ترجمان 8 فروردين 1399 ساعت 10:16 http://tarjomaan.com/report/9683/ -------------------------------------------------- بهارنامۀ ۱۳۹۹ عنوان : چرا پس از گذشتن دو ماه هیچ‌چیز از کتاب‌ها یادمان نمی‌ماند؟ کتاب‌نخواندن بدتر است یا به فراموشی سپردن کتاب‌هایی که خوانده‌ایم؟ -------------------------------------------------- نمی‌دانیم چرا، ولی گویا کتاب‌باز بودن در دوره‌زمانۀ ما تبدیل شده است به فضیلتی بی‌نهایت ارزشمند. گاهی آن‌قدر کتاب می‌خریم و تلنبار می‌کنیم که گیج می‌شویم مطالعه را از کدامشان شروع کنیم. به حجم کتابخانه که نگاه می‌اندازیم خجالت‌زده تلاش می‌کنیم بهانه‌ای برای نخواندن آن‌ها دست‌وپا کنیم. اما کتاب‌هایی که می‌خوانیم چه؟ مگر نه این است که بعد از سه‌چهار ماه کل آن را فراموش می‌کنیم؟ پس نخواندن چه فرقی دارد با فراموش‌کردن آن‌ها؟ آیا می‌شود یک‌جایی این دور باطل را تمام کرد؟ متن : برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن ها کلیک کنید. رولف دوبلی: کمتر بخوانید ولی دوباره بخوانید برخی از کتاب ها در قفسه هستند که نمی توانم با اطمینان بگویم که آیا تا به حال آن ها را خوانده ام یا نه پس از مدتی سر وقت کتابخانه و کتاب هایمان که می رویم اکثرشان دیگر با هم تفاوت زیادی نمی کنند، چون تقریباً چیز زیادی از آن ها یادمان نمی آید؛ محتوای هر کتاب صرفاً به صورتی مبهم و آشفته از ذهن ما عبور می کند. در چنین مواقعی ابتدا پریشان می شویم که مشکل از حافظۀ ضعیف خودمان است یا شاید کتاب ها تأثیر اندکی بر ما داشته اند. اما وقتی می فهمیم بسیاری از دوستانمان هم همین تجربه را دارند کمی احساس آسودگی می کنیم. اگر محتوای کتاب ها تا بدین حد کم به خاطر می مانند، اساساً اهمیت مطالعه در چیست؟ رولف دوبلی، نویسندۀ کتاب هنر شفاف اندیشیدن، پیشنهادهایی دارد. کتاب خواندن در چهل سالگی چه فرقی با بیست سالگی دارد؟ وقتی پیر می شویم معنا و مفهوم کتاب خوانی برایمان عوض می شود در بیست سالگی همه چیز پیش چشممان ممکن به نظر می رسد. زندگی جلوی رویمان است و قرار است نویسنده ای معروف، تاجری ثروتمند یا دانشمندی دوران ساز شویم. سیری ناپذیریم و وقتی سراغ کتاب ها می رویم با فراغ بال هر چه پیش آید می خوانیم. اما وقتی پا به سن می گذاریم، وقتی به قفسۀ کتاب فروشی ها نگاه می کنیم، حسرتی شیرین و غمی سنگین بر دلمان می نشیند. کتاب هایی را می بینیم که قبلاً خوانده ایم، کتاب هایی که می دانیم دیگر هرگز نخواهیم خواند و آینده ای که دیگر در آن اتفاق عجیبی نخواهد افتاد. چرا بیشتر کتاب هایی را که می خوانیم فراموش می کنیم؟ مردم اغلب بیش از آنچه بتوانند در مغز خود نگه دارند، اطلاعات وارد آن می کنند بعضی ها هر کتاب را فقط یک بار می خوانند و بعد از گذشت مدت ها تقریباً بی هیچ کم وکاستی همۀ آن را به یاد می آورند. اما بیشتر ما این طور نیستیم و این موضوع خیلی ناراحتمان می کند و مدام خودمان را بابت روش مطالعه مان ملامت می کنیم یا حافظۀ ضعیفمان را مقصر می دانیم. زمانی که کتابی را خریدیم، اسم کتاب فروشی، اینکه چاپ چندم بوده و خیلی جزئیات دیگر را خیلی راحت به خاطر می آوریم اما آنچه برایمان مهم تر است، یعنی محتوای کتاب را نه. آیا در عصر اینترنت این همه وسواس و عذاب روحی برای به خاطر سپردن اطلاعات ضروری است؟ دو کتاب باز به هم دل بستند، اما زن رازی شرم آور داشت طی شش سالِ پس از بیست سالگی، آدم دیگری شدم که خودم هم نمی شناختم بعضی ها کتاب باز نیستند، نه کتاب می خرند و نه تظاهر می کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب بازها متفاوت اند. کتاب ها در نظر آن ها ارزشمند است؛ ساعت ها بین قفسهٔ کتابفروشی ها پرسه می زنند، با ولع تمام نشدنی کتاب های جدید را می خرند و در شبکه های اجتماعی گروه های کتاب خوانی را دنبال می کنند و در پروفایل خود علاقه شان به کتاب را در صدر تمایلاتشان می نویسند و از همه مهم تر اینکه افراد بیگانه با کتاب را تحقیر و ملامت می کنند. اما آیا کتاب بازها خود مرتکب گناهی بزرگ نشده اند؟ کارلا دِروس کتاب بازی است که اعتراف می کند. پیش از عصر دیجیتال هم آدم های زیادی کتاب نمی خوانده اند آیا با فراگیر شدن کتاب های الکترونیک و صوتی باید منتظر مرگ کتاب کاغذی باشیم؟ سال های زیادی از رواج رسانه های دیجیتال نمی گذرد، اما همین الآن هم خیلی ها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژی بازها می گویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدی تری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش می کند تصویر دیگری ارائه می دهد. او به جای رمان خوان های حرفه ای که زیر درختان غرق خواندن اند، از مردمی می گوید که تنها کتابی که می شناختند کتاب راهنمای تلفن بود و کتابخانه ها را محل شیوع بیماری تلقی می کردند.