مکتب شیکاگو
نگاهی به کتاب «شیکاگونومیک: سیرتحول مکتبِ اقتصاد آزادِ شیکاگو» نوشتۀ لَنی ابنستاین
شنبه ۵ دی ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰
 
ترجمۀ: سعید مسگری مرجع: Economist
شیکاگونومیک کتابی است که لَنی ابنستاین، نویسنده ای پرکار در حوزۀ تاریخ عقاید اقتصادی، آن را نوشته است. این نوشته دربردارندۀ مجموعه‌ای است از بررسی‌های تاریخی دربارۀ مکتب اقتصادی شیکاگو برای اینکه متوجه شویم چه چیزهایی می‌توان از گذشتۀ این مکتب برای امروز بیاموزیم. نویسنده تاریخ فکری مکتب شیکاگو را از آغاز آن در دهۀ ۱۸۹۰ بررسی کرده است.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
مارگارت تاچر در کنار رونالد ریگان
 

اکونومیست — دانشگاه شیکاگو از زمان تأسیس در سال ۱۸۹۰ کلاس جهانی معتبری برای اقتصاد تشکیل داد. از سال ۱۹۶۹ حدود ۲۸ نفر از برندگان جایزۀ نوبل اقتصاد ازجمله فردریک هایک، میلتون فریدمن و جورج استیگلر از دانش آموختگان آن بودند. این تعداد بسیار بیشتر از سایر مؤسسات آموزشی اقتصاد است.

بعد از اینکه رونالد ریگان در امریکا و مارگارت تاچر در انگستان به سیاست‌های اقتصاد آزاد، یعنی بازارهای آزاد اقتصادی و کنترل دقیق عرضۀ پول علاقه‌مند شدند و آن‌ها را به‌کارگرفتند، این سیاست‌ها بر سایر سیاست‌های اقتصادی در جهان، غالب شدند.

اما بعد از بحران مالی، مکتب شیکاگو از برخی سیاست‌های خود عقب نشینی کرد. این اتفاق حداقل در سیاستگذاری رخ داد. فروپاشی بانک لیمن برادرز در سال ۲۰۰۸، در مقیاسی گسترده بازگشت به اقتصاد دولتی را به ارمغان آورد. این بازگشت، در قالب ملی سازی بانک‌ها، محرک‌های مالی و افزایش عرضۀ پول با استفاده از سیاست‌های تسهیل کمی رخ داد. همچنین در این سال مشاهده شد که سیاست‌های پوپولیستی چپ، از حزب سیریزا در یونان و جرمی کوربن در انگلستان تا برنی سندرز در امریکا افزایش چشمگیری پیدا کرد. اینان نظریه‌های نئولیبرال را برای مشکلاتی از قبیل کاهش دستمزد حقیقی و افزایش نابرابری مذمت می‌کردند.

شیکاگونومیک کتابی است که لَنی ابنستاین۱، نویسنده‌ای پرکار در حوزۀ تاریخ عقاید اقتصادی، آن را نوشته است. این نوشته دربردارندۀ مجموعه‌ای است از بررسی‌های تاریخی دربارۀ مکتب اقتصادی شیکاگو برای اینکه متوجه شویم چه چیزهایی می‌توان از گذشتۀ این مکتب برای امروز بیاموزیم. نویسنده به‌ترتیب، تاریخ فکری مکتب شیکاگو را از آغاز آن در دهۀ ۱۸۹۰ از دانشگاه اقتصاد سیاسی آورده است. قبل از دهۀ ۱۹۴۰ اساتید شیکاگو نظرشان به نگرش‌های لیبرالیستی اقتصادانان سیاسی بریتانیا مانند آدام اسمیت، جرمی بنتام وجان استوارت میل نزدیک‌تر بود تا به نظریات هایک و فریدمن در دهۀ ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰. ابنستاین در این اثر نگاهی داشته است بر تفکرات اندیشمندانی نظیر ژاکوب واینر و فرانک نایت. وی با بررسی این اندیشه‌ها نتیجه می‌گیرد که آن‌ها از آزادی شخصی دفاع می‌کنند و این در حالی است که نسخه‌های سیاستی‌شان، مداخلۀ دولت را نفی نمی‌کرد. هردو اندیشمند مانند اسمیت تصورمی‌کردند که توجیه دخالت دولتی در اقتصاد، مربوط است به حوزه‌هایی مانند فراهم‌کردن زیرساخت‌ها، آموزش برای جوانان و تأمین بودجۀ هنرها و فرهنگ و علم.

اقتصاددانان مکتب شیکاگو تا سال ۱۹۴۰ پذیرفته بودند که برای اطمینان‌حاصل‌کردن از اینکه هر کسی از استانداردهای اولیۀ زندگی برخوردار است، استفاده ازتوزیع مجدد ثروت لازم است. به‌عنوان مثال، هنری سیمونز، زمانی که بین سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۶ در شیکاگو کار می‌کرد، نشان داد که چگونه توزیع مجدد ثروت بوسیلۀ توزیع قدرت اقتصادی، در جامعه‌ای آزاد لازم است. حتی هایک، در اثر جنجال‌برانگیز خود در سال ۱۹۴۴، با عنوان راه بردگی، بر استفاده از مقررات زیست محیطی و سیستم‌های دولتی بیمه اجتماعی تأکید کرد.

هایک و فریدمن پس از بازنشستگی عمیقاً لیبرتارین شدند. ابنستاین می‌گوید که آن دو بعدها به‌دلیل طرفداری از نئوآنارشیسم خارج از سنت لیبرال کلاسیک قرار گرفتند. هایک استدلال کرد که شهروندان در صورتی که از خدمات دولت استفاده نمی‌کنند باید از حق بازپس‌گیری مالیاتشان برخوردار شوند. و فریدمن تقریباً همیشه در حال گله‌کردن از دولت بود. هر دوی آن‌ها از اینکه سر زبان‌ها باشند لذت می‌بردند. اگرچه دیدگاه‌هایشان با کارهای پژوهشی قبلی‌شان متناسب نبود. ابنستاین بابت برداشت عمومی و رایج از مکتب شیکاگو به اندازۀ استقبال محافظه‌کاران از آن ناراحت است. او این برداشت‌ها را مبتنی بر گفته‌های افراط‌آمیز اخیر می‌داند.

هر چند ابنستاین شامل این موضوع نمی‌شود؛ اما اقتصاددانان متمایل به‌چپ و همچنین محافظه‌کاران نیز گاهی تریبون‌های دانشگاهی خود را به تریبونی سیاسی تبدیل می‌کنند. با این‌حال کتاب ابنستاین در ایجاد تمایز بین لیبرالیسم کلاسیک و لیبرتاریانیسم موفق است. تمایزی ظریف که امروزه مفقود مانده است. فقدانی که با تلاش پوپولیست‌ها برای نام‌گذاری همۀ انواع بازار آزاد با برچسب نئولیبرال همراه است. فقط همین دلیل کافی است تا همه کسانی که علاقه‌مند به سیاست‌گذاری اقتصادی هستند، این کتاب را بخوانند.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
ابنستاین، لَنی و آلن ابنستاین. شیکاگونومیک: سیرتحول مکتبِ اقتصاد آزادِ شیکاگو. انتشارات مک‌میلان، ۲۰۱۵

Ebenstein, Lanny, and Alan O. Ebenstein. Chicagonomics: The Evolution of Chicago Free Market Economics. Macmillan, 2015


پی‌نوشت:
[۱] Lanny Ebenstein

 

کد مطلب: 7726