يکشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۴ ۰۸:۲۶
 
توجه به واقع‌گرایی حقوقی در امریکا نشان‌دهندهٔ تولد مطالعات حقوقی بصورت علمی و با رویکرد اجتماعی بود. واقع‌گرایی حقوقی ماهیت ذاتاً سیاسی فرایند حقوقی را به نمایش گذاشت؛ البته به عقیدۀ برخی از منتقدان خاص، واقع‌گرایی، فلسفهٔ حقوقی پوچ‌گرا و خودکامه بنا می‌نهد. در این مقاله با تحلیل روش‌های پساواقع‌گرایانهٔ حقوقی آشنا خواهید شد.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
 

واقع‌گرایی حقوقی در طول دو دهه گذشته همواره مورد توجه محققان حقوقی آمریکا بوده است. قریب به اتفاق استادان رشتۀ حقوق در ایالات متحده، به موضوع واقع‌گرایی حقوقی توجه نشان داده‌اند. توجه به واقع‌گرایی و تفاسیر آن نقاط عطف بسیاری را در اندیشۀ حقوقی آمریکا آشکار می‌کند. می‌توان چنین بیان نمود که واقع‌گرایی نشانۀ تولد مطالعات حقوقی بصورت علمی و با رویکرد اجتماعی بود؛ واقع‌گرایی ماهیت ذاتاً سیاسی فرایند حقوقی را به نمایش گذاشت؛ البته به عقیدۀ برخی از منتقدان خاص، واقع‌گرایی، فلسفهٔ حقوقی پوچ‌گرا و خودکامه بنا می‌نهد. این مقاله قصد ارزیابی این دسته از انتقادات و یا دیگر تفاسیر از فلسفهٔ حقوق واقع‌گرایی را ندارد. هدف این مقاله تحلیل روش‌هایی است که جریان‌های پساواقع‌گرایی در فلسفهٔ حقوق ایجاد نموده‌اند و آن را نسبت به بینش‌های اولیۀ واقع‌گرایی متمایز ساخته‌اند.

متن کامل این مقاله به همراه دیگر مقالاتی در این حوزه در قالب کتاب مکاتب معاصر فلسفۀ حقوق توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 7363