بررسی کتاب «پنجاه‌سالگی دو جزم تجربه‌گرایی»
چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۳ ۱۰:۲۰
 
ویلارد ون اورمن کواین در سال ۱۹۵۱ مقاله‌ای ۱۶ صفحه‌ای باعنوان «دو جزمِ تجربه‌گرایی» منتشر کرد. خیلی‌ها این مقاله را ضربۀ نهایی بر پیکر پوزیتیویسم منطقی می‌دانند. کواین در این مقاله، جزم اول تجربه‌گرایی، یعنی تمایز گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی را زیرسوال می‌برد و می‌گوید تمامیِ روش‌هایِ شناخته‌شده برای تعریفِ گزاره‌های تحلیلی، یا فایده‌ای ندارند و یا به دور منتهی می‌شوند. جزم دوم تجربه‌گرایی ادعای فروکاستِ دقیقِ همۀ معرفت بشر به تجربۀ بی‌واسطه‌ای است که رابطه‌ای یک به یک با جهانِ خارج دارد. به نظر کواین چنین فروکاستی ممکن نیست.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

مقالۀ ۱۶ صفحه‌ایِ «دو جزمِ تجربه‌گرایی» از «ویلارد ون اورمن کواین»۱ را برخی از فلاسفه تأثیر‌گذارترین مقالۀ فلسفی در قرن بیستم دانسته‌اند. مقاله‌ای که در سال ۱۹۵۱ منتشر شد و بسیاری آن را ضربۀ نهایی بر پیکر پوزیتیویسم منطقی می‌دانند. کواین در این مقاله، جزم اول تجربه‌گرایی، یعنی تمایز گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی را زیرسوال می‌برد و می‌گوید تمامیِ روش‌هایِ شناخته‌شده برای تعریفِ گزاره‌های تحلیلی، یا فایده‌ای ندارند و یا به دور منتهی می‌شوند. جزم دوم تجربه‌گرایی -به گفتۀ کواین- ادعای فروکاستِ دقیقِ همۀ معرفت بشر به تجربۀ بی‌واسطه‌ای است که رابطه‌ای یک به یک با جهانِ خارج دارد. به نظر کواین چنین فروکاستی ممکن نیست.

کواین مقالۀ خود را یکی از نقاط عطفِ تجربه‌گرایی می‌دانست. به گفتۀ او تجربه‌گرایی بدون این دو جزم نیز می‌تواند به کارِ خود ادامه دهد. کواین ۵ نقطۀ عطف تجربه‌گرایی را به ترتیب چنین بر‌ می‌شمرد: ۱) گذر از انطباعاتِ ذهنی به کلمات ۲) گذر از کلمات به جمله‌ها ۳) گذر از جملات مفرد به بافت و ساختار کلیِ جملات ۴) انکار تمایز تحلیلی-ترکیبی ۵) انکار هستی‌شناسی یا فلسفه‌‌ی اولی. کواین معتقد است نقاط عطف یک تا سه بیانگر جریان تجربه‌گرایی از آغاز تا کارنپ است و نقاط عطف ۴ و ۵ بیانگر تحولی است که خود او در تجربه‌گرایی ایجاد کرده است.

پوزیتیویست‌های منطقی از ترکیب تمایزِ تحلیلی-ترکیبی و فروکاست همۀ معرفت بشر به ادراک بی‌واسطۀ حسی به این نتیجه می‌رسند که وظیفۀ فیلسوف استفاده از روش تحلیل مفاهیم برای روشن ساختن زبان علم است. بنابراین فیلسوف وظیفه‌ای متفاوت از دانشمند دارد. در مقابل، کواین بر آن بود که معرفتِ بشری فرشی است که تنها لبه‌های آن با تجربه برخورد می‌کند و تمایز گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی صرفاً بسته به ملاحظاتِ پراگماتیستی ما برای تعیینِ دامنۀ گسترۀ اصلاحاتْ در نظام معرفتی است.

کتاب پنجاه سالگی دو جزم تجربه‌گرایی مجموعۀ مقالاتی است که توسط نویسندگان مختلف در بازه‌های زمانی گوناگون نوشته شده است. آنچه این مقالات گوناگون را کنارِ هم می‌نشاند ـ به اعتقاد ویراستاران کتاب ـ این سوالِ بنیادین است که وظیفه و کارکرد فلسفه در زمانۀ ‌علم چیست؟ تلقیِ فلسفه به عنوان معرفتی پیشین که روشی متمایز از علوم تجربی دارد، هم در فلسفۀ تحلیلیِ متقدم و پوزیتیویست‌های منطقی وجود دارد و هم در سنت‌های فلسفی‌ای مانند پدیدارشناسی و نئوکانتیسم و حتی هرمنوتیک فلسفی. لذا مقالۀ کواین ـ که می‌کوشد این تلقی از فلسفه را زیر سوال ببرد ـ دامنه‌هایی فراتر از حدود فلسفۀ تحلیلیِ متعارف دارد.

به گفتۀ ویراستاران، این کتاب با سایر مجموعه‌هایی که تاکنون در این باره منتشر شده دو تفاوت اصلی دارد: ۱) تمرکز بر نقد کواین بر سه مفهوم تحلیلیت و پیشینی بودن و ضرورت ۲) تأثیر نقد‌های کواین بر این سه مفهوم در شکل‌گیری دیدگاه خاص او در باب جایگاه فلسفه،مخصوصاً با توجه به دو ایدۀ کل‌گرایی و عدم تعین ترجمه.

در این مجموعه موافقان و مخالفانِ کواین کوشیده‌اند با توجه به چنین دغدغه‌هایی در باب اهمیت امروزین مقالۀ کواین به نتایجی دست یابند. مقالات این مجموعه را ‌می‌توان در سه دستۀ کلی قرار داد. دستۀ اول مقالات متمرکز بر نقد کواین بر تحلیلیت است:آیا می‌توان بار دیگر با توسل به معنا و ترداف، تمایز تحلیلی و ترکیبی را برقرار کرد؟(مقالۀ پل بوغوسیان۲) گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی در نگاه کانت، فرگه و کارنپ به چه معنا بوده است و آیا نقد کواین بر همۀِ تعاریف مختلف از این تمایز فائق می‌آید؟ (مقالۀ ورنا مایر۳) آیا میتوان با انکار دوگانگی قاطعِ گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی، تمایزی ساده و کارکردی میان این دو دسته نهاد؟ (مقالۀ کریستین نیمتز۴) آیا تلقیِ غیر معرفتی و غیر زبان شناسانۀ کریپیکی از ضرورت، می‌تواند گامی به سوی تعریفِ تحلیلیت باشد؟ (مقالۀ آسا ویکفرس۵)

دستۀ دوم مقالاتْ معطوف به وجوهِ منطقی و زبان‌شناسانۀ نقدِ کواین است : آیا می‌توان با بازگشت به تلقیِ ویتگنشتاینی از تحلیلیت (گزاره‌های واجدِ نقشِ هنجاری در نظام معرفتی) و تلقیِ کارنپی از آن (گزاره‌هایی که ضرورتاً صادق هستند) بار دیگر این تمایز را -به نحو رقیق‌تری- زنده کرد؟ (مقالۀ هانس یوهان گلوک۶) آیا می‌توان مشکل ترادف را حل کرد؟ (مقالۀ پتر پاگین۷) نقش منطق و ریاضیات در شناختِ ما از جهان چیست؟ (مقالۀ تایلر برگ۸)

دستۀ آخر مقالات، می‌کوشند در سایۀ نظامِ کلی کواین، مقالۀ دو جزم تجربه‌گرایی را بازخوانی کنند. جایگاه فلسفه و علم در نظام کواین چگونه است؟ (مقالۀ گیرت کیل۹) معنایِ «معنا» در دیدگاه کواین چیست؟ (دانالد دیویدسون۱۰)

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Glock, Hans-Johann, Kathrin Glüer, and Geert Keil, eds. Fifty years of Quine's" Two dogmas". Vol. 66. Rodopi, 2003


پی‌نوشت‌ها:
[۱] Willard Van Orman Quine
[۲] Paul Boghossian
[۳] Verna Mayer
[۴] Christian Nimtz
[۵] Asa Wikforss
[۶] Hans-Johann Glock
[۷] Peter Pagin
[۸] Tyler Burge
[۹] Geert Keil
[۱۰] Donald Davidson

کد مطلب: 7115