داستان زندگی سردبیر مجلۀ پوئتری
نگاهی به کتاب «ژرفای روشن من؛ مراقبۀ یک مؤمن نوین» نوشتۀ کرستین ویمن
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۶:۲۳
 
 
«ژرفای روشن من؛ مراقبۀ یک مؤمن نوین» داستان زندگی کریستین ویمن، شاعر امریکایی و سردبیر مجلۀ پوئتری است. او تلاش می‌کند صدای مذهب را بار دیگر به گوش مخاطبان امریکایی خود برساند و تجربۀ عشق به خدا را برای آنان بازگو کند.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

کریستین ویمن شاعر امریکایی و سردبیر مجلۀ پوئتری۱، شرح‌حال خود را با عنوان ژرفای روشن من؛ مراقبۀ یک مؤمن نوین منتشر کرد.

این شاعر ۴۶ساله با انتشار این کتاب قصد دارد صدای مذهب را بار دیگر به گوش مخاطبان امریکایی خود رسانده و تجربۀ عشق به خدا را برای آنان بازگو و یادآوری کند.

در بخش‌هایی از گزارش نیویورک‌تایمز دربارۀ انتشار این کتاب می‌خوانیم:
او بدون هیچ تردیدی می‌داند که بیشترِ خوانندگانِ علاقه‌مند شعر در سرتاسر جهان، هرچه باشند، جمعیتی نیستند که او را طعمۀ طعنه‌های استهزا کنند. ویمن امیدوار است مخاطبان بیشتری جذب کتابش شوند. این کتاب، مجموعه‌ای از سخنانی ساده دربارۀ نحوۀ بازگشت او به‌سوی خدا در زمانی است که آخرین روزهای حیاتش را سپری می‌کند.

او می‌گوید تعداد بسیار زیادی اندیشمند در این کشور زندگی می‌کنند. آن‌ها از زبان و انواع شکل‌های مذهب در امریکای معاصر ناامید هستند؛ اما احساس می‌کنند رهاکردن نفْس، انسان را از خود بیرون رانده و به پایداری و دوام کشش روح می‌رساند که «خدا» نام دارد. او اعلام می‌کند: «می‌خواستم با اینگونه افراد با صراحت بیشتری صحبت کنم.» داستان بیماری آقای ویمن هر خواننده‌ای را در هر مکانی میخ‌کوب می‌کند.

هفت سال پیش هنگامی که ۳۹ سال داشت و تازه ازدواج کرده بود، مشخص شد که به بیماری ماکروگلوبولینمیا۲ مبتلا شده است. این بیماری گونه‌ای نادر از سرطان است که بر سلول‌های سفید خون اثر می‌گذارد. سال‌های بیماری او بی‌نهایت دل‌خراش بوده است. در کتابش می‌نویسد: «دچار فرسودگی استخوان و نارسایی روده بودم. مفصل‌های صورتم و دست و پایم قفل می‌شد تاآنجاکه نمی‌توانستم غذا بخورم و راه بروم.» سرطانِ او در مغزش تراکم یافته بود و به استخوان‌هایش رسوخ می‌کرد.

نثر این مرد آکنده است از آسیب، آشوب و هراس. آقای ویمن لحظاتی را توصیف می‌کند که هیچ‌کس دوست ندارد با آن روبه‌رو شود: «هنگامی که مرگ خم می‌شود تا شما را ببوید، هنگامی که درد شدید در سرتاسر استخوان‌های شما بی‌پرده شروع به خزیدن می‌کند، وقتی ترس، ترسِ لعنتی که راهی برای رهایی از آن وجود ندارد، ستون فقرات شما را سرد می‌کند... .»

مذهب، حضوری نو در زندگی نویسندۀ این کتاب نیست. او که یک مسیحی باپتیست۳ است، در آپارتمانی در شهر تگزاس غربی بزرگ شده است. سپس چندین دهه از ایمان خود دست کشیده است؛ فقط برای اینکه بعد از ازدواج متوجه شود که آن ایمان دزدانه بازگشته است.

مدت زیادی از سرطانش نگذشته بود که به‌واسطۀ پیامی کوتاه از صندوق پیام صوتی‌اش، به کلیسای متحد مسیحی واقع در پایین ساختمان محل زندگی‌اش روانه شد.

او می‌گوید که کتابش ژرفای روشن من هر دو جنبۀ روشن‌فکری و عرفانیِ ایمان را در بر دارد. آقای ویمن تلفیقی از آثار دو گروه از شاعران را در خود جمع کرده است: نخست، شعرایی با احساسات مذهبی، همچون جورج هربرت۴، دابلیو.بی.‌ییتس۵ و جفری هیل۶ و دوم، روشن‌فکرانی مسیحی مانند دیتریش بونفهوفر۷، پائول تیلیچ۸ و سیمون ویل۹.

در حالی ‌که در خاطرات او سیر می‌کنید، بسیاری از سطور را برای خطابه و منبر آماده می‌بینید. ازجملۀ آن‌ها می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد: «خدا در هر لحظه ما را صدا می‌زند و خدا زندگی است؛ همین زندگی» و «مسیح صدای گریۀ خدا است که می‌گوید من اینجا هستم» و «خدایا! من می‌توانم تنها به‌واسطۀ وجدانم به تو نزدیک شوم.»

آقای ویمن فراتر می‌رود. او در مورد خود و همسرش اینچنین می‌نویسد: «دیشب، ما به این فکر می‌کردیم که آیا مردمی که عشق به خدا را در وجود خود ندارند یا کسانی که آن را دارند، اما به آن اقرار نمی‌کنند یا آن را تکذیب می‌کنند، می‌توانند عشق انسانی را کاملاً درک کنند.»

کتاب خاطرات آقای ویمن سرشار از خدا و خالی از مردم است. به نظر می‌رسد که او از تنهایی رنج می‌برد و فقط با همسر و هرازگاهی با کشیششِ درکنار بالینش به سر می‌برد.

آقای ویمن در پایانِ خاطرات خود یک خبر خوب می‌دهد: سرطان او درحال بهبودی است. هرچند او اذعان می‌کند که «این امکان زیاد است که سلولی بدخیم، سرگردان و گمراه طرح بازگشت به حالت قبل را برای او توطئه کند.»

احتمالاً کتاب او باعث تغییر کیش غیرمعتقدان نخواهد شد؛ اما ممکن است که باعث رشک آنان به عشقی شود که نویسنده در خدا می‌یابد. عشقی که در توصیف ویمن «همانند بوسۀ ساده‌ای با بارقه‌ای از نور در آن» است.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
ویمن، کریستین، ژرفای روشن من؛ مراقبۀ یک مؤمن نوین، فرار استراوس گیروکس، ۲۰۱۳
Wiman، Christian. My Bright Abyss: Meditation of a Modern Believer. Farrar Straus Giroux، 2013


پی‌نوشت‌ها:
[۱] Poetry magazine
[۲] macroglobulinemia
[۳] Baptist
[۴] George Herbert
[۵] W. B. Yeats
[۶] Geoffrey Hill
[۷] Dietrich Bonhoeffer
[۸] Paul Tillich
[۹] Simone Weil

کد مطلب: 865
 


 
شاهین
France
۱۳۹۵-۰۲-۰۷ ۲۱:۱۹:۱۰
من متوجه نشدم این مطلب به توضیح شما در تصویر ارایه شده در کانال تلگرام ترجمان چه ارتباطی داشت ؟
" آیا مردمی که عشق به خدا را در وجود خود ندارند، می توانند عشق انسانی را کاملا درک کنند." (659)