نابرابری‌های کوچک مرگ‌بار
تبعیض علیه زنان فقط مسئله‌ای اجتماعی نیست، بلکه از پزشکی تا فناوری ظهور و بروز می‌کند
چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸ ۰۹:۳۳
 
یکی از گله‌های رایج مردان از زنان این است که هیچ‌وقت گوشی‌شان را جواب نمی‌دهند. زن‌ها گوشی‌شان را ته کیفشان می‌اندازند و اگر با آن‌ها کاری داشته باشی، صد بار هم که زنگ بزنی، متوجه نمی‌شوند. اما بیایید از مسیر دیگری هم به این مسئله نگاه کنیم: لباس‌های زنانه جیب ندارند، و گوشی‌های جدید بزرگ‌تر از آنند که زنان بتوانند آن‌ها را در دست نگه دارند. در واقع، آن‌ها «مجبورند» گوشی‌شان را در کیفشان بگذارند. کتابی جدید با چنین مثال‌های ساده‌ای نشان می‌دهد چطور زنان در جامعه نادیده‌ گرفته می‌شوند.
تخمین زمان مطالعه : ۹ دقيقه
 
عکس:آی‌استاک.
 

سوفی مک‌بین، نیواستیتسمن — بعدازظهر یکی از همین روزها، در میانۀ کولاک نوزادم را از مهدکودک برداشتم. ماشین‌ها و اتوبوس‌ها زوزه‌کشان در خیابان‌هایی که رویشان شن پاشیده بودند، از کنار ما می‌گذشتند، اما پیاده‌روهای یخ‌زده و گِل‌آلود لیز بودند. وقتی برف‌روب‌ها خیابان‌های نیویورک را پاک می‌کنند، معمولاً توده‌های برف را کنارۀ جدول می‌ریزند. ما هم با پای پیاده باید از این تپه‌های ناهموار برف فشرده بگذریم تا به آن سوی خیابان برسیم. این وضع آدم را دیوانه می‌کند، خصوصاً اگر مثل من پنج‌ماهه باردار باشی و یک کالسکۀ کوچک را هم نیمی از راه هُل بدهی و نیمی از راه به بغل بگیری. هرگز به ذهنم نرسیده بود که این وضع هم مصداقی از سکسیسم است.

کرولاین کرادو پرز، نویسنده و فعال فمینیسم، در ابتدای دومین اثرش زنان نامرئی داستان شهری در سوئد را تعریف می‌کند که در سال ۲۰۱۱ تصمیم گرفت تأثیر جنسیتیِ همۀ سیاست‌هایش را ارزیابی کند. یکی از مقامات به مزاح گفت حداقل «جماعت جنسیت‌یاب» در سوراخ برف‌روبی انگشت نمی‌کنند. یا می‌کنند؟ مطالعات (که تعداد چنین مطالعاتی باید هم بیشتر شود) نشان می‌دهند احتمال رانندگی مردان بیشتر از زنان است و معمولاً مستقیم سر کار می‌روند و برمی‌گردند. زنان بیشتر احتمال دارد از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند، پیاده بروند، یا «چندسفره» به مقصد برسند، یعنی در میان راه چند سفر کوتاه انجام دهند. مثلاً ممکن است سر راه کارشان بچه‌ها را به مدرسه برسانند، بعد به یکی از خویشاوندان مسن سر بزنند و در راه خانه هم شام بگیرند.

خُب، وقتی ۷.۵ سانتی‌متر برف آمده باشد، رانندگی ساده‌تر از رد کردن یک ویلچر از میان برف‌ها است. لذا به‌جای اولویت‌دادن به رانندگان، شهر تصمیم گرفت برف‌ها را ابتدا برای عابران پیاده و استفاده‌کنندگان از حمل‌ونقل عمومی بروبد. این تغییر سیاست به صرفه‌جویی غیرمنتظره‌ای در هزینه‌‌ها منجر شد. اکثر کسانی که در برف و بوران مصدوم می‌شوند عابران پیاده (و زنان) هستند، و پیاده‌روها که امن‌تر شدند آمار پذیرش کلینیک‌ها کاهش یافت.

کرادو پرز کتابش را با این مثال آغاز می‌کند که از جهاتی عمل جسورانه‌ای است. وقتی بگویی برف‌روبی هم می‌تواند مصداقی برای سکسیسم باشد، خوانندگان شکاک چشم‌غره می‌روند. او می‌توانست برای اینکه حرف اصلی‌اش را بزند، سراغ مثال‌های صریح‌تری برود که رد کردنشان ساده نیست: در پژوهش و جمع‌آوری داده‌ها زنان مرتباً نادیده گرفته می‌شوند، چنانکه طراحان همه‌چیز، از فناوری‌هایی که استفاده می‌کنیم تا داروهایی که می‌خوریم و شهری که در آن زندگی می‌کنیم و قوانین و سیاست‌هایی که بر ما حکم‌فرماست،

هنوز کمربند ایمنی‌ای نساخته‌ایم که برای استفادۀ زنان باردار مناسب باشد، در حالی که تصادفات خودرویی عامل اصلی تلف شدن جنین در اثر حادثه برای مادر هستند
فقط مردان را در نظر داشته‌اند. ولی از جهات دیگر، بهترین نقطۀ شروع همین مثال برف‌روبی است. این مثال نشان می‌دهد که مسئله چقدر فراگیر است، و سوگیری جنسیتی، چقدر غیرعمدی (و البته قبول کنیم که گاهی عمدی) در جمع‌آوری داده‌ها هویدا می‌شوند و به چه شکل‌های متنوع و غیرمنتظره‌ای نیز بروز می‌کند.

نتیجۀ ماجرا گاهی برای زنان قدری زحمت درست می‌کند. تابه‌حال دقت کرده‌اید که گوشی‌های هوشمند امروزی برای استفادۀ یک‌دستی زن‌ها زیادی بزرگ‌اند؟ یا نرم‌افزار تشخیص صدا اغلب با صدای زیر زنانه مشکل پیدا می‌کند؟ گاهی هم پیامدهای ماجرا مرگ‌بارند. زنان اگر درگیر تصادفات رانندگی شوند، به احتمال ۴۷% بیشتر از مردان دچار مصدومیت شدید می‌شوند. علتش آن است که مهندسان ایمنی خودرو را معمولاً با آدمک‌هایی می‌آزمایند که الگوی بدنشان متناظر با «متوسط مردان» است: مرسوم‌ترین نسخۀ این آدمک‌ها ۱۷۷ سانتی‌متر قد و ۷۶ کیلوگرم وزن دارد و نسبت حجم عضلاتش نیز مردانه است. (یک نکتۀ شگفت‌آور و عصبانی‌کننده: هنوز کمربند ایمنی‌ای نساخته‌ایم که برای استفادۀ زنان باردار مناسب باشد، در حالی که تصادفات خودرویی عامل اصلی تلف شدن جنین در اثر حادثه برای مادر هستند.)

زنان اغلب ترکیب هولناکی از سختی‌های روزمره و خطرهای پنهان را تجربه می‌کنند. مثلاً صدها زن پلیس شکایت دارند که لباس‌های محافظ قوارۀ تن آن‌ها نیست. این لباس‌ها نیز برای بدنِ مردانه طراحی شده‌اند. کمربند تجهیزاتشان تن آن‌ها را کبود می‌کند و جلیقۀ ضدگلوله‌شان جایی برای سینه‌ها ندارد و آن‌قدر ناراحت است که تعدادی از افسران برای ادامۀ کار تقاضای فیزیوتراپی یا جراحی کوچک‌سازی سینه کرده‌اند. جلیقه غالباً روی تن بالا می‌رود و به این ترتیب، قسمت پایینی شکم را بی‌حفاظ می‌گذارد. در سال ۱۹۹۷ یک افسر پلیس زن که می‌خواست درِ آپارتمانی را باز کند، چاقو خورد و کُشته شد. او باید لباس محافظش را درمی‌آورد چون با آن نمی‌توانست از دژکوب استفاده کند.

به پژوهش‌های پزشکی که می‌رسیم، شکاف داده‌ها بسیار خطرناک و اعصاب‌خُردکُن می‌شود. در آزمایش‌های بالینی نسبت زنان بسیار پایین است، که یعنی شاید از داروهایی که به دردمان می‌خورند بی‌نصیب بمانیم و داروهای نامناسب یا دُز نامناسب برایمان تجویز شود. در نتیجه، احتمال آنکه زنان به واکنش‌های دارویی نامناسب دچار شوند بیشتر از مردان است. دانشمندان حتی تأثیر خاص بسیاری از داروهای موجود بر زنان را نمی‌دانند. این نکته، زنگ خطری است. مثلاً اکنون می‌دانیم یک داروی رایج که برای فشار خون بالا تجویز می‌شود، مرگِ ناشی از سکتۀ قلبی را در مردان کاهش اما در زنان افزایش می‌دهد. یکی از دوستان صمیمی مادرم که از درد شدید شکم گِله داشت، چند ساعت پس از نوبت ویزیت دکتر عمومی‌اش از سکتۀ قلبی جان باخت. احتمال وقوع حملات قلبی مرگ‌بار در زنان بیشتر از مردان است، و هنگامی که دچار سکتۀ قلبی شده‌اند ۵۰% بیشتر احتمال دارد که مشکلشان نادرست تشخیص داده شود، چون کمتر از مردان دچار درد سینه می‌شوند. بسیاری از آن‌ها، مثل همان دوست مادرم، به‌جای درد سینه دچار تهوّع، درد شکم، نفس‌تنگی (و سهل‌انگاری پزشکی) می‌شوند.

مشکل کمبودِ داده‌ها و این حقیقت که روی بدن زنان به اندازۀ مردان مطالعه نشده است، وقتی وخیم‌تر می‌شود که پزشکان حرفه‌ای درد زنان را جدی نمی‌گیرند و به رنج جسمی آن‌ها

با گسترش کلان‌داده و هوش مصنوعی، الگوریتم‌های رایانه‌ای هم سوگیری‌های جنسیتی را تثبیت می‌کنند در حالی که به زعم عموم مردم این الگوریتم‌ها از لحاظ سیاسی بی‌طرف و اساساً غیرتبعیض‌آمیزند
برچسب بی‌ثباتی روانی می‌زنند: عصبیّت، جنون، بی‌عقلی. همین نکته غالباً در واکنش جامعه به ابراز خشم یا نقد زنان هم صادق است. کرادو پرز می‌نویسد: «اگر هر بار که حرفی کمابیش فمینیستی در توییتر زده‌ام و مردی عقلم را زیر سؤال بُرده است یک پوند می‌گرفتم، دیگر تا آخر عمر لازم نبود کار کنم».

در سال ۲۰۱۳، او کارزار پرسروصدا و موفقی راه انداخت تا تصویر یک زن، جین آستین، روی اسکناس‌های ده‌پوندی بریتانیا نقش ببندد. پس از آن، کرادو پرز هدف رگباری از آزارهای زن‌ستیزانه قرار گرفت و به تجاوز و قتل تهدید شد. با این اوصاف، عصبانیت و وضع روانی کدام طرف ماجرا را باید یک مشکل پزشکی حساب کرد؟ در عمق زنان نامرئی می‌شود دید که خشمی می‌جوشد، خشمی که هرازگاه در متن بیرون می‌زند. اما قوّت این متن در قدرت شعارهایش نیست، بلکه در وزن سنگین استدلالش است و در انبوهی از شواهد که او کم‌کم اما بی‌وقفه روی هم تل‌انبار می‌کند.

خطر آن وجود دارد که مشکل پیش از بهبود، وخیم‌تر شود. با گسترش کلان‌داده و هوش مصنوعی، الگوریتم‌های رایانه‌ای هم سوگیری‌های جنسیتی را تثبیت می‌کنند در حالی که به زعم عموم مردم این الگوریتم‌ها از لحاظ سیاسی بی‌طرف و اساساً غیرتبعیض‌آمیزند. به گفتۀ کرادو پرز، اگر می‌خواهیم برطرف‌کردن آسیب را آغاز کنیم و نگذاریم سوگیری‌های قدیمی خودشان را تثبیت کنند، ابتدا باید سهم بازنمایی زنان را افزایش دهیم. وقتی زنان به مناصب ذی‌نفوذ در عرصه‌های تجاری و سیاسی و دانشگاهی برسند، می‌توانند شکاف‌های وسیع داده‌ها و خطاهای مهیب طراحی و بی‌عدالتی‌های عمیقاً قوام‌یافته‌ای را تشخیص بدهند که از چشم تیم‌های مردانه‌تر دور می‌ماند. صدالبته که در این باب، حرف‌زدن ساده و عمل‌کردن دشوار است. همچنین زنان نامرئی روایتی از آن سوگیری‌های ساختاری است که در زندگی شخصی و حرفه‌ای سدّ راه زنان می‌شود.

یک نقطۀ شروع خوب دیگر هم می‌تواند دامنۀ این مسئله را تشریح کند. برخی از پژوهش‌هایی که کرادو پرز نقل می‌کند شاید آشنا باشند، ولی مابقی آن نکته‌ها و برداشت‌ها شگفت‌آورند. نقطۀ قوّت او آنجاست که تکه‌های مختلف پازل را به هم می‌چسباند: او می‌تواند نشان دهد که ادعای دوست‌داشتنی نبودن سیاست‌مداران زن، فقدان پژوهش دربارۀ عارضه‌های معمول سلامت زنان (از زایمان تا درد پریود) و آن گوشی‌های هوشمند بزرگ و اعصاب‌خُردکُن، همگی اجزای یک مسئلۀ واحد هستند. زنان نامرئی را که بخوانید، شاید مثل من دچار بُهت و سرگیجه شوید. چرا که دیدم همۀ آن قصه‌های خودم، قصه‌های دوستانم، اتفاقاتی که فکر می‌کردم بی‌ربط و منفصل از هم‌اند، چه در محل کار یا خانه یا خیابان یا بیمارستان، در حقیقت به هم گره خورده‌اند. ما زنان عادت کرده‌ایم خودمان را کج و چوله کنیم تا در فضاهایی که برای مردان طراحی شده جا بگیریم. و چنان به این کار عادت کرده‌ایم که اغلب یادمان می‌رود چقدر درد دارد.

• نسخۀ صوتی این نوشتار را اینجا بشنوید.


اطلاعات کتاب‌شناختی:

Perez, Caroline Criado. Invisible Women: Exposing Data Bias in a World Designed for Men. Random House, 2019


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را سوفی مک‌بین نوشت است و در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۱۹ با عنوان «How the world was built for men» در وب‌سایت نیواستیتسمن منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۸ با عنوان «دنیای مردانۀ مردانۀ مردانه» و ترجمۀ محمد معماریان منتشر کرده است.
•• سوفی مک‌بین (Sophie McBain) مسئول بخش آمریکای شمالی در نیواستیتسمن است. او پیش از دستیار سردبیر این مجله بوده است. مک‌بین عمدتاً دربارۀ سیاست و مسائل اجتماعی می‌نویسد.

کد مطلب: 9600
 


 
زری
United States
۱۳۹۸-۰۹-۲۰ ۱۳:۴۵:۲۵
درود بر شما مقاله بسیار جالبی بود خود من از این زاویه به مسائل رفاهی ساخته شده توجه نکرده بودم .
سپاس (6273)
 
زهرا
۱۳۹۸-۰۹-۲۰ ۱۷:۲۰:۲۲
خیلی خوب بود. دقیقا امروز وقتی از اتوبوس های بین شهری پیاده میشدم و زانوم درد میکرد به این فکر میکردم مهم نیست VIP باشه یا نه؛ مهم اینه تو مرد باشی یا زن چون بهرحال واسه هیکل خانما طراحی نشده و آسیب میزنه. توجه کنین که من ۲۵ سالمه و سابقه هیچ درد مفاصلی ندارم. (6279)
 
قاصدک رها
۱۳۹۸-۰۹-۲۰ ۱۷:۵۱:۳۱
عالی بود، خسته نباشید (6280)
 
Marzieh
۱۳۹۸-۰۹-۲۰ ۲۱:۰۰:۰۴
خیلی موضوع جالب و تاسف برانگیزی هست واقعا... مثلا چیزایی که خود من تجربه کردم میله های اتوبوس بخصوص اتوبوس های BRT هستند... به احتمال زیاد این میله ها رو برای قد متوسط مردان ساختن و همه میدونیم که قد متوسط زنان از مردان کمتر هست و این میله ها برای من خیلی بلند هستند و واقعا بعضی مواقع دستم انقد برای گرفتنشون کشیده میشه که دردم میگیره یا میز بعضی رستوران ها انقد سطحش نسبت به قد من بلنده که اصلا نمی تونم راحت پشت میز بشینم و غذا بخورم در صورتی که من فرد قد کوتاهی نیستم... مسلما تبعیض ها خیلی بیشتر و شدید تر از این هست ولی من مرتبط با متن مقاله که میگفت حتی در کوچکترین جزئیات هم تبعیض وجود داره تجربیات روزمرم رو گفتم. (6282)
 
حمید رضا کرمی
۱۳۹۸-۰۹-۲۰ ۲۱:۴۱:۲۹
سلام بر اهالی محترم ترجمان
مقاله ی جالبی بود، از منظری نو شگفت
زنها هم باید آستینشان را بالا بزنند و بیایند در میدان کار،میدان عمل...
شاید یکی از دلایل همه ی این آمارها این باشد،که مردها بیشتر وسایل را می سازند تا زنان،مردها بیشتر کار پژوهشی می کنند تا زنان و شاید طبیعت این تفاوت را می خواهد و جزیی از ذات زن و مرد است شاید... (6284)
 
Germany
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۰۶:۲۰:۵۰
من یک زن چپ دست هستم و بسیاری از امکانات برای چپ دستها هم قابل استفاده نیست (6286)
 
نسرین
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۰۹:۱۴:۵۳
مشکلات خانومها در فضای کاری مهندسی که عموما مردانه شناخته می شود، بسیار سخت تر است. معمولا از خطاهای یک مهندس خانوم به سختی چشم پوشی می شود و همیشه انتظار مسئولیت پذیری مضاعفی وجود دارد. در مورد خود من که باعث فشار و استرس بیشتر شده و برای اینکه از قافله کار و فعالیت اجتماعی و فنی عقب نمانم، مجبور به تلاش چند برابری می شوم. (6287)
 
سمیرا
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۰۹:۳۴:۰۰
سلام. والا من همیشه به این مسائل فکر میکردم ولی به هر مردی میگفتم بهم برچسب فمنیست افراطی میزدن. انقدر این مسائل به خورد مردان رفته که اصلا باور نمیکنند که یک درصد کاری ضد زن در حال انجامه. (6288)
 
جوادیان
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۰۹:۳۷:۳۳
بسیار عالی بود،مشکلات زنان بصورت ریز و دقیق دیده شده بود👌👌👌👌 (6289)
 
علیرضا
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۱۷:۴۲:۴۰
با اینکه میدونم ترجمان یک موسسه فمنیستی هست و کامنت من منتشر نمیشه
این کتابها منابع فمنازی های افراطی هست که اصلا ارزش وقت گذاشتن و ترجمه نداره..خانم کریستیاناهاف سامرز توی کتاب who stole feminism اکثر رفرنسا و آمارای ساختگی که اوردید ر مورد بررسی قرار داده و ضعف اونها و جعلی بودنشونو نشون داده...واقعا عقل که دارید بفهمید آدمک مرد و زن مگه چقدر باهم فرق دارن که زنها پنجاه درصد بیشتر تصادف کنند و به چه دلیلی تنها عاملش اینه..بهتر هست به جای نام ترجمان علوم انسانی نام وبسایت خود را ترجمان مارکسیسم بگذارید (6293)
 
سارا
۱۳۹۹-۰۷-۰۴ ۰۱:۳۰:۵۴
تا وقتی امثال شما در ایران هستند، امید بهبودی اوضاع نمی رود. به جای هوچیگری بروید کمی مطالعه کنید و حقوق بشر بخوانید. (7952)
 
بانو
۱۳۹۹-۰۷-۰۴ ۰۱:۳۲:۲۷
مقاله ی خوبی بود. اما چرا از معادل های فارسی استفاده نمی کنید:
تبعیض جنسی/جنسیتی به جای سکسیزم
قاعدگی به جای پریود
... (7953)
 
مریم حامدی
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۱۸:۲۲:۲۶
کمربندی ایمنی رانندگی برای زنان باردار وجود داره و البته بصورت پیشفرض روی خودرو تعبیه نشده و باید خریداری بشه و نصبش هم راحته. البته اطلاعی ندارم که در ایران بفروش برسه یا نه (6294)
 
maral
United States
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۱۹:۱۹:۳۰
مثال های آورده شده در مقاله حقیقتا قابل تامل هست. توصیه می کنم هم خودتون مقاله رو بخونید و هم این مقاله رو برای دوستانتون ارسال کنید تا بابی بشه برای صحبت و گفتگو در خصوص مسئله ی زنان. آگاهی کلید ارزشمند شروع هر تغییره. (6295)
 
زهرا
Germany
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۱۹:۳۲:۲۵
سلام
کتابش نسخه pdf نداره؟ چجوری تهیه میشه؟ (6296)
 
سعید
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۱۹:۳۷:۳۶
خیلی عالی
ممنون از ترجمان عزیز (6298)
 
آناهیتا
۱۳۹۸-۰۹-۲۱ ۲۰:۱۶:۵۸
مقاله‌س بسیار جالبی بود
نکاتی رو مطرح کرد که شخصا تا به حال توجه نکرده بودم
در کشور ما که این تبعیض‌ها چند برابر هم هست. (6299)
 
حمید
۱۳۹۸-۰۹-۲۳ ۰۱:۵۸:۳۹
جالبه.. به عنوان یک مرد اعتراف میکنم که بعضی وقت ها یک سری چیزها رو نادیده میگیریم که شاید خنده داره (6308)
 
۱۳۹۸-۰۹-۲۵ ۱۹:۲۱:۵۹
برای اولین بار مطلبی خوندم که در عین دفاع از زنان فمینیستی نبود (6323)
 
E
۱۳۹۸-۱۰-۱۲ ۰۰:۳۱:۰۹
به نظرمن شما درک اشتباهی از فمینیسم دارین.فمینیسم یعنی برابری هردوجنس. این مطلب هم فمینیستی بود چون به برابری اشاره داشت (6423)
 
Australia
۱۳۹۸-۱۰-۱۹ ۰۷:۱۱:۱۹
اگر فمینیسم به معنی برابری دو جنس باشه پس این مقاله ضد فمینیستی است چون اصرار داره تفاوتهای ذاتی زن و مرد دیده بشه (6434)
 
راوش
United States
۱۳۹۹-۰۷-۲۰ ۰۹:۲۲:۰۳
عزیز شما اینجا دچار یه اشتباهی شدید. فمنیسم یعنی "برابری حقوق زن و مرد" یا دقیق‌تر بخوام بگم "برابری حقوق تمام انسان‌ها با یکدیگر". در این مقاله به تفاوت‌های جسمانیِ زنان اشاره شده که برای هر چشمی قابل بینشه. گفته شده همون‌اندازه که جسم مردان در تحقیقات، ساختن اجزای اتومبیل و.. مورد توجه قرار می‌گیره و روی اون آزمایش انجام میشه، از روی اون آدمک برای تست کارکرد اتومبیل میسازن، باید برای زنان هم اینگونه باشه. اگر درست به این مسئله نگاه کنید متوجه میشید که چرا این موضوع لازم و مهمه. زنان در هر جامعه نیمی از جمعیت رو تشکیل میدن و لازمه همون‌اندازه که به نیمه مردان توجه میشه، به نیمه زنان هم توجه داده بشه تا جامعه به مشکلاتی که پیش از این برخورده دیگر بار برنخوره. درک اشتباه از فمنیسم یعنی صرف توجه به تفاوت‌های جسمانی زنان و مردان رو جنسیت‌زدگی برداشت کنید. (8028)
 
Josephine
۱۳۹۸-۱۰-۰۳ ۰۳:۵۰:۵۵
خیلی خوب بود. ممنون (6368)
 
کیمیا
۱۳۹۸-۱۱-۲۹ ۱۲:۳۸:۰۵
دقیقا، اصرار داره تفاوت های ذاتی زن و مرد دیده بشن، چون این تفاوتها وجود دارند و غیر قابل انکارند و همه ی تبعیض ها از همینجا سرچشمه میگیره، در تعریف فمنیسم تلاش برای رسیدن به برابری در عین پریرش تفاوت های بیولوژیکی و فیزیولوژی هر دو جنس مطرحه. (6624)
 
محسن ذوالقدر
۱۳۹۸-۱۰-۰۳ ۰۸:۳۹:۲۸
خیلی خوب بود، و تامل برانگیز، یکی از راههای بهبود این وضعیت هم اینه که مادرها به پسر هاشون یاد بدن که به زن ستم نکن. (6369)
 
اردوان
Kuwait
۱۳۹۸-۱۰-۲۹ ۱۳:۳۴:۴۴
عالی بود ، تا حالا از این زاویه نگاه نکرده بودم.
خسته نباشید (6475)
 
منصور
۱۳۹۸-۱۱-۱۶ ۰۹:۵۸:۲۸
متاسفانه هیچ وقت ما نتوانسته ایم راه میانه و اعتدال را برویم و همیشه یجورایی به یک سمت غلطیده ایم و درباره آن وانفسا راه انداخته ایم. کدام تحقیق علمی از خانمها (بعنوان مثال) برای کمربند ایمنی خانمها و اینکه چه خانمهایی و چگونه میتوانند از آن استفاده کنند، به خودروسازها ارائه شده و آنها استفاده نکرده اند؟ هرچنداین یک مثال بود. متاسفانه دنیای فمینیستی بدون چشم و عقل است و دارای یک زبان به اندازه کائنات است. (6565)
 
مرد
۱۳۹۸-۱۱-۲۷ ۱۳:۱۱:۰۸
سلام منم یه نظری دارم.
بیشتر زنهایی که دور و برم هستند رو به سختی میشه با این مسائل درگیر کرد. مثلا من نمیتونم همسرم یا زن برادرم یا خواهرم رو راضی کنم به همچین چیزایی توجه کنن یا بهش فکر کنن نه برای اینکه علیه جامعه قیام مسلحانه راه بندازن، نه، فقط به این امید که تو تربیت دختراشون یه کم از الگوهای سابق و روشهایی که برای خودشون بکار رفته فاصله بگیرن. کافیه بگی رنگ که دختر پسر نداره، چند تا پسر میبینین که عاشق صورتین و چنتا دختر (البته همه زیر شش سال) میشناسین که عاشق آبی هستن؟ جواب: دختر خودم دختر خواهرم دختر برادر گوچکم و اون یکی و ... بنظرم یکی از چیزایی که باید در موردش بیشتر حرف بزنیم اینه که چطور میشه مردم عادی، دختره و زنهای معمولی اطرافمون رو وادار کنیم که بسیاری از الگوهای رفتاری تبعیض امیز رو نه کنار بذارن، که لااقل به نسل بعدی منتقل نکنن؟ (6603)
 
کبمیا
۱۳۹۸-۱۱-۲۹ ۱۲:۳۹:۲۸
کتاب مانیفست یک فمنیست در پانزده پیشنهاد کاملا دراین باره راهنمایی میکنه. از نشر کوله پشتی. (6625)
 
مریم
۱۳۹۹-۰۷-۰۳ ۱۵:۵۸:۳۳
چقدر عاااالی بود... کتاب اول ایشون اسمش رو کسی میدونه؟ و اینکه زنان نامرئی ترجمه شده و اگه بله، کدوم ترجمه بهتره (7948)
 
مریم
۱۳۹۹-۰۷-۰۳ ۱۶:۰۲:۱۳
توی معماری به خصوص بخش مبلمان و دکوراسیون بخش خیلی مهمی مربوط به سایزها و اندازه‌های بدن انسان هست. دوستان معمار می‌دونن استانداردهای نویفرت رو... متاسفانه ما دقت نمی‌کنیم که متوسط قد زنان اروپا با متوسط قد زنان خاورمیانه و شرق دنیا خیلی متفاوتند و فقط کپی برداری می‌کنیم (7949)
 
مهتاب
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۶:۲۹:۳۱
واای بازم به چه چیزهایی توجه میکنن. جانا اگر ایران بیای که حتما از تعجب شاخهایی دومتری روی سرت می روید از این همه تبعیض. تازه با هر حرف برچسب فمنیست هم میخوریم! (7966)
 
زهرا
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۸:۳۲:۱۹
هر جا دیدید بیشتر شعار یک چیزی را میدهند بدانید در عمل خلاف آنست! همانطور که هر چه شعارها و تظاهرات مذهبی زیادتر باشه متاسفانه روح دین که صداقت، عدالت و امانتداری هست بیشتر زبر پا گذاشته میشه... همین طور هم وقتی شعارهای بوق و کرنایی روز زن و روز دختر و... حتی Lady is first داده میشه، بدانید در عمل، خبری نیست!
هر چه مرتبه زن بالاتر میره، حقوقش بیشتر نادیده گرفته میشه: تا وقتی دختره، تاج سر همه است، همسر که میشه باید در خیلی جاها تابع و در سایه باشه، مادر که میشه ، از در و دیوار پیام دریافت مبکنه که بخاطر بچه ات از حقوق خودت بگذر! متاسفانه، قانون و عرف و فرهنگی و مذهب هم این روند را دامن میزنه! در همه جوامع هم کمابیش هست البته کم و زیاد داره ولی هست (7967)