پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ ۲۲:۱۴
 
جرالد کوهن، در این مقالۀ مهم، نشان می‌دهد چرا آموزه‌های مارکسیسمِ سنتی در مواجهه با مسئلۀ برابری، ناکارامد و تناقض‌آمیز است و چگونه می‌توان به مفهومی هنجاری از برابری رسید.
تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه
 
برابری: از واقعیت تا هنجار
 
نویسنده: جرالد آلن کوهن / مترجم: حمید حسنی
در آگوست 1964، دو هفته را در چک‌اسلواکی سپری کردم، در شهر پراگ، جایی که بعدها خانۀ ‌‌خواهر پدرم، جنی فِرید و همسرش نرمن شد. آنها به این دلیل در آنجا بودند که نرمن در آن زمان سردبیر نشریه World Marxist Review بود، نشریه‌‌ای نظری و از کارافتاده در پراگ، که متعلق به حرکت جهانی کمونیست بود، حرکتی که خودش هم از حرکت ایستاده است. روزها در پراگ گشت‌و‌گذار می‌کردم و با هر کس که پیش می‌آمد، هم‌سخن می‌شدم. هنگام غروب وقتم را با جنی و نرمن می‌گذراندم و گاهی با هم بحث می‌کردیم.
یک روز غروب، من پرسشی درباره رابطۀ ‌‌بین عدالت، و در واقع به طور کلی‌‌تر اصول اخلاقی، و سیاست‌ورزی کمونیستی مطرح کردم. این پرسش من موجب شد عمو نرمن پاسخ کنایه‌آمیزی بدهد. وی به نحو تحقیر‌آمیزی گفت: «درباره اخلاق با من صحبت نکن، من علاقه‌ای به اخلاقیات ندارم.» آهنگ و محتوای کلماتِ او این را القا می‌نمود که: «اخلاق تظاهرِ ایدئولوژیکی است؛ و هیچ ربطی به نزاع سرمایه‌داری و سوسیالیسم ندارد.»
در پاسخ به این گفتۀ عمو نرمن که «با من دربارۀ اخلاق سخن نگو»، گفتم: «اما، عمو نرمن، شما یک عمر کمونیست بوده‌اید. یقیناً فعالیت سیاسی شما نشانگر تعهد اخلاقی محکمی است؟»
وی دوباره، با صدایی بلند‌تر از قبل پاسخ داد: «این ربطی به اخلاقیات ندارد، من برای طبقه‌ام مبارزه می‌کنم!»
سپس ما از مسألۀ ‌‌رابطۀ ‌‌بین اخلاقیات و سیاست، به مسألۀ ‌‌شناسایی طبقۀ ‌‌نرمن منتقل شدیم. بحث ما دربارۀ ‌‌این مسأله داغ و جدی بود، اما من بر آن سرپوش گذاشتم چون ربطی به موضوع من نداشت.
عمو نرمن هنگامِ تحقیر اخلاقیات، در قالبِ زبان روزمره‌اش، یک خودانگارۀ ارزشمند، عمیق و متأسفانه تمسخرشدۀ مارکسیستی را بیان کرد. + متن کامل مقاله را از قسمت بالا «دانلود متن کامل مقاله» دریافت کنید.
کد مطلب: 4976