ترجمان 24 خرداد 1394 ساعت 16:04 http://tarjomaan.com/neveshtar/7294/ -------------------------------------------------- کفش‌هایی که زنان را سر جایشان می‌نشاند عنوان : قدرت، جنسیت و کفش پاشنه بلند کفش پاشنه‌دار بدل به نماد جذبه و قدرت زنانه شده است؛ اما این قدرت دقیقاً به چه معنا است؟ -------------------------------------------------- الیزابت سمِلهاک می‌گوید، کفش پاشنه‌دار بدل به نماد جذبۀ زنانه و قدرت جنس مؤنث شده است؛ اما این قدرت دقیقاً به چه معنا است و چرا تنها زنان از امتیاز استفاده از پاشنه برای ابراز این قدرت بهره‌مند هستند؟ به باور او اگر استدلال به نفع پاشنه‌ها این است که آنها بخشی از لباس سنتی زنان هستند، ایرادی ندارد. اما گویا پوشش‌های مجلسی زنان در فرش قرمز، با تصورات قرن هجدهمی دربارۀ جنسیت، هرزه‌نگاریِ قرن نوزدهم و جایگاه زن در جامعه در نیمۀ قرن بیستم، ارتباط مستقیمی دارند. وقتی جاذبۀ جنسی چیزی تلقی شود که قدرت می‌آورد، مشکل نهایی اینطور خودش را نشان می‌دهد: این قدرت در نگاه بیننده است؛ نه در کسی که دیده می‌شود. متن : نیویورک تایمز حتی واقعاً نمی شود آن کفش ها را دید. در بسیاری از عکس هایی که زنان در فرش قرمز جشنوارۀ کن می گیرند، لباس های مجلسیِ برازندۀ آنها تا زمین کشیده شده و کفش های ویژه ای را که برای مراسم پوشیده اند، پنهان کرده است. پس چه اهمیتی دارد اگر زنان برای ورود به این جشنوارۀ سینمایی مهم، خود را در کفش های پاشنه داری که راه رفتن با آنها سخت و رنج آور است، محبوس نکنند و به جایش کفش های پاشنه تخت بپوشند که راحت تر یا حتی زیباترند؟اما از قرار معلوم این قضیه برای برخی اهمیت دارد. در جشنوارۀ کن امسال گزارش شد که از ورود بعضی از بازیگران زن به جشنواره جلوگیری شده است؛ زیرا مرتکب گناه پوشیدن کفش تخت شده اند! گویا کفش های پاشنه بلند بخشی از قانون نانوشتۀ فرش قرمز شده است. پوشیدن کفش پاشنه دار، حالت ایستادن شما را تغییر می دهد. حالت راه رفتن و شکل ظاهری شما را نیز عوض می کند. این کفش ها فی نفسه نقشی اساسی دارند؛ حتی اگر فقط برای لحظه های کوتاهی که لباس کنار می رود، دیده شوند: آنها کفش هایی هستند که زن ها را سر جایشان نگه می دارند.کفش پاشنه دار نماد جاذبۀ زنانه و حتی قدرت جنس مؤنث شده است؛ اما این قدرت دقیقاً به چه معنا است و چرا فقط زن ها می توانند برای ابراز قدرت از پاشنۀ کفش هایشان استفاده کنند؟کفش پاشنه دار که فرد را کمی قدبلند می کند یا در سوارکاری مزیتی دارد، در اصل به زنان تعلق نداشت. این مدل نخستین بار در قرن هفدهم و از آسیای غربی به عرصۀ مد لباس در غرب معرفی شد. مردان ثروتمند و به دنبال آنها زنانِ مرفه مشتاقانه برای بیش از ۱۳۰ سال کفش پاشنه دار را به مثابۀ نمادی از قدرت و منزلت پوشیدند.اما ماجرا در قرن هجدهم تغییر کرد. در آن زمان به تدریج تمایز میان لباس زنانه و مردانه، تغییرات فرهنگی گسترده تری را نشان می داد. در این دوره تصور می شد که فقط مردان، صرف نظر از طبقۀ اجتماعی شان، از موهبت تفکّر عقلانی و شایستگی حقّ رأی برخوردارند. در این زمین بازیِ برابر دیگر نیازی به پاشنه نبود. مردان پوشیدن کت وشلوارهای سه تکۀ نوظهور با رنگ های تیره را آغاز کردند و از متمایزبودن از یکدیگر نهی شدند. الکساندر پاپ که در سال های ابتدای این قرن می نوشت، فهرستی از قواعد لباس پوشیدن در باشگاه های مردانه را جمع آوری کرده است. در بین آنها به این هشدار برمی خوریم: اگر عضوی، کفشی بپوشد که پاشنه اش از یک اینچ ونیم بیشتر باشد... مجرم فوراً اخراج می شود ...[و به او می گویند] از میان ما برو و آن وقت اگر می توانی بلند باش. در مقابل تصور می شد زنان ذاتاً دچار نقصان عقل اند و برای تربیت و شهروندی آمادگی ندارند. مد لباس، امری زنانه و سخیف بازتعریف شد و پاشنه، بدل به ابزاری قوی برای جذابیت مبتذل شد. شخصیت پرجنب وجوش هریوت در داستانی به نام راوی۱، که در سال ۱۷۸۱ نوشته شده است، زن آرمانی قرن هجدهم را نمایش می دهد: روی پاشنه های فرانسوی اش تلوتلو می خورد و سرش مثل پاهایش آرام و قرار نداشت. بدگمانی به پاشنه های بلند، دلیل دیگری هم داشت: ازقرارِمعلوم با تکبر و حیله گریِ زنانه هم بی ارتباط نبود. به علاوه ترسی فزاینده وجود داشت که ممکن است زنان پاشنه ها و دیگر شیوه های جذاب لباس پوشیدن را برای اغوای مردها و تصاحب قدرت استفاده کنند. مری آنتوانت، تجلی چنین چیزی بود و همین تصور، سنگ بنای باور معاصری است که می گوید پاشنۀ بلند، از لوازم قدرت زن ها است.اختراع دوربین عکاسی در قرن نوزدهم و روی آوردنِِ سریع هرزه نگاران به آن، رسمی غیرعادی درست کرد: زن هایی برهنه که درعین حال کفش پایشان بود.پاشنه ارتباط خود را با ناعقلانی بودن زن ها حفظ کرد. یک مخالفِ حق رأی عمومی در سال ۱۸۷۱ در نیویورک تایمز نوشت: حق رأی عمومی! حقِ داشتن منصب! به ما یک زن نشان دهید که آنقدر ذوق و سلیقه داشته باشد که هم لباس زیبایی بپوشد و هم تا خیابان پنجم با کفشی راه رود که راحتی و پاهایش را نابود نکند. با چنین تبلیغات منفی ای روشن است که چرا حتی وقتی قامت مردانه در دهه های اول قرن بیستم اهمیت فرهنگی فراوان یافت، باز هم کفش پاشنه دار نتوانست در لباس های مردانه جایی پیدا کند. ایده های شبه علمی۲، مفهوم داروینیِ بقای اصلح را ترویج کرد و بلندی قد مردان را به جذابیت جنسی وصل کرد. در آن زمان محتمل بود که پاشنه دوباره به خدمت پوشاک مردانه درآید. بااین حال پذیرفته نشد؛ چون از مردانگی مردها می کاست و به جای آنکه امتیازی به خاطر افزایش قد مصنوعی به ایشان بدهد، نقص طبیعی قد آنها را پررنگ تر می کرد.ولی پاشنۀ بلند میان زنان، هنجاری فرهنگی باقی ماند. حتی وقتی موقتاً پاشنه از رده خارج شد، جایگاه برجسته اش را در ادبیات و هنر شهوانی۳ حفظ کرد. در پایان جنگ جهانی دوم، این ارتباطِ معنایی منجر به اختراع کفش پاشنه میخی۴ شد. پاشنه های فوق العاده نازکی که در هنر عامه پسند در زمان جنگ به تصویر کشیده شده بود، در اوایل ۱۹۵۰ واقعاً ساخته شد و زنان تشویق شدند که در زندگی روزمرۀ خود، این آرمان های مبتذل را تقلید کنند. مریلین مونروی جذاب و بازیگوش همیشه که کفش های پاشنه میخی به پا داشت، یکی از الگوهای اصلی جنس مؤنث در این دوره بود.در دهۀ ۱۹۶۰ تا حدی از محبوبیت کفش های پاشنه دار کاسته شد؛ زیرا در انقلاب مُدی که با سبک زلزلۀ جوانی۵ به راه افتاد. این کفش ها بیش ازحد افاده ای و از نظر فمنیست های نوظهور، پردردسر بودند. پاشنه در ۱۹۷۰، کاملاً هماهنگ با دوران دیسکوها به عرصۀ لباس بازگشت. در این دوره بعضی از مردان نیز اجازه دادند که کفش های پاشنه دار به کمد لباسشان راه یابد.در دهۀ ۱۹۸۰ که تعداد بی سابقه ای از زنان به مشاغل یقه سفید راه یافتند، بالارفتن از پلکان ترقی شرکت ها در اجتماع، پسندیده نبود؛ زیرا می توانست جذابیت زن را از بین ببرد. مد جدید پادزهری عرضه کرد: پاشنۀ قاتل که به بلندی برج بود و نشان می داد موفقیت شغلی زنان فقط به علت هوشمندی حرفه ای آنها نبوده است. در حدود سال ۲۰۰۰ پاشنۀ طرح دار، به قول یکی از مقالات نیویورک تایمز، ابزار قدرتی تلقی می شد که مثل لباس های مخصوص زنانه، توسط زنان حرفه ای استفاده می شد تا مردم را با قدرت جاذبۀ جنسی اداره کنند. این ایده هنوز هم رایج است.ربط دادن جاذبۀ جنسی به قدرت، آشکارا بیانگر آن است که زنان فرصت بسیار کمی برای حضور قدرتمندانه دارند. نظر عموم دربارۀ فاجعۀ کن، یعنی جلوگیری از ورود چند زن میان سال با کفش های این سن و سال نرسیده بودند، بعید بود چنین کفش های معقولی بپوشند و بی خیالِ این شویم که چه دستاوردها و روابطی آنها را به جشنواره کشانده بود.وقتی جاذبۀ جنسی چیزی تلقی شود که قدرت می آورد، مشکل نهایی اینطور خودش را نشان می دهد: این قدرت در نگاه بیننده است؛ نه در کسی که دیده می شود.حرفی نیست اگر برای دفاع از پاشنه استدلال کنیم که بخشی از لباس سنتی زنان است. فقط یک چیز باقی می ماند: لباس های بدن نما و صندل های مجلسی ای که زنان روی فرش قرمز می پوشند، با تصورات قرن هجدهمی دربارۀ جنسیت، تصاویر هرزه نگارانه قرن نوزدهم و مفاهیم نیمۀ قرن قبل دربارۀ جایگاه زنان در جامعه، پیوند محکمی دارد.اما شاید بتوانیم در قرن بیست ویکم این سنت را پایان دهیم؛ زیرا حالا وقت آن رسیده و احتمالاً روشن شده است که قدرت یک زن ربطی به ارتفاع پاشنۀ کفشش ندارد.پی نوشت ها: * این مطلب در تاریخ ۲۳ می ۲۰۱۵ با عنوان Shoes That Put Women in Their Place در وبسایت نیویورک تایمز منتشر شده است. * الیزابت سمِلهاک مدیر ارشد موزۀ کفش باتا در تورنتو و مؤلف کتاب بلندایستادن؛ تاریخ شگفت انگیز مردان با پاشنه های بلند است. [۱] The Delineator [۲] Pseudoscientific idea [۳] erotica [۴] stiletto [۵] Youthquake