دین در دنیای مدرن
نگاهی به کتاب «عصر سکولار» نوشتۀ چارلز تیلور
دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۲ ۰۷:۴۰
 
 
کتاب «عصر سکولار»، نوشتۀ چارلز تیلور کم‌وبیش به‌عنوان یکی از آثار مرجع، پیرامون نظریۀ سکولاریسم شناخته می‌شود. نظریه‌های پیشین دربارۀ سکولارشدن، غالباً به یکی از این دو حقیقت باز می‌گردد: اول اینکه فضای عمومی از دیانت تهی شده است و دوم اینکه سقوطی در زمینۀ باورها و اَعمال دینی رخ داده است. اما تیلور، تعریف سومی از سکولاریسم مطرح می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۶ دقيقه
 
 

کتاب عصر سکولار، نوشتۀ چارلز تیلور کم‌وبیش به‌عنوان یکی از آثار مرجع، پیرامون نظریۀ عرف‌گرایی (سکولاریسم) شناخته شده و مورد تحسین همگان قرار گرفته است تا جایی که رابرت بلا در سن ۷۶ سالگی در تمجید از این کتاب آن را یک «اثر نافذ» نامیده است.

تیلور زمان زیادی را برای نگاشتن این کتاب صرف کرده و در آن سهم عمده‌ای را برای فلسفۀ هگل، فلسفۀ زبان، فلسفۀ علم، فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ سیاسی در نظر گرفته است، اگرچه بنا به قول هارالد گریمن، انسجام درونی آن در نهایت بیشتر بر روی انسان‌شناسی فلسفی صورت گرفته است. تیلور در این کتاب با پیروی از روشی که در کتاب منابع خود۱ (۱۹۸۹) به چشم می‌خورد، بسیاری از مسائلی را که در کتاب‌ها و مقالات قبلی خود به آن‌ها پرداخته است به زیبایی در هم می‌آمیزد. در این کتاب دوباره موضوعاتی از قبیل آنچه در کتاب‌های اخلاق اعتبار (۱۹۹۱)، توهمات مدرن اجتماعی (۲۰۰۴)، اقسام ادیان امروز (۲۰۰۲) و مقالات فلسفی (۱۹۸۵) دیده می‌شود، از سر گرفته شده است. کنارگذاشتن و تلفیق این مسائل با یکدیگر به منظور چگونه انسان بودن و چگونه مدرن زندگی کردن صورت گرفته است. نوع گفتار تیلور در این کتاب بسیار شبیه به نوع گفتار او در کتاب منابع خود (۱۹۸۹) است منتها با این تفاوت که تیلور در این کتاب افق تاریخی-فلسفی وسیعی را فرا روی ما می‌گشاید که به‌خوبی به ما نشان می‌دهد پیشرفت تفکر مدرن در انسان از سدۀ شانزدهم میلادی به بعد آغاز شده است.

تمرکز کردن بر روی عصر سکولار، مسئله‌ای است که ظاهراً از مدت‌ها پیش مطلوب نظر بوده، تا اینکه تیلور شخصاً مسیر آن را به‌سمت جلو گشوده است. از آنجایی که او وارث سنّت کاتولیک است، در انتها، مفصلاً به تحلیل این مطلب می‌پردازد که در دوران مدرن، انسان علاقه‌مند است به چه چیزی «اعتقاد» داشته باشد. به همین دلیل عبارت کنایه‌آمیز رابرت بلا در توصیف این کتاب [«اثری نافذ»] می‌تواند در درک معنای این کتاب برای ما راه‌گشا باشد.

اثر عصر سکولار، عبارت است از نظریۀ تیلور در مورد عرفی‌شدن. نظریه‌های پیشین دربارۀ عرفی‌شدن (سکولارشدن)، غالباً به یکی از این دو حقیقت باز می‌گردد: اول اینکه فضای عمومی از دیانت تهی شده است، بدین معناست که اصول و هنجارهای زندگی امروز ما دیگر نشانی از خداوند در خود ندارد و دوم اینکه سقوطی در زمینۀ باورها و اَعمال دینی رخ داده است، یعنی، مردم دیگر از خداوند روی‌گردان شده‌اند و به کلیسا نمی‌روند.

تیلور، تعریف سومی از عرفی‌شدن، با تمرکز بر روی شرایط باورمندی، مطرح می‌کند. در این تعریفِ سوم، عرفی‌شدن، عبارت است از حرکتِ جامعه‌ای که در آن باور به خدا ثابت و درواقع بی‌چون و چراست، به جامعه‌ای که در آن باور به خدا گزینه‌ای در میان دیگر گزینه‌هاست (ص۳). برای عرفی‌شدن در این معنا، یعنی برای اقرارِ بی‌تکلفِ متعالی‌شدن یا برای اهدافی که فراسویِ شکوفایی انسان قرار دارند، [همواره] پایانی وجود دارد (ص۲۱).

به‌عبارت دیگر، ظاهراً تیلور می‌خواهد این پرسش را مطرح کند که چرا خدا ناباوری، در فاصلۀ سال‌های ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلادی، عملاً ناممکن بوده است، هنگامی‌که بسیاری از ما نه‌تنها آن‌ را آسان نیافته، بلکه حتی اجتناب‌ناپذیر می‌دیدیم؟

عصر سکولار، کوششی است جهت شرح تغییرات این پیش‌زمینه، در تمام بستری که مردم آن ‌را تجربه کرده و در جست‌وجوی کمال بوده‌اند که تیلور از آن، به فرا رسیدن عصر سکولار تعبیر کرده است. در پایانِ «عرفی‌شدنِ سوم» چیزی وجود دارد که تیلور، آن را اومانیسم منحصربه‌فرد یا تغییری در راه ادراک کمال می‌نامد. در سال ۱۵۰۰ میلادی، مردم در جهانی زندگی می‌کردند که نیروهای روحانی حکم‌فرما بود، اما رفته‌رفته، جامعه‌ای آزاد و خودرأی جایگزین آن شد که قادر است رابطۀ خود را با هر آنچه خارج از حوزۀ عقل است، بگسلد: مقصود نهایی، همیشه چیزی است که از درون خودمان برمی‌خیزد.

چه عاملی سبب این تغییر شده است؟ تیلور می‌گوید به‌سمت اصلاحات کشیده شده‌ایم. تعصبِ دینی، احساس مسئولیت فردی بزرگ‌تری را در برابر خداوند به‌وجود آورده است؛ معنویتی جدید با سمت‌وسوی فردی. نتیجۀ چنین تغییری، عبارت از اهمیتی است که در انضباط اشخاص و حسِ ابزارگرایانه در جهان به‌وجود آمده است. هدف این نظم، شکوفایی انسان است که به‌نظر می‌آید طرح و نقشۀ خداوند برای بشر نیز همین بوده است. اما این شکوفایی از طریق [بالا رفتن] ظرفیت انسانی به‌وجود می‌آید، با اظهار این جمله که دیگر به خدا نیازی نیست.

در اینجا تیلور از یک تغییر انسان‌محورانه سخن می‌گوید؛ تغییری که تحت‌الشّعاع هدفی بالاتر قرار گرفته باشد. و چه هدفی بالاتر از کمالی که خداوند برایمان در نظر داشته است. همچنین، بارقۀ دیگری از لطف الهی وجود دارد: همۀ آنچه برای تحقق طرح کمال الهی نیاز داریم، عبارت است از خرد و نظم. از طریق خرد، فلاسفه و الهی‌دانان، درصددِ یافتن هستۀ فشردۀ بی‌چون‌وچرایی از باور دینی هستند و این کارْ هم به‌خاطر کنار زدن هالۀ توهمات پاپ‌هاست و هم تعصبات پیوریتن‌ها. بنابراین هیچ مطلوب و هدفی والاتر از آنچه تیلور آن را «شکوفایی انسان» می‌داند، وجود ندارد (ص ۲۴۲).

تیلور معتقد است که کشف سرچشمه‌های نوع‌دوستیِ درون-انسانی، به‌مثابۀ یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تمدن بشری است. این نیز از دیگر بیانات تیلور است. او به‌شدت می‌کوشد تا نشان دهد که ما نه نیازی به پذیرش هر آنچه از توسعۀ جامعۀ مدرن می‌آید داریم، نه لزوماً ترسی از آن داریم. درست همان‌گونه که در مدرنیتۀ کاتولیک؟ (۱۹۹۹) و اخلاق اعتبار (۱۹۹۱)، نشان می‌دهد که ما چگونه نیازمند بازیابی خوبی‌های مدرنیته هستیم، حتی هنگامی که این خوبی‌ها، ظاهراً به بیراهه کشیده شده‌اند.

بنابراین شرایط برای باورمندی، تغییر یافته است. باورمندی، هنوز از جهان رخت بر نبسته است. بلکه «این جهانی است که [امروزه] در آن سرنوشت باورمندی بیش از پیش به ادراکات قدرتمند افرادش، بدون الهام از دیگران، وابسته شده است» (ص۵۳۱). ما مقداری از آنچه را که تیلور، واقعیات بزرگ زندگی می‌نامد گم کرده‌ایم. اما در عوض، عصری که در آن زندگی می‌کنیم، عصر اعتبار و سندیت است. این بدان معناست که ما آموخته‌ایم چگونه عمق درون خود را بیابیم و رابطۀ خود با جهانی را که در آن زندگی می‌کنیم، شناسایی کنیم: جهانی متشکل از «زمان نامنتها و فضایی بیکران» (۳۴۷).

بدین ترتیب، به‌نظر می‌رسد با جهانی که از حیطۀ همگانی دور شده است، تنها مانده‌ایم. با این حال، آن‌چنان‌که «جوزه کاسانوآ» استدلال می‌کند، استمرار گفتمان دینی در قالب زبان، در دایرۀ عمومی که برای گروهی از مردم معنادار است، می‌تواند مهم باشد. با وجود این، باورمندی به‌عنوان یک موضوع تعریف-هویت دارای اهمیت بالایی است (ص۵۹۱).

کتاب عصر سکولار، هم به لحاظ دامنه و هم به لحاظ حجم، کتاب بزرگی است، اگرچه به نظر من، می‌تواند حاصل از دست دادن چند صد برگ باشد. من پیشنهاد می‌کنم کسانی که می‌خواهند به‌طور عمیق، آثار فلسفی و انسان‌شناختی تیلور را مطالعه کنند با کتاب منابع خود شروع کنند. اما حتی الان نیز کتاب عصر سکولار می‌تواند سهم بزرگی را در انجام مطالعات و تحقیقات جامعه‌شناسانِ دین داشته باشد.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
تیلور، چارلز. عصر سکولار، انتشارات بلک‌نپ. ۲۰۰۷
Taylor, Charles. A Secular Age. Belknap Press. 2007


پی‌نوشت‌ها:
[۱] Sources of the Self

کد مطلب: 1733
 


 
محسن
Kuwait
۱۳۹۵-۰۳-۰۳ ۱۸:۲۰:۳۰
بهترین کتاب در زمینه سکولاریسم رو مجید محمدی به اسم سر بر آستان قدسی دل در گرو عرفی نوشته البته خیلی کمیاب شده (710)
 
زهير
۱۳۹۵-۰۵-۰۸ ۰۶:۰۹:۲۸
سلام،
آيا اين متن ترجمه است؟ اگر چنين است آيا امکان دارد که نشانی متن اصلی و نام مترجم محترم را بفرماييد؟
با سپاس و ادب،
زهير (856)
سلام. این مطلب ترجمه نیست.