی علم و تمدن اسلامی
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۸:۳۰
 
علم اسلامی، علمی است که جهان طبیعی را به‌عنوان یک نشانه خدای یگانه می‌پندارد؛ همو که آن‌ را اول بار آفریده است و همو که پیوسته، تنها و بی‌همتا، سبب بقا آن است.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

علم اسلامی، ابزاری است که بهره‌برداری از نعمت‌های طبیعت، برای منفعت بشر را در آن راهی مهیا می‌کند که نشان از اطلاع عمیق از رابطۀ صحیح انسان‌‌ها با این نعمت‌ها دارد؛ نعمت‌هایی که توسط آن خالقی بخشیده شده که نوع انسان را به‌عنوان جانشینان و خلفای هر آنچه که خلق فرموده است، قرار داد. در نگاه سنت اسلامی به جهان طبیعی، جنبۀ سوم علم کاربردی، این است که میان تحقیق علمی با واقعیت و حقیقت نیازهای انسانی، نسبت ارگانیک و دینامیک وجود دارد.

می‌توان برای جهت خاصی از علم و کاربردهای آن -همانند فناوری پیشرفتۀ تسلیحاتی، اکتشافات فضایی یا اکتشافات اعماق دریا به منظور بررسی نیازهای حتمی صنعت دفاع یا تکنیک‌ها و فنون پزشکی که عملاً فقط به درد مردم ثروتمند و قدرتمند و بانفوذ می‌خورد- بر منابع نامناسب سرمایه‌گذاری کرد؛ این‌چنین جهت‌گیری‌هایی در تحقیق علمی، اصول و ارزش‌های اسلامی را نشان نخواهد داد. این جوانب و دیگر جوانب یک سنت جدید از علم و تکنولوژی که به محکمی در حکمت اسلامی ریشه دوانده، تفاوت‌های آن علم و تکنولوژی را در تئوری و عمل، با یک علم و تکنولوژی بدون بُن و ریشه، توصیف و تعریف می‌کند.

با این فرض که پژوهشگران مسلمان، جایگاه روشن و مشخصی در ماهیت علم اسلامی دارند، در عین‌حال، چیزی که هم‌اکنون توقع می‌رود یک سنت علمی اسلامی پویا است که به‌راحتی شناخته شود و بدین سبب یک اجتماع از دانشمندان مسلمان، به عرصۀ وجود در خواهند آمد. اما هنوز نه چنین سنت پویایی وجود دارد و نه چنین اجتماع علمی. به راستی هزاران تن از دانشمندانی که مشخصاً مسلمان هستند وجود دارند، اما کسی نمی‌تواند دانشمندان مسلمانی را پیدا کند که عمر خود را در راه کشف و شناخت جهان طبیعی، با جهان‌بینی اسلامی، صرف کرده باشند. آیا این بدان معناست که همۀ قواعد علم اسلامی، صرفاً گزاره‌هایی نظری، بدون قابلیت واقعی هستند؟ به‌عبارت دیگر، آیا دعاوی مخالفان علم اسلامی، واقعاً درست است؟ همین سؤال را می‌توان به طریقی دیگر پرسید؛ آیا واقعاً در جهان معاصر، علم اسلامی ممکن است؟

برای پاسخ مثبت به این پرسش، نیازی به کتاب یا مقاله دیگری دربارۀ علم اسلامی نیست، بلکه پاسخ مثبت، یک سنت علمی کاملاً مشخص و زنده است؛ سنتی که بی‌شک در برابر این علم شایع کنونی مقاومت می‌کند، در برابر این علمی که فلاسفه و دانشمندان غربی، اصول اولیۀ آن‌ را در طول رنسانس اروپایی خط‌دهی کردند و سپس در نسل‌های پیاپی به اجرا در آمد. این علم و کاربردهایش، نه‌ تنها اکتشافات، صنایع و تولیدات بشری که قطعاً مفید باشد را ارایه نکرده، بلکه در عین حال در تصور خود، طرح جدیدی برای زندگی ریخته است.

این‌چنین کاری، با حذف خدا از مرکز هستی و با بازسازی ریتم کاملی برای زندگیِ ضد فطری و ضد هر چیز با ارزش و محتوای ثابت انجام شده است. برای اثبات چنین اتفاقی به دلیل و برهانی فراتر از صدای سوگواری بلند و آشکار زمین نیاز نیست. کافی است یک نفر به آمار دم‌دستی که به کمک ابزار و وسایل خود همین علم تهیه شده نگاه بیندازد. این آمار، واقعی و قابل بازنگری هستند و به‌روشنی داستان غم‌انگیز نابودی را می‌گویند که بر سر کوه‌ها، اقیانوس‌ها، جنگل‌های بارانی، رودخانه‌ها، محیط زیست و لایۀ اوزون آمده است.

این‌که علم و تکنولوژی مدرن، به نوع انسان قدرتی داده تا علت مقدار زیادی خرابیِ بی‌سابقه به دنیای طبیعی شود جای بحث ندارد، ولی می‌تواند بحث شود و بحث هم شده است که استفادۀ نادرست از علم و تکنولوژی است که سبب این تخریب شده و نه صرفاً خود علم و تکنولوژی مدرن. ولی به هرحال این دلیل هم معتبر نیست، زیرا علمی که از سوی خالق آمده باشد، نمی‌تواند پیامدهای ناگوار دیگری را  به بار آورد. این‌گونه علم و فرآورده‌های آن نمی‌تواند خدمت‌گذار یک اقتصاد طمع‌ورز باشد و یا ابزاری مخرب در دستان کسانی باشد که صاحب آنها هستند.

متن کامل این مقاله پیش‌تر در پروندهٔ جامعه‌شناسی علم و تمدن اسلامی در سایت ترجمان منتشر شده بود. هم اکنون متن کامل این مقاله به همراه سایر مقالات کتاب شکل‌گیری علم اسلامی توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 4858