تاریخ فسلفۀ قاره‌ای
نگاهی به کتاب «ایدئالیسم و اگزیستانسیالیسم» نوشتهٔ جان استوارت
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۵۱
 
 
تاریخ فلسفۀ قاره‌ای را عموماً با دو جریان فلسفیِ عمده می‌شناسند: ایدئالیسم آلمانی و دوم پدیدارشناسی/ اگزیستانسیالیسم. این دو جریان فکری غالباً در تعارض با یکدیگر قرار دارند . این تعارض موجب شد تا تاریخ فلسفه در نیمۀ اول قرن بیستم، در نسبت با دو جریانِ برآمده از این دو متفکر، شکل گیرد: عقل‌گرایی نظام هگلی و نقادی بی‌محابای آن در فلسفۀ کی‌یرکگور. اما جان استوارت دربارۀ این روایت از تاریخ فلسفۀ قاره‌ای تردید می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

جان استوارت دارای مدرک دکتری در رشتۀ فلسفه از دانشگاه کالیفرنیا و استاد دانشگاه کپنهاگ دانمارک است. او در زمینه‌های فلسفۀ دین، اندیشۀ کی‌یرکگور، ایدئالیسم آلمانی، اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی به‌طور تخصصی کار کرده است. از سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۰۷ وی عهده‌دار هدایت پروژۀ تحقیقاتی کی‌یرکگور بوده است. عمدۀ آثار او در زمینۀ فلسفۀ هگل و فلسفۀ کی‌یرکگور است.

کتاب ایدئالیسم و اگزیستانسیالیسم در پی آن است که دیدگاه رایج دربارۀ نسبت میان اگزیستانسیالیسم و ایدئالیسم را بررسی کند. تاریخ فلسفۀ قاره‌ای را عموماً با دو جریان فلسفیِ عمده می‌شناسند: ایدئالیسم آلمانی و دوم پدیدارشناسی/ اگزیستانسیالیسم. این دو جریان فکری غالباً در تعارض با یکدیگر قرار دارند و تفاوت‌های عمیقی را نشان می‌دهند. ریشۀ این نگاه به شکاف ناگهانی قرن نوزدهم میان اندیشۀ دو فیلسوف بزرگِ این قرن، هگل و کی‌یرکگور، باز می‌گردد. این شکاف موجب می‌شود تا تاریخ فلسفه در نیمۀ اول قرن بیستم، در نسبت با دو جریانِ برآمده از این دو متفکر، شکل گیرد: عقل‌گرایی نظام هگلی و نقادی بی‌محابای آن در فلسفۀ کی‌یرکگور. جان استوارت در این کتاب دربارۀ این روایت از تاریخ فلسفۀ قاره‌ای تردید می‌کند و نشان می‌دهد که اندیشۀ کانت و هگل چگونه بر اندیشه‌های پس از خود تأثیر گذاشته‌اند.

مارسیا مورگان در ارزیابی خود از این کتاب -که در روزنامۀ سورن کی‌یرکگور، شماره ۵۸ منتشر شده است- چنین می‌نویسد:
«اگرچه با استوارت در این مسئله که کی‌یرکگور را به‌واسطۀ هگل فهم می‌کند مخالف هستم، اما باید اذعان کرد که استوارت با موشکافی درباب نحوۀ پذیرش این چهره‌ها در تاریخ بحث می‌کند و درباب تعاریف آن‌ها از «عقل» و «حقیقت» پرسش‌های مهمی را طرح می‌کند [...]. کتاب ایدئالیسم و اگزیستانسیالیسم را باید هر کسی که به تاریخِ افکار هگل، کی‌یرکگور، شوپنهاور، نیچه، سارتر و مرلوپونتی علاقه‌مند است مطالعه کند. چون استوارت در نوشته‌اش بر موضعی به‌شدت خلاف فهم عمومیِ تاریخ فلسفه‌دان‌ها پای می‌فشارد و اثرش به‌واسطۀ آنکه تصورات پیشین ما را به‌طور جدی به چالش می‌کشد دارای اعتبار است.

خوانندۀ این کتاب ناچار است دربارۀ «عقل» در تمام موارد استفاده‌اش در خلال تاریخ فلسفۀ اروپایی مدرن بارها بیندیشد. از آنجا که استوارت راه‌حل یک‌دست و واحدی برای این مسئله که عقل چیست ارائه نمی‌دهد، خواننده خود باید تعریفی تازه از آن پیدا کند و در همان حال بیندیشد که چطور چنین مفهومِ همواره در حال توسعه و برخوردار از اعتبارات مختلف، می‌تواند دربارۀ یک «نظام/سیستم» به‌کار رود.»

عناوین فصل‌های این کتاب عبارت‌اند از: بخش اول: هگل و ایدئالیسم آلمانی: هگل و اسطورۀ عقل، پدیدارشناسی روح هگل به‌منزلۀ نوشته‌ای نظام‌مند، ساختار ادبی پدیدارشناسی روح هگل، بخش دوم: میان ایدئالیسم و اگزیستانسیالیسم: مواضع برخورد در فلسفۀ دین هگل و شوپنهاور، نقد کی‌یرکگور دربارۀ فقدان اخلاق در سیستم هگلی، نقد کی‌یرکگور دربارۀ انتزاع و راه‌حل پیشنهادی او، نقد مدام کی‌یرکگور دربارۀ «خیر و وجدان» هگل، هگل و نیچه در باب مرگ تراژدی و زندگی اخلاقی یونانی، بخش سوم: اگزیستانسیالیسم: اخلاق اگزیستانسیالیستی، نقدهای مرلوپونتی بر نظریۀ آزادی سارتر، سارتر و مرلوپونتی دربارۀ آگاهی و ایمان بد.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
استوارت، جان. ایدئالیسم و اگزیستانسیالیسم: هگل و فلسفۀ اروپایی قرن بیستم، انتشارات بلومزبری، ۲۰۱۰
Stewart, Jon. Idealism and Existentialism: Hegel and Nineteenth-and Twentieth-Century European Philosophy. Bloomsbury Publishing, 2010

کد مطلب: 1129