دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۱۱
 
مطالعات انتقادی حقوق از مهم‌ترین اندیشه‌های حقوق است که تلاش می‌کند موضوعات مهم مکاتب واقع‌گرایی حقوقی، مارکسیسم انتقادی و نظریۀ ادبی ساختارگرایی و پساساختارگرایی را تلفیق کند. بسیاری از اعضای این کنفرانس، به گرایش‌های سیاسی چپ جنبش دانشجویی در دهۀ شصت میلادی متمایل هستند. اگرچه دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی اوج فعالیت‌های این جنبش بود اما هنوز یکی از مهم‌ترین جنبش‌های حقوقی است. گیورا بیندر استاد حقوق دانشگاه بوفالو در این مقاله اندیشه‌های جنبش مطالعات انتقادی حقوق را بررسی کرده است.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
روبرتو مانگابریا آنگر، از رهبران جنبش مطالعات انتقادی حقوق
 

مطالعات انتقادی حقوق، جنبشی در اندیشۀ حقوقی است که بواسطۀ کنفرانس مطالعات انتقادی حقوق شکل گرفت. در سال ۱۹۹۷ این کنفرانس به عنوان یک سازمان طی تشریفاتی در یک کنفرانس کوچک در دانشگاه ویسکانسین معرفی گردید. به عنوان یک نهضت فکری، مطالعات انتقادی حقوق به تلفیق موضوعات مهم مکاتب واقع‌گرایی حقوقی، مارکسیسم انتقادی و نظریۀ ادبی ساختارگرایی و پساساختارگرایی می‌پردازد. بسیاری از اعضای این کنفرانس، به گرایش‌های سیاسی چپ جنبش دانشجویی در دهۀ شصت میلادی متمایل هستند. اثرگذار‌ترین نوشته‌های این نهضت فکری، در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی منتشر شده است.

در اوایل دهۀ نود، این کنفرانس از میان رفت. با وجود این، نهضت مطالعات انتقادی حقوق اثری مانا بر کارهای بسیاری از اندیشمندان حقوق گذاشته است. به طور خاص می‌توان به حوزه‌های نظریۀ حقوقی و حقوق اساسی، تاریخ حقوق، حقوق کار و حقوق استخدامی، حقوق بین‌الملل، حقوق دولت‌های محلی و حقوق اداری اشاره کرد. این نهضت همچنین به شکل‌گیری دیگر جنبش‌های فکری انتقادی- جنبش‌های انتقادی که به نقد نقش قانون در حفظ سلسله‌مراتب‌های مبتنی بر جنسیت،‌ نژاد و گرایش‌های جنسی اهتمام داشتند- کمک کرد. علاوه‌ بر این، این نهضت بواسطۀ استفاده‌اش از روش‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی تفسیری بر مطالعات میان‌رشته‌ای حقوقی اثر گذاشت.

متن کامل این مقاله به همراه دیگر مقالاتی در این حوزه در قالب کتاب مکاتب معاصر فلسفۀ حقوق توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 7351