سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴
 
پیتر برگر، چهرۀ سرشناس جامعه‌شناسی دین، در این مقاله تلاش می‌کند جنبش دینی عجیبی در آمریکا را تحلیل کند که خود نام «الهیات سکولار» را بر آن‌ها می‌گذارد.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 
سکولاریزاسیون چه نسبتی با مدرنیته دارد؟ برخی از متفکرین نظیر «ماکس وبر» و «کارل لویت»، میان شکل‌گیری دنیای جدید و سکولاریزاسیون پیوندی عمیق‌ برقرار می‌‌سازند و منشاء سکولاریزاسیون را در آموزه‌های مسیحیت، فی‌المثل در کالونیسم می‌دانند. در این نظریات، دنیای مدرن به دنیایی اطلاق می‌شود که تفسیر مسیحی از تاریخ را به‌صورت سکولار درآورده و تحقق آرمان‌شهر دینی را در همین دنیا می‌بیند. پیتربرگر که از آن دسته از متفکرینی است که معتقد است در دنیای جدید، دین از میان نرفته است، بلکه اشکال جدیدی یافته، در مقالۀ زیر کوشیده است تا این تلقیِ ایدئالیستی از سکولاریزاسیون را مورد نقد قرار دهد. به همین جهت، برگر معتقد است ریشۀ سکولاریزاسیونِ دنیای مدرن، بیشتر ریشه‌ای جامعه‌شناختی است و سکولاریزاسیون، بیش از آنکه ماحصلِ تغییر صرفاً معرفتی باشد، نتیجۀ تغییر در وضعیت اجتماعی و نهادهای دینی نسبت به جهان سنتیِ گذشته است. برگر با فرض اینکه ایده‌‌ها و اندیشه‌ها متأثر از شرایط اجتماعی هستند و دستکم، رابطه‌ای دیالکتیکی میانِ این‌دو برقرار است، چنین می‌اندیشد که سکولاریزاسیون و متکثرشدنِ اجتماعی که عمدتاً خود را در متکثر شدنِ نهادها نشان می‌دهد، رابطه‌ای متقابل و پیوسته دارند. از این‌رو، سکولاریزاسیون بیشتر محصولی طبیعی از تغییراتی است که در نهادهای اجتماعی و سبک زندگی انسان مدرن رخ داده است.
لذا همان‌طور که از مرور این مقاله روشن خواهد شد، برگر در این مقاله به امور الاهیاتی بیشتر از منظر جامعه‌شناسیِ دین می‌نگرد. این ادعا زمانی روشن می‌شود که می‌بینیم برگر، موضوع موردِ مطالعۀ خود را جنبش الاهیاتیِ جدیدی در الاهیات پروتستان در آمریکا قرار داده است که با عناوینی نظیر «رادیکال»، «سکولار» و نظایر آنها مشخص می‌شود و تمایل دارد آن‌را با تعبیر متناقض‌نمایِ «الاهیات سکولار» معرفی کند.
از این‌رو، هرچند مقالۀ برگر وجوه جدیدی از دین‌پژوهشی را پیشِ روی ما می‌نهد، اما به‌نظر می‌رسد در نهایت، همچنان در چارچوب‌های خاص جامعه‌شناسی دین که عمدتاً به دین به‌عنوان پدیده‌ای تاریخی-اجتماعی می‌نگرند، باقی مانده است. به همین جهت است که در بررسی‌هایی که انجام داده، بیش از آنکه به محتوای آموزه‌های الاهیاتی مسیحیت بپردازد، به تاریخ الاهیات و تطورات آن در «آمریکا» اشاره می‌کند. این اشارات از یک سو، مخاطب را روشن می‌سازد که سکولاریزاسیون یک فرایند تاریخی و متعلق به تاریغ مغرب‌زمین است و از سوی دیگر، گویای آن است که بسط طابق‌النعل بالنعل تحلیل‌های جامعه‌شناختی دین به جوامع دینی دیگر، بایستی همواره با رعایت زمینه‌های تاریخی-الاهیاتی آن جوامع و محتوای متمایز ادیان مختلف، نظیر اسلام، مسیحیت یا یهودیت همراه باشد. یکی از اشتباهات رایجی که در کشور ما انجام می‌شود، بسط تحلیل‌های جامعه‌شناختیِ دین که عمدتاً با تکیه بر تاریخ مسیحیت در غرب صورت می‌گیرند به تاریخ و شرایط اجتماعیِ متفاوتی نظیر تاریخ اسلام است. به همین جهت، مقالۀ زیر علاوه بر آنکه برخی وجوه جدید از دین‌پژوهشی را پیشِ روی پژوهشگران ایرانی دین قرار می‌دهد، در تحلیل نهایی، صرفاً پژوهشی تاریخی در الاهیات مسیحی آمریکا است.
کد مطلب: 6661