گفت‌وگوی ریچارد مارشال با تیموتی ویلیامسن
سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۳ ۱۴:۰۶
 
 
ترجمۀ: مهدی رعنایی مرجع: 3ammagazine
تیموتی ویلیامسن فیلسوف تحلیلی بریتانیایی، در مصاحبۀ خود با ریچارد مارشال، به پرسش‌هایی دربارۀ دو کتاب اخیر خود یعنی «فلسفۀ فلسفه» و «منطق موجهات به مثابه متافیزیک» پاسخ می‌دهد. ادعای اصلیِ او در کتابِ «منطق موجهات به مثابۀ متافیزیک» این است که ضرورتاً هر شیئی ضرورتاً این‌همان با چیزی است. اگر باراک اوباما در جهان واقع یک شیء است، در هر جهان ممکنی که تصور کنیم شیئی هست که این‌همان با باراک اوباما است.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

مقدمه:
تیموتی ویلیامسن، از برجسته‌ترین فیلسوفان تحلیلی، در سال ۱۹۵۵ در اوپسالای سوئد به دنیا آمد. تحصیلات او همه در دانشگاه آکسفورد بوده است؛ کارشناسی در ریاضیات و فلسفه و دکتری در فلسفه. او پس از فارغ‌التحصیلی از جمله در ترینیتی کالج دابلین، یونیورستی کالج آکسفورد، دانشگاه ادینبرو تدریس کرده است و اکنون استاد تمام منطق در دانشگاه آکسفورد است و همچنین به عنوان استاد مهمان از جمله در دانشگاه‌های ام‌آی‌تی، پرینستون و دانشگاه ملی استرالیا تدریس کرده است. مساهمت‌های او تاثیر فراوانی در منطق موجهات، معرفت‌شناسی، متافیزیک، متافلسفه، مباحث ابهام و این‌همانی داشته است. از بین کتاب‌های او از جمله می‌توان به معرفت و محدودیت‌های آن، فلسفۀ فلسفه و منطق موجهات به مثابۀ متافیزیک نام برد.

در این مصاحبه او به برخی پرسش‌ها دربارۀ مواضع متافلسفی و متافیزیکیِ خود که در دو کتاب اخیر مطرح شده است پاسخ می‌دهد. مباحثی که او دربارۀ متافلسفۀ خود در این مصاحبه مطرح می‌کند واضح است و برای فهم آن نیازی به مقدمات چندانی نیست، اما به نظر می‌رسد برای فهم نظرات متافیزیکی او طرح نکاتی مقدماتی خالی از فایده نباشد. این‌جا به طور خلاصه تنها به ادعای اصلیِ او در کتاب، یعنی ضروری‌گرایی اشاره‌ای می‌کنم.

ادعای اصلیِ او در کتابِ منطق موجهات به مثابۀ متافیزیک این است که ضرورتاً هر شیئی ضرورتاً این‌همان با چیزی است. برای این‌که بدانیم این ادعا دقیقاً به چه معنا است، باید ببینیم معمولاً در فهم عرفی ما اشیاء را چگونه در نظر می‌گیریم. در زندگیِ روزمره، ما معمولاً اشیائی نظیر باراک اوباما، این میز، آن صندلی و کاخ گلستان را اشیائی امکانی در نظر می‌گیریم؛ به این معنا که ممکن بود این اشیاء وجود نداشته باشند. به زبانی کمی فنی‌تر، اگر چه این درست است که در جهان واقع این اشیاء وجود دارند، جهان‌های ممکن دیگری هستند که در آن‌ها چنین اشیائی وجود ندارند؛ مثلاً جهان ممکنی وجود دارد که در آن پدر و مادر اوباما هیچ‌گاه با هم آشنا نشده‌اند. ادعای اصلی ویلیامسن، یعنی ضروری‌گرایی، این است که چنین تصویری عمیقاً غلط است. او ادعا می‌کند که ضرورتاً همۀ اشیائی که در جهان واقع هستند، ضرورتاً شیئی هستند، یعنی در هر جهان ممکنی شیئی هست که این‌همان با آن‌ها است. اگر باراک اوباما در جهان واقع یک شیء است، در هر جهان ممکنی که تصور کنیم شیئی هست که این‌همان با باراک اوباما است.

اما اولین ایرادی که به ذهن می‌رسد این است که در جهان ممکنی که از آن صحبت شد، یعنی جهانی که در آن پدر و مادر اوباما با هم ملاقات نکرده‌اند، اوباما وجود ندارد. پاسخ ویلیامسن به این ایراد این است که در آن جهان شیئی هست که این‌همان با باراک اوباما است، اما دقیقاً همین ویژگی‌ها را ندارد، مثلاً انضمامی یا انسان نیست. در واقع، ویژگی‌هایی نظیر سیاه‌پوست بودن، حقوق‌دان بودن، انسان بودن و حتی انضمامی بودن ذاتیِ اوباما نیست. بنابراین، حتی در جهانی که در آن پدر و مادر اوباما با هم ملاقات نکرده‌اند هم شیئی وجود دارد که این‌همان با اوست، و این تناقضی با این شهود ندارد که ممکن است جهانی باشد که در آن پدر و مادر اوباما با هم ملاقات نکرده‌اند.

این موضع بسیار رادیکال و در تناقض با بسیاری از شهودهای روزمرۀ ما و همین‌طور با برخی از مواضع پذیرفته شده در متافیزیک تحلیلی نظیر ذات‌گرایی – حداقل در صورت اصلاح‌نشدۀ آن – است. استدلال‌های ویلیامسن به نفع این دیدگاه بسیار پیچیده و فنی‌اند و بیشتر مبتنی بر پذیرش منطق موجهات مرتبۀ بالا در سیستم S5 هستند و بنابراین از طرح آن‌ها می‌گذرم. علاوه براین، در طرح این دیدگاه باید به تمایزهای ظریفی – مثلاً در کاربرد افعال «بودن» و «وجود داشتن» - دقت کرد، زیرا در صورت کاربرد غیر دقیق این افعال ادعای او غلط خواهد بود یا در بهترین شرایط متفاوت از ادعای او خواهد بود. در متن مصاحبه او خود به برخی از این تمایزها اشاره می‌کند. به هر حال، این توضیح بسیار مختصر و تا حدی ساده‌سازی شده می‌تواند زمینه را برای فهم مباحث او در این مصاحبه فراهم کند، هرچند به علت همین خلاصه و ساده‌سازی شده بودن باید دقت کرد که به هیچ وجه دقیق نیست.

متن کامل این گفت‌وگو به همراه دیگر گفت‌وگوهایی با فیلسوفان در قالب کتاب فلسفه به‌وقت سۀ صبح توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 7180
 


 
بهراد
۱۳۹۵-۰۳-۰۹ ۲۳:۱۲:۵۴
استثنائی!
خیلی ممنون خسته نباشین
ولی اشتباهات تایپی و دوجا ترجمه ای داشت (719)