ترجمان 2 فروردين 1398 ساعت 12:55 http://tarjomaan.com/report/9318/ -------------------------------------------------- بهارنامۀ ۱۳۹۸ عنوان : شاید نخوانده باشید مطالبی برگزیده از منتشرشده‌های سال گذشته -------------------------------------------------- معلوم نیست چرا ما آدم‌ها، برای عمل به برنامه‌هایمان، دوست داریم از ابتدای هفته، ماه، یا سال دست به کار شویم. انگار، با شروع سال نو، می‌شود دست‌ها را به هم بزنیم، گردوخاک سال گذشته را بتکانیم و بعد هم با سرخوشیِ بیشتری به‌سراغ اهدافمان برویم. در این صورت، حتماً «خواندن» را هم جزو برنامه‌های سال آینده‌تان گذاشته‌اید. پس برای اینکه خُلف وعده نکرده باشید، این شما و این بهارنامۀ ترجمان در سال ۱۳۹۸. متن : برای مطالعۀ هر یک از مطالب این پرونده، بر روی تیتر آن ها کلیک کنید. همبرگر افسردگی قرن ها کوشیده ایم تا خون را از گوشت پاک کنیم و حالا می کوشیم تا آن را دوباره برگردانیم رولان بارت در سال های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ مجموعه ای از یادداشت های کوتاه دربارۀ ابعاد گوناگون زندگی روزمره می نوشت که بعدها با نام اسطوره شناسی ها به شهرت رسید. در این نوشته ها او از پودر ماشین لباس شویی تا برج ایفل یا اسباب بازی های رایج آن روز را به شیوه ای بسیار استادانه تجزیه و تحلیل می کرد. مگان اوگبلین در ستون ماهانۀ جدیدش با الهام از اسطوره شناسی های بارتی سراغ موضوعات زندگی امروز ما رفته است. اولین نوشتۀ او دربارۀ گوشت قلابی است. مصائب بزرگ ترین متخصص خودمهاری برای مهار خود برای مقاومت در برابر وسوسه ها باید تصویر آن ها را در ذهن تغییر داد واژۀ خودمهاری با نام والتر میشل عجین است. با این حال بد نیست بدانید که میشل سال ها درگیر ترک سیگار بوده و هنوز هم نمی تواند جلوی تند غذاخوردن و عصبانیت های ناگهانی اش را بگیرد. میشل بر اساس تجربیات شخصی و پژوهشی اش معتقد است که انسان زمانی می تواند خود را در برابر وسوسه های گوناگون حفظ کند که ارزش عینیِ آن ها را تغییر دهد. تصویر خیالیِ کارتن خواب ها از جایی به اسم خانه شاید آواره های خیابانی روی کارتن بخوابند، اما یادشان نمی رود زندگی در خانه چه معنایی دارد از دور تماشاکردنِ کارتن خواب ها آن ها را نیمه زامبی هایی معتاد و بی مصرف نشان می دهد؛ و در بهترین حالت، رنج دیدگانی که مستحق ترحم اند. اما پژوهشگری که در میان آن ها زندگی کرده است می گوید تمرکز بر رنج و بدبختیِ بی خانمان ها تصویر کاملی از زندگی آن ها به ما نمی دهد. ساکنانِ کنار خیابان خلاقیت هایی به خرج می دهند تا احساس کنند واقعاً در خانۀ خودشان اند: انتخاب نقطۀ مشخصی برای خواب، منظم کردن خنزرپنزرهای اطرافشان، و تنظیم برنامه ای معین برای کارهای روزانه مثل تکدی گری و حتی نشئگی. زوزه های شب شب تعریف گریز اما وحشت زاست. این جستار سیری است در وحشت و لذات تاریکی ضرب المثلی انگلیسی می گوید شب با خود حکمت می آورد. این را همه مان تجربه کرده ایم. چیزی غنی و سرشار که فقط در میانه های شب می توان احساسش کرد. وقتی بی خوابی به سرمان زده است و افکارمان با رؤیاها و ژرفاهای شب درآمیخته است. شب چیست؟ هر کس تجربۀ خاصی خود را از آن دارد. فیلیپ پتی در این جستار از شبِ شخص خودش می گوید. از هیولاها و فرشته هایش، از ترس ها و شادی هایش، از یاد گذشته و راه آینده. خدا می داند چطور پدری که درختان زیتونش را برای حفظ جان کودکانش رها کرد، در خیابان های شیکاگو جان داد؟ اینال هندی، نویسندۀ فلسطینی ساکن آمریکا، از مردی سیه چرده و لاغر می گوید که از روستای پدری اش در قدس، به آمریکا، سرزمین فرصت ها مهاجرت کرد تا بتواند زندگی بهتری برای خودش بسازد. اما طعم زیتون ها و انجیرهای باغ اجدادی اش را هیچ گاه از یاد نبرد. مردی که تا دیروقت در یک رستوان فست فود کار می کرد تا شکم شش بچه اش را سیر کند و یک شب، برای ۴۸.۵ دلار به سینۀ او شلیک کردند. مردی که پدرش بود. انزوا بستر افراطی گری است آرنت از خطر مشترکی می گوید که آن هایی را که جذب ایدئولوژی های افراطی می شوند، تهدید می کند شاید تجربۀ دوستی با آدمی را داشته باشید که عقایدی افراطی دارد. زن ستیز است، یا به قومیت ها و اقلیت های دیگر نگاهی تحقیرآمیز دارد. احتمالاً شما که از نزدیک می شناسیدش، حیرت می کنید که چطور این آدم معمولی که در تعاملات روزمره اش رفتاری مؤدب و چه بسا یاری گرانه دارد، می تواند چنین اعتقاداتی داشته باشد؟ هانا آرنت، جواب این سؤال را در انزوا می داند، اما انزوایی خاص: انزوایی در تفکر که اجازه نمی دهد فرد خودش را جای دیگران بگذارد. علیه فرهنگ عامه پسند آدورنو مخالف لذت نبود، برعکس، ازمیان رفتن راه های رسیدن به لذت بود که نگرانش می کرد آدورنو از برجسته ترین چهره هایی است که به مخالفت با فرهنگ عامه پسند مشهور شده است. او را استادْ دانشگاهی محافظه کار و متفرعن تصویر کرده اند که فقط باخ و موتزارت را موسیقی دان می داند و مردم را تحقیر می کند که به موسیقی شادِ پاپ و سریال های عامه پسند علاقه دارند. اما اگر نگاهی به نوشته های آدورنو بیندازیم، احتمالاً نظرمان عوض خواهد شد. آدورنو طرفدار فرهنگ نخبه گرا نیست، بلکه برعکس، دغدغۀ مردمی را دارد که صنعت فرهنگ آزادی شان را گرفته است. به قول آینشتاین... چرا دوست داریم از افراد مشهور نقل قول کنیم؟ یک راه مطمئن برای قالب کردن حرفتان به طرف مقابل شروع جمله با این عبارت است: به قول آینشتاین.... امروزه بیش از هر کس دیگری و تقریباً در هر موضوعی از او نقل قول می شود. نقل قول هایی که بسیاری شان یا اصلاً به او ربطی ندارند و یا برداشتی از تفکرات او هستند. اما پرسش مهم این است که چرا بعد از این همه سال، هنوز هم طوری مجذوب آینشتاین هستیم که سخنان بسیاری را از او شاخ و برگ داده و حتی می سازیم؟ روزنامه ها مرده اند، زنده باد اخبار جعلی سختی های روزنامه نگاری در عصر دیجیتال از زبان سردبیر سابق گاردین دیگر روزی نیست که اخبار دروغ و جعلی به گوشمان نرسد. در دورانی که خبرها می توانند کشورها را تا مرز فروپاشی ببرند و برگردانند، انتشار خبرهای فوری از دست خبرگزاری ها و روزنامه ها خارج شده و حتی ترول ها هم می توانند شایعات را مثل ویروس به جان مردم بیندازند. اما حالا که بیش از همیشه نیازمند روزنامه نگاریِ تحقیقی و متعهد به حقیقت هستیم، غول های تبلیغاتی سیلیکون ولی منابع درآمدی روزنامه ها را نابود کرده اند. با این وضع، شاید قرن بیست و یکم دوران پایان روزنامه نگاری باشد. دکمه ها برای که به کار می افتند؟ دکمه ها کارها را آسان تر کرده اند، اما در ازای آن چه چیزی از بشریت گرفته اند؟ حدود دویست سالی می شود که بین انسان و کارهایش شکافی عمیق افتاده. اما اندازۀ این شکاف به قدر یک دکمه است. پیش تر، انسان ها بی واسطه در متن کارشان حضور داشتند و با لمس اشیای اطراف جهان را تغییر می دادند. اما حالا چه؟ به کارهای روزمره تان نگاه کنید: در آسانسور، دکمه ای می زنیم و بالا می رویم. دکمه های کیبورد را فشار می دهیم و متنی نوشته می شود. حتی برای ابراز علاقه و نفرت هم به دکمه محتاجیم: لایک ها دکمه اند و بمب های اتم با دکمه پرتاب می شوند. دکمه ها چگونه معنای زندگی مان را تغییر داده اند؟ اینترنت نه خوب است و نه بد، خنثی هم نیست جوهرۀ صمیمیت در به اشتراک گذاریِ همان چیزی است که نمی توان روی اینترنت به اشتراک گذاشت ما از دنیای دیجیتال هم به خوبی سردرنمی آوریم: اینترنت ما را با هم آشناتر کرده یا بیگانه تر؟ آزادترمان کرده یا بَرده تر؟ یا مخلوطی از همۀ این ها؟ جواب قاطعی در کار نیست. ما به شکل بی سابقه ای همه جا در حال اظهارات عاشقانه و صمیمانه ایم. و در عین حال، به نظر می رسد سردترین، بدخوترین و خودشیفته ترین آدم های تاریخ هم هستیم. چه اتفاقی دارد برایمان می افتد؟ رمان نویس و استاد دانشگاهی کانادایی ماهیت صمیمیت در دنیای آنلاین را بررسی کرده است.