دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳ ۱۱:۴۶
 
اندیشۀ «هگل» را در ذیل چه گفتمانی می‌توان مورد بحث، ارزیابی و نقد قرار داد؟ پرسش این نیست که چگونه می‌توان غوامض و دشواری‌های فلسفۀ هگل را از آلمانی به انگلیسی برگرداند، بلکه مسأله دربارۀ گفتمانی است که اندیشۀ هگل در آن فرموله شده و از سوی محقّقان و مفسّران منتقد یا مدافع بیان شده است.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

اندیشۀ «هگل» را در ذیل چه گفتمانی می‌توان مورد بحث، ارزیابی و نقد قرار داد؟ پرسش این نیست که چگونه می‌توان غوامض و دشواری‌های فلسفۀ هگل را از آلمانی به انگلیسی برگرداند، بلکه مسأله دربارۀ گفتمانی است که اندیشۀ هگل در آن فرموله شده و از سوی محقّقان و مفسّران منتقد یا مدافع بیان شده است. پرسش در این‌باره که یک تفکّر نظری، باید با چه زبانی بیان شود، موضوعی است که خود هگل هم بارها مخاطب آن قرار گرفته و با آن کلنجار رفته است. یک فلسفۀ نظری دیالکتیکی با چه زبانی باید ادا شود؟ آیا می‌تواند در قالب یک گفتمان موضوعی متداول بیان شود، بی‌آنکه مورد تحریف و سوء تعبیر قرار گیرد؟ این مسأله موضوعی است که صرفاً به قلم‌فرسایی های علمی و کارهای دانشگاهی مربوط نمی‌شود، بلکه تا حدّ زیادی به خود هگل نیز باز می‌گردد؛ او به‌عینه دریافته بود که اشکال مختلفِ گزارۀ منطقی حکم از بیان حقیقتِ نظری عاجز است. صورت‌بندی حقیقت نظری در قالب یک حکم منطقی، منجر به زوال و وارونه نشان دادن آن حقیقت می‌شود. و خِرد راستین آدمی از طریق جریان فهمِ او به بیراهه می‌رود.

از طرف دیگر، برخی معتقدند که دیالکتیک اساساً خودش عامل تقلیل‌گر و تحریف‌کنندۀ دو مفهوم «غیریّت» و «تباین» در فلسفه است.

منتقدان هگل بر این باورند که هگل در انجام طرح بلندپروازانۀ خود، به‌منظور جمع و تعالی اضداد با یکدیگر، در یافتن واسطهای در این میان برای رسیدن به وحدتی یک‌سویه (خطی) ناکام مانده است و از همین‌رو مفهوم دیالکتیک نظریِ او، صرفاً چیزی بیش از صورت نامحسوس مفهوم استیلای طبقاتی نیست. چنین اشکالاتی، به‌ویژه درمورد مقولاتی چون «غیر»، «غیریّت»، «این‌همانی» و «تباین» خود را بیشتر نشان خواهد داد. شاگردان فرانسوی‌زبانِ هگل که پس از چندی تبدیل به مخالفان وی شدند، این اشکال را بر فلسفۀ او وارد ساختند که هگل، از ابتدا قائل به مزیّت اصل «این‌همانی» بر اصل «تباین» است، آنگاه مفهوم «تباین» و «غیریّت» را نخست در معنای «سلبی» و سپس تا معنای «تابع» و «وجه سالبۀ» مفهوم «این‌همانی» فرو می‌کاهد! در حقیقت آن‌ها بر روی یکی از نخستین اصول هگلی انگشت گذاشته بودند؛ یعنی اصل «این‌همانیِ این‌همانی و تباین». در فلسفۀ هگل، مفهوم تباین در قالب وجه سلبیِ دیالکتیک (در مقابل مفهوم این‌همانی) عنوان شده بود که آن‌هم باز به نوبۀ خود در مرحلۀ دوم از طریق وجه ایجابی مفهوم «سالبۀ سالبه» انکار می‌شد. مفهوم سالبۀ سالبه (تباین) در این نظام فلسفی، علی‌الظاهر بازگوکنندۀ معنای اصل این‌همانی است، با این حساب باید گفت مفهوم تباین، در چنین نظامی، اساساً وجود خارجی ندارد. علاوه بر این، منتقدان هگل بر این باورند که مفهوم تباین در اینجا صرفاً از طریق پیوند خوردن با مفهوم این‌همانی، به‌صورت دیالکتیکی درآمده و بدین‌گونه نوعی مصادره به مطلوب در تعریف مفهوم تباین صورت گرفته است. تباینی که این منتقدان به‌دنبال آن هستند، تباین از نوعی است که به‌لحاظ روش‌شناختی، تابع و قابل تقلیل به یک چنین تضاد دیالکتیکی نباشد و در ذیل مفهوم این‌همانی قرار نگیرد. برای مثال دلوز در این‌باره می‌نویسد: «تباین در این میان قربانی شده است ... چراکه نا-این‌همانی یا تعارض هم می‌تواند تباین تلّقی شود؛ تباین در اینجا به موضوع تصوّری بدل شده که برای همیشه با نوعی این‌همانی انتزاعی پیوند خورده است». دلوز در عوض، خواهان تباینی است که در معنای سلبی یا برآمده از یک تضاد دیالکتیکی -که صرفاً بازگوکننده معنای این‌همانی است نباشد، بلکه از نوع نامتعیّن و تعیّن ناپذیری باشد که فی حدِّ ذاته دارای بار ایجابی است.

چنین نقدهایی از دیالکتیک نظریِ هگل نه تنها در میان حلقۀ منتقدان وی به چشم می‌خورد، بلکه در جماعت شارحان وی هم دیده می‌شود. برخی از آن‌ها، خاطر نشان ساخته‌اند که در عبارت «یکی‌بودنِ این‌همانی و نا-این‌همانی» از هگل، واژۀ این‌همانی دوبار تکرار شده است؛ پس بالضروره، غلبه و تأکید بر روی مفهوم «این‌همانی» قرار گرفته و تباین فرع بر این‌همانی شده‌است. ایشان معتقدند چنین فرع‌انگاری‌هایی در فلسفۀ اجتماعی و سیاسی هگل، به‌طور آشکار، موجب مزیّت یافتنِ مفهوم اجتماع (حالت جمعی) بر افراد (مفهوم تباین) شده است.

این مقاله ترجمه‌ای است از:
chapter 2 from: Identity and Difference: studies in Hegel’s logic, philosophy of spirit, and politics, edited by: Philip T. Grier, State University of New York Press, 2007

+ متن کامل مقاله را با زیرنویس‌ها و پی‌نوشت‌ها در قالب pdf می‌توانید از قسمت «ضمیمه» در بالای صفحه دانلود کنید.

کد مطلب: 6871