جامعه‌شناسی علم و تمدن اسلامی
بررسی کتاب «زائری تندوتیز: درآمدی بر زندگی و کار محمد اقبال» نوشتۀ اقبال سینق
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲ ۱۰:۲۴
 
هدف سینق در این کتاب بررسی «رابطۀ نظریه و عمل» در زندگی شاعرانۀ اقبال لاهوری است.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

این اثر سرگرم‌کننده، بررسی بیوگرافی شاعر و متفکر مذکور، محمد اقبال [لاهوری] توسط نویسنده است که اصالتاً در ۱۹۵۱ منتشر شده است. نویسنده، «اقبال گورپراتاپ سینق۱»، ژونالیستی مشهور بود که در پنجم فوریۀ ۲۰۰۰ میلادی در سن ۸۹ سالگی درگذشت. او به‌خاطر یادداشت‌هایش در ستونی با عنوان «چنین گزارش شده۲» در هفته‌نامه‌ای که به تحلیل گزارش‌های برتانیایی در باب هند می‌پرداخت، مشهور بود.

این کتاب که در دوازده بخش، شاملِ دامنه‌ای از موضوعات شده، چنین است: تأثیرات اولیۀ بر این شاعر، تعلیم و تربیت و آموزش او هم در هند و در خارج از آن، بازگشت او به سرزمین خودش و تأکید فزاینده بر فن شعر در مورد موضوعات اسلامی، گریزش از بسیاری از موضوعات کلاسیک در شعر ایرانی و اردو و دفاع از توسعۀ «خودی۳» یا اگو، واکنشِ او برضد ایده‌آل‌های غربی، ناهماهنگی‌های مقطعی میان فلسفه‌اش، آنگونه که در نوشته‌ها و اسنادش بیان شده است، تفکر او که در کارهای اصلی او آمده است، برخی بینش‌ها در باب زندگی‌اش، خلاصه و در ‌‌نهایت، بخشی که معنون شده به «موضوعاتی غیر مهم؟» است که شامل زندگی شخصیِ اقبال، شامل روابط مربوط به ازدواج و غربت او نسبت به پسر بزرگترش است. جایگاه این آخرین بخش، ریسمان و پیوستگی تا حدی عجیب موجود در اثر را از میان می‌برد و بهتر بود به‌جای آنکه بعد از بخش خلاصه بیاید، در بخش‌های اولیه ادغام می‌گردید.

موضوع عامی که از طریقِ این کتاب پیش کشیده می‌شود، این است که شخصیت اقبال، «جمع اضداد» بود که از خودش از طریق شعر در یکی از دوبیتی‌هایش بیان داشته است. هدف سینق در برجسته‌سازی این جنبه از وجوه شخصیتی اقبال، آنگونه که خودِ او تذکر می‌دهد، یعنی «فراهم کردنِ مبنایی برای یک قضاوت مخالف» نیست، بلکه بیشتر، بررسی «رابطۀ نظریه و عمل» (ص۱۴۱) در زندگی شاعرانه است.

این تنش را می‌توان با مثال بیان کرد. در‌حالی‌که اقبال در شعر، کسانی را که در جستجوی عناوین حکومتی هستند به استهزاء می‌گیرد، خودش مقام سلحشوری را می‌پذیرد. در حالی‌که او در «پیام مشرق»، لیگ ملل۴ را به‌عنوانِ «جامعۀ تابوت‌دزدان» معرفی می‌کند و هیچ جایگاهی برای مشارکت در شوراهای «تابوت‌دزدان» نداشته است، به‌نظر می‌رسد با نامزدی نائب‌السلطنه به‌عنوان عضوی از هیئت نمایندگانِ هند موافق بوده است. چنین تضاد‌ها و انگیزه‌های شعریِ محتملی در بخش هفتم با عنوان «بخش اسناد» مورد بحث قرار گرفته‌ است. علیرغم چنین ملاحظاتی، کتاب زائر تندوتیز، به‌هیچ وجه، در ارزیابی اقبال نامهربان نیست. این تضاد‌ها، در شخصیت شاعر، اغلب به‌عنوان جنبه‌های پیچیده لحاظ می‌شوند.

یکی از قوی‌ترین کتاب‌ها، در ارزیابیِ سینق از اثر هنری اقبال قرار دارد. نویسنده در یک رفتار شخصی و در عین حال قاطع، مضامینِ مجموعه‌ای از کارهای اصلی شاعر را ارزیابی می‌کند. موضوعات و کیفیاتِ ادبیِ آن‌ها مفصلاً تشریح شده‌اند و نکات برجستۀ فلسفه که شامل آنهاست، آشکار می‌گردد. ترجمۀ ابیات برگزیده، کاملاً زیبا هستند و گاهی، خواننده آرزو می‌کند که‌ای کاش، سینق، در نقل آن‌ها، چشم‌پوشی کمتری به خرج می‌داد. او در تفسیرِ «جاویدنامه»، به قدری عمیق می‌شود که در نظر بسیاری، کاری بزرگ قلمداد می‌شود.

شخصیت اقبال، بواسطۀ شاعری‌اش مورد توجه قرار گرفته که در زمینۀ سیاسی و اجتماعی‌اش دیده می‌شود. این روایت، روایتی متوازن است که در آن، اقبال به‌عنوان چهره‌ای چندوجهی و در عین حال، خیلی انسانی ظهور می‌‌کند. سینق، در جمع‌بندی، اهمیت اقبال را نه در بنیان‌نهادن یک مکتب شعری، بلکه در نقش‌آفرینی به‌عنوانِ پلی میان گذشته و حال می‌بیند: «اقبال یک رابط است که بر لبۀ دو دوره ایستاده و می‌توان مدعی بود که او نمایندۀ آخرین حلقه از زنجیرۀ شاعران سبک هندو-ایرانی و اولین حلقه از مدرن‌هاست. اهمیت او در این مسئله است» (ص۱۳۹).

برخی اشتباهات بزرگ در این کار وجود دارد. نویسنده، سابقۀ تاریخی کمتر از پانصدسالۀ زبان اردو را با سابقۀ تاریخی دو هزارساله و بلکه بیشتر زبان ایرانی (فارسی) مقایسه می‌کند (ص۲۶). در حالی‌که توصیفات مربوط به خط سیرِ قضاوت‌ها و توسعۀ زبانِ عصرش، در بهترین حالت، ذهنی هستند، ما می‌توانیم با اطمینانِ خاطر بیان کنیم که زبان ایرانی و لهجه‌ای که اقبال وارث آن بود، آنچنان غنی نبود که تا زمان مسیح به عقب بازگردد. در حالی او یقیناً گفته‌های شاعرانۀ رودکی را درک کرده بود، زبان ایرانیِ متعلق به گذشته‌ای دور‌تر، به‌عنوانِ زبانی که بعد از ورود واژگان عربی با گسترش اسلام دست‌خوشِ تغییرات دراماتیک گردید، برای او غیرقابل درک بوده است. با این وجود، اشتباهات مشابه، معدود هستند. برای مثال، می‌توان به «مفید‌ترین عبارت (یعنی فاز یا مرحله) کارش» (ص۹۸) و اینکه «عبدالغدیر از دوستان (یعنی دوست) اقبال بوده است» اشاره کرد (ص۱۵۱). با این وجود، این موانعِ جزئی، از اهمیت این کار، نمی‌کاهد.

در کل، کتاب زائر تندوتیز، به‌نحوی جذاب، با سبکی زیبا نوشته شده که خواندنِ آن‌را دلپذیر می‌سازد. این کتاب، واقعاً بایستی به‌عنوان مجموعه‌ مقالاتی بهم پیوسته در مورد اقبال تلقی گردد. آنهایی که در جستجویِ یک مجلد تفسیرشده از پژوهش در مورد اقبال هستند، شاید خودشان را در مواجهه با این کتاب، ناکام بیابند. نکاتِ [قابل توجه]، نادر هستند و گاهی عبارات بدون استدلال یا ارجاع به منبعی خاص، آورده شده‌اند. این واقعیت، این کتاب را در ردیابی پرسش‌های نویسنده با مشکل مواجه می‌سازد. با این وجود، این عنوان، اثر مذکور را به «درآمدی بر زندگی و کار محمد اقبال» معرفی می‌کند و البته یقیناً در این ادعا، موفق است.

اطلاعات جامعه‌شناختی:
سینق، اقبال، زائری تندوتیز: درآمدی بر زندگی و کار محمد اقبال، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۷

Singh, Iqbal. "The ardent pilgrim: An introduction to the life and work of Muhammad Iqbal." Longmas, Green and Co., Calcutta / 1951

پی‌نوشت‌ها:
[۱] Iqbal Gurpratap Singh
[۲] So it's reported
[۳] Khudi
[۴] the League of Nations

کد مطلب: 2476