ترجمان 10 آبان 1395 ساعت 12:56 http://tarjomaan.com/barresi_ketab/8202/ -------------------------------------------------- نقش دانشگاه‌های محلی عنوان : دانشگاهِ محلی می‌تواند ناجی شهرهای شکست‌خورده شود بریده‌ای از کتاب «باهوش‌ترین نقاط کرۀ زمین؛ چرا مناطق درحال‌افولْ کانون‌های نوظهور نوآوری جهانی می‌شوند؟» -------------------------------------------------- امروزه دانشکدۀ مهندسی و کالجِ مجزایِ «مهندسی و دانش پلیمر» در دانشگاه اکرون با ترکیبی از صدوبیست عضو هیئت‌علمی و بیش از هفت‌صد نفر پژوهشگر و فارغ‌التحصیل، تبدیل شده است به بزرگ‌ترین برنامۀ آکادمیک کشور که مختص مطالعات پلیمر است و نیز یکی از مهم‌ترین کانون‌های تجمعِ متخصصینِ پلیمر در سراسر جهان شناخته می‌شود. محققین در این دو دانشکده رویِ مواد پیشرفته‌ای کار می‌کنند که عبارت‌اند از سرامیک‌هایی با درجۀ حرارت بالا، کامپوزیت‌ها و آلیاژ‌های فلزی جدید. این مواد در حال دگرگون‌کردنِ صنعت خودرو و نیز صنایعِ هوانوردی و دفاعی هستند. متن : آنتونی وان اگتمایل و فرد بیکر، آتلانتیک شمال شرقی اوهایو مثالی ناب برای منطقه ای است که از مخروبه تبدیل به آبادانی شده است، و یکی از نمادهای گویای آن ساختمان کواکر اوت در پایین شهراکرون است. این شرکتِ روبه رشد تا چندین سال در مجموعه سیلوهای عظیم آنجا، جو ذخیره می کرد، تا برای حمل ونقلِ ریلی در سرتاسر کشور آماده باشد. بعد از اینکه این صنعت از این منطقه رفت و ابزارآلاتِ آن به خاطر عدمِ رسیدگی در دهۀ ۱۹۷۰ درحال خراب شدن بودند، شرکت های بازسازی، آن سیلوها را به هتل تبدیل کردند. اکنون این محلْ اقامتگاهِ دانشجویان دانشگاه اکرون است، نه فقط به عنوان یادآورِ آشکارِ گذشته بلکه به عنوان نشانه ای برای آینده باقی مانده است: مجتمع کواکر اسکوئر امروزه مغازه ها، رستوران ها، ادارات و آپارتمان هایی را در خودش جای داده است و زندگی خیابانی را رونق بخشیده است. لوئیس پروئنزا در سال ۱۹۹۹، وقتی که به ریاست دانشگاه اکرون رسید، عهد کرد که این مؤسسهْ نیروی اصلیِ تغییر منطقه شود. او در زمانی کوتاه، برنامه ای نوشت با عنوانِ الگوی اکرون: دانشگاه به مثابه موتوری برای رشد اقتصادی. او در این برنامه اعلام کرد دانشگاه نباید برج عاج باشد؛ بلکه باید منبع عمومیِ دانش و نقطۀ اتصالی میان بخش های خصوصی و دولتی بوده. او معتقد بود دانشگاه می تواند و باید باعث رشد منطقه ای بشود که به آن خدمت می کند. دانشگاه اکرون برای ایفای چنین نقشی، در محلِ خوبی قرار داشت و پژوهش های مرتبط با مواد با طبیعت آن سازگار بود: به همین علت این دانشگاه برای سال ها در تحقیقات پلیمر پیشرو شده بود و هزاران دانشمند و مهندس تربیت کرد. بسیاری از این افراد در آزمایشگاه های تحقیقاتی شرکت های بزرگ کارشان را ادامه دادند. ازآنجاکه آزمایشگاه ها از نظر استعداد و تخصص غنی بودند، شرکت ها هنگام جابه جاییِ عملیاتِ تولید آن ها را تعطیل نمی کردند. بنابراین پروئنزا می دانست که منطقۀ اکرون نوعی پایگاه فوق العاده برای دانش است. بخش عمده ای از این دانش به مواد لازم برای ساخت لاستیک اتومبیل مربوط می شد. آنچه لازم بود انجام شود، احیا و هدف گذاری دوبارۀ آن دانش بود که با به کارگیری آن برای محصولات موردنیاز در قرن ۲۱ و قابل عرضه در بازار، محقق می شد. امروزه دانشکدۀ مهندسی و کالجِ مجزایِ مهندسی و دانش پلیمر در دانشگاه اکرون با ترکیبی از ۱۲۰ عضو هیئت علمی و بیش از ۷۰۰ نفر دانشجویِ فوق دکتری و فارغ التحصیل، تبدیل شده است به بزرگ ترین برنامۀ آکادمیک کشور که مختص مطالعات پلیمر است و نیز به عنوان یکی از مهم ترین کانون های تجمعِ متخصصینِ پلیمر در سراسر جهان شناخته می شود. محققین در این دو دانشکده رویِ مواد پیشرفته ای کار می کنند که عبارت اند از سرامیک هایی با درجه حرارت بالا، کامپوزیت ها و آلیاژ های فلزی جدید. این مواد در حال دگرگون کردنِ صنعت خودرو و نیز صنایعِ هوانوردی و دفاعی هستند. زمانی که پروئنزا ادعا می کرد که الگویِ اکرون دانشگاه محور است، منظورش این نبود که دانشگاه باید همۀ فعالیت ها را کنترل و رهبری کند؛ بلکه تنها فعالیت ها و ابتکار عمل هایی را مدنظر داشت که از دانشگاه و اطراف آن نشئت می گرفت و شامل نوعی جست وجو برای دانش می شد. به علاوه او نگفته بود که فعالیت های دانشگاه محور همیشه حول دانشگاه اکرون باشند. دانشگاه ایالت کنت در نزدیکی اکرون نیز برنامه های خودش را برای پژوهش های پلیمر دارد. همچنین مؤسسۀ کریستالِ مایعِ گلن اچ. برون که به دلیل اختراع صفحه نمایش کریستال مایع چنین نامیده شد، محل تولد این ماده است. دانشگاه ایالتی اوهایو در ۱۵۰مایلی غرب دانشگاه اکرون در کلمبس واقع شده است. در این دانشگاه نیز دانشمندان به پژوهش پلیمر با تمرکز بر ارتباط میان پلیمرها و نانوتکنولوژی مشغول اند. مرکز رایت در همین دانشگاه اوهایو، شش مؤسسۀ آموزشی و بیش از شصت شرکت همکار را گرد هم آورده است و نقش مهمی در ایجاد چند شرکت جدید ایفا کرد.زمانی که پژوهش در این نوآوری ها شروع به ثمردهی به شکل دانش جدید کرد، پروئنزا دید که عنصر دیگری در الگوی دانشگاه محور نیاز است: پلی میان کسب وکار و دانشگاه. از محققین نمی توان انتظار داشت که در مواد پیشرفت ایجاد کنند، دانشِ خود را با شرکت های همکار آزادانه به اشتراک بگذارند و سپس کنار بایستند تا پیشرفت ها به محصولات سوددهی تبدیل شوند که آن ها سهمی در سود آن ندارند؛ چنان که در گذشته دانشگاهیان اجازۀ هیچ گونه فعالیت تجاری نداشتند. بنابراین پروئنزا بنیاد تحقیقاتی مستقلی ساخت که سازوکاری برای استادان دانشگاه ایالتی ایجاد می کرد تا به لحاظ مالی از اختراعات خود منتفع شوند. دولت ایالتی نیز به موفقیت الگوی اکرون کمک کرد. در سال ۲۰۰۲ فرماندار باب تافت پروژه ای را تحت عنوان مرز سوم اوهایو آغاز کرد. این پروژه، ابتکاری دو و یک دهمِ میلیارددلاری بود برای ساختن محصولات، شرکت ها، صنایع و مشاغل فناورانه جدید که در سال ۲۰۱۰ تمدید شد. پروژۀ یادشده به شرکت های فناورانۀ اوهایو کمک مالی بی سابقه ای کرد و به آن ها یاری رساند تا به دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی غیرانتفاعی متصل شوند. با کمک های مالی از سوی مرز سوم دو استاد دانشگاه در اکرون به نام های فرانک هریس و استیفن چنگ سیستم های پلیمریِ اکرون را بنا نهادند. آن ها دوازده فارغ التحصیل دکتری و دانشمندان زیاد دیگری را از دانشگاه اکرون استخدام کردند. مأموریت آن ها این بود که فیلم های مخصوصی را برای صفحه نمایش هایِ ال.سی.دی منعطف تولید کنند؛ پژوهشی که تحت لیسانس قرار گرفته و طی سالیان گذشته به فروش یک میلیاردی رسیده است. سیستم های پلیمری اکرون تنها یکی از نسل های کاملاً جدیدِ شرکت های نوپایِ متمرکز بر روی مواد است که از بقایای صنعت تولید لاستیک و به واسطۀ ترکیب کار آینده نگر پروئنزا، ابتکارات تحقیقاتی احیاگر، فرصت های کسب سود تجاری و حمایت دولتی ایجاد شده است. براساس گفته های جورج هری توس۱ و آجای ماهاجان۲ از دانشکدۀ مهندسی دانشگاه اکرون، شرکت های اوهایو آن قدر تجربه کسب کرده اند که اکنون دانش خود را به طور گسترده ای به اشتراک می گذارند. آن ها به دیگر شرکت ها یاد می دهند که چگونه آلودگی را اندازه گیری کرده و کاهش دهند، چگونه از سنسورها استفاده کنند تا منابع پاک انرژی را توسعه دهند و از پلیمرها عناصر سلول های سوختی تولید کنند. یکی از منتفعین اصلی این شبکۀ دانش، صنعت فولاد است. اکرون تخصص خود در پلیمرها را به کار گرفته است تا برای تولیدکنندگان محلیِ فولاد پوشش های مقاوم در برابر خوردگی بسازد تا آن ها بتوانند فولاد نسل بعد را بسازند که عملکرد بهتری داشته و بهتر در برابر زنگ زدن مقاومت می کند و همچنین میزان ساییدگی و پارگی در یاتاقان را به حداقل می رساند، مسئلۀ ناشناخته ای که طبق تخمین تحلیلگران برای اقتصاد امریکا به میزان یک درصد از تولید ناخالص داخلی هزینه دارد. تام استیمسن معاونِ فناوری و عملیاتِ رئیس جمهور در شرکت تیمکن، فردی که نوآوری مشارکتی را مشتاقانه باور دارد، برای ما از همکاری های شرکتش با محققان دانشگاه اکرون گفت: هدف ما توسعۀ پوشش های پلیمری مخصوص برای یاتاقان هایی است که چهل درصد بیشتر در برابر خوردگی و سایش مقاومت می کنند. این شرکت پنج میلیون دلار برای این کارِ مشترک با دانشگاه اکرون سرمایه گذاری کرد. این توافق نیازمند هجده ماه مذاکرۀ گاه سخت برای پرداختن به مسائل مالکیت معنوی بود؛ اما راهکار نهاییِ آن در حال تبدیل شدن به الگویی ملی برای اشتراک گذاری دانش است. پیشرفت های اکرون در این حوزه نه فقط در بخش خودرو، که برای صنایع مختلفی مهم است. پوشش های پلیمری در همه چیز مورد استفاده قرار می گیرند؛ ازمحصولات بهداشتی مانند اسپری مو و رژ لب گرفته تا سطوح ضدمیکروبی برای دستگاه های جراحی. بنیاد تحقیقات مستقل دانشگاه اکرون در حال بهره برداری از ارزش تجاری زیاد این پیشرفت هاست. تولیدکننده های تجهیزات پزشکی برای دسترسی به تجارب دانشگاه در این حوزه مبالغ زیادی پرداخت کرده اند. وزارت دفاع امریکا نیز از یکی از برنامه های دانشگاه برای توسعۀ بیشتر پوشش های ضدخوردگی، حمایت مالی کرده است. نتایج این دورۀ پانزده سالۀ فعالیت در اکرون که پروئنزا آن را با بیانِ چشم اندازی از الگوی اکرون آغاز کرد، این است که اوهایو امروز پایتخت شناخته شدۀ پلیمر ایالات متحدۀ امریکاست. اوهایو بزرگ ترین تولیدکنندۀ پلیمر و محصولات لاستیکی درکشور و همچنین دومین تولیدکنندۀ بزرگ پلاستیک است. اوهایو به عنوان رهبر جهانی در پلیمر و صنعت تخصصی شیمی شناخته می شود و حدود هزاروسیصد شرکت دارد که در مجموع بیش از ۸۸هزار نفر را استخدام کرده اند. باربارا اوینگ مدیر عملیات مرکز رشد کسب وکار یانگزتاون می گوید: اوهایو هنوز درحال ساختن چیزهاست. شرکت هایی که نتوانسته اند از الگوی قدیمی به الگوی جدید تغییر کنند عقب ماندند؛ اما آن هایی که توانستند تغییر را مدیریت کنند، هوشمندانه تر عبور کرده و راه های جدیدی برای موفقیت پیدا کردند. اوینگ می گوید: مردم دوباره خوش بین تر شده اند و حس اینکه ما نمی توانیم با چینی ها رقابت کنیم ازبین رفته است. یکی ازبزرگترین نقاط قوت اکرون این است که کاملاً آگاه است که مناطق صنعتی موفق چقدر سریع ممکن است خود را با بحران رو به رو ببینند. به همین جهت مدیران شهر و دانشگاه آموخته اندکه از طریق به اشتراک گذاری دانش می توانند چنین تهدیدهایی را مغلوب کنند. تمام مناطق می توانند با موفقیت تغییر یابند. اکرون احتمالاً دیگر هیچ وقت حس آسیب ناپذیری و برتریِ مربوط به دوره ای را که پایتخت لاستیک جهان بود تجربه نمی کند. این امر قطعاً در دنیای به شدت رقابتیِ امروز چیز خوبی است. اما مردم در اکرون خودشان را از عدم اعتمادبه نفس و ریسک گریزی ای که بعد از ترکیدن حباب خودرو بسیار شایع شده بود خلاص کرده اند. بر اساس صحبت های پروئنزا شرکت های پلیمر بسیار کوچکی که به اکرون تعلق دارند، در مقایسه با آن میزانی که شرکت های بزرگ لاستیک در اوج قدرت خود، افراد را استخدام کرده بودند، هم اکنون بیشتر استخدام می کنند. این مقاله برگرفته است از کتاب باهوش ترین نقاط کرۀ زمین؛ چرا مناطق درحال افولْ کانون های درحال ظهور نوآوری جهانی می شوند؟اطلاعات کتاب شناختی:van Agtmael, Antoine, and Fred Bakker. The Smartest Places on Earth: Why Rustbelts are the Emerging Hotspots of Global Innovation. PublicAffairs, 2016پی نوشت ها: این مطلب راآنتونی وان اگتمایل و فرد بیکر نوشته اند و در تاریخ ۲۹ مارس۲۰۱۶ با عنوان How Cities Can Use Local Colleges to Revive Themselves در وب سایت آتلانتیک منتشر شده است. وب سایت ترجمان در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۵ این مطلب را با عنوان دانشگاه محلی می تواند ناجی شهرهای شکست خورده شود و با ترجمۀفاطمه رایگانی منتشر کرده است. آنتونی وان اگتمایل (Antoine van Agtmael) مشاور ارشد مؤسسۀ مالی گارتن راثکاف و نویسندۀ کتاب قرن بازارهای نوظهور (The Emerging Markets Century) است. فرد بیکر (Fred Bakker) روز نامه نگار و سرویراستار بازنشستۀ فایننشال تایمز هلند، و یکی از نویسندگان کتاب باهوش ترین نقاط کرۀ زمین (The Smartest Places on Earth) است. [۱] George Haritos [۲] Ajay Mahajan