سحرخیزان افراطی
وقتی بقیه دارند آمادۀ خوابیدن می‌شوند، سحرخیزان افراطی از جایشان برمی‌خیزند
چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۴
 
حتماً پیش آمده است که ناگهان از خواب بیدار شوید و وقتی ساعت را نگاه می‌کنید ببینید ۳ یا ۴ بامداد است ولی دیگر اصلاً خوابتان نمی‌آید. نیم‌ساعتی گوشی‌تان را بالا پایین می‌کنید، چند صفحه کتاب می‌خوانید، شاید بروید سر یخچال و چیزی بخورید. اما هنوز چند ساعت تا بیدار شدن بقیه مانده و نمی‌دانید واقعاً این مدت را چطور باید سپری کنید. حالا تصور کنید که همیشۀ عمر این ساعت از صبح بیدار شوید. تحقیقی جدید به زندگی این سحرخیزان افراطی پرداخته است.
تخمین زمان مطالعه : ۶ دقيقه
 
تصویرساز: چایا پرابات.
 

اُلگا کازان، آتلانتیک — آن‌ها بین ما زندگی می‌کنند، با قدرتی خارق‌العاده که چشم غیرمسلح نمی‌تواند تشخیصش دهد. آدم‌هایی که هیچ‌وقت مجبور نیستند مثل بقیۀ ما، قبل از جلسه‌ای که صبح زود برگزار می‌شود، قید دوش آب خنک را بزنند و به شامپوی خشک و دستمال مرطوب قناعت کنند. بعید است ساعت ۱۰ از خواب بپرند و گیج و منگ به صفحۀ گوشیشان نگاه کنند و ببینند پنج تماس بی‌پاسخ داشته‌اند و پیامک‌هایی که می‌گوید: «داری میای؟ پس کجایی؟»

آن‌ها کسانی‌اند که –به‌طور طبیعی– خیلی زود از خواب بیدار می‌شوند. البته زود نه به معنای اینکه ساعت ۸ صبح شاداب و سرحال باشند. بدنِ این افراد، ساعت ۵:۳۰ صبح یا زودتر بیدارشان می‌کند، حتی گاهی آن‌ها ساعتی از خواب بیدار می‌شوند که دیگران تازه دارند به خواب می‌روند. پژوهش جدیدی که یک‌دهه طول کشید نشان می‌دهد سحرخیزی افراطی شاید شایع‌تر از آن چیزی باشد که انتظار داریم.

مؤلف این پژوهش لوئیس تاچک، استاد عصب‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا در دانشکدۀ پزشکی سن‌فرانسیسکو است. ایدۀ تحقیق در مورد اَبَرسحرخیزان ۲۰ سال پیش به ذهن او خطور کرد، زمانی‌که یکی از همکارانش او را با زنی ۶۹ ساله آشنا کرد که همیشه ساعت ۱ یا ۲ بامداد بیدار می‌شد. خیلی‌ها با افزایش سن زودتر از خواب بیدار می‌شوند، اما این زن حتی در ۳۰‌سالگی‌اش هم ساعت ۴ صبح بیدار می‌شده است.

تاچک برای این پژوهش که در ژورنال اسلیپ منتشر شده است، با کریستوفر جونز، عصب‌شناس دانشگاه یوتا که یک کلینیک اختلالات خواب دارد، همکاری کرده است. جونز اکثراً بیماران مبتلا به آپنۀ خواب (وقفۀ تنفسی در خواب) و دیگر اختلالات خواب را معاینه می‌کند. او طی ده سال از ۲۴۲۲ بیمار سؤالاتی پرسید از جمله اینکه «اگر فردا امتحان داشتی، به نظرت بهترین زمان برگزارشدنش کی بود؟» و «بهترین زمان ورزش‌کردن کِی هست؟»

کسانی که در پاسخ، زمان‌های خیلی زودهنگام را انتخاب کردند، با سؤال دیگری روبرو شدند، اینکه آیا معمولاً ساعت ۵:۳۰ بیدار می‌شوند؟ از قضا، هشت بیمار -یک نفر از هر ۳۰۰ نفر- چنین بود. برای پنج نفر از این بیماران، این به‌اصطلاح «فاز پیشرفتۀ خواب» ژنتیکی بود، یعنی چندین نفر از آن‌ها، اقوامی داشتند که آن‌ها نیز خیلی زود بیدار می‌شدند.

تاچک می‌گوید پژوهشش از این نظر منحصربه‌فرد است که نشان می‌دهد این فاز پیشرفتۀ خواب «امر نادری نیست و فقط در صورتی مشکل به حساب می‌آید که برای خودِ فردْ نامطلوب باشد». او و همکارانش دریافتند که بیدارشدن زود‌هنگام فواید متعددی دارد. ابرسحرخیزان راحت‌تر از دیگران بیدار می‌شوند و مثل خیلی‌ها دیگر، آخرهفته‌ها را تا دیروقت نمی‌خوابند. حتی ممکن است نسبت به افراد شب‌زنده‌دار سالم‌تر باشند: خوابیدن دیرهنگام را با بعضی مشکلات سلامتی از جمله دیابت

وقتی او بیدار می‌شد، هوا سرد و تاریک بود و همه خواب بودند. به همین دلیل دچار افسردگی شد. گاهی ساعت ۴ صبح خانه را جارو می‌کرد، فقط برای اینکه زمان بگذرد
نوع ۲ و بیماری‌های قلبی مرتبط دانسته‌اند.

درضمن ابرسحرخیزان احتمالاً تصویر اجتماعی مثبتی دارند، چرا که معمولاً سحرخیزان را کامروا می‌دانند و کسانی که دیر از خواب بیدار می‌شوند را تنبل. اما در واقع این‌طور نیست. خیلی از شب‌‌زنده‌داران ظهر بیدار می‌شوند و تا ساعت ۲ بامداد کار می‌کنند، درست هنگامی که ابرسحرخیزان تازه دارند بیدار می‌شوند و قهوه آماده می‌کنند. با‌این‌حال، این تصویر کلیشه‌ای همچنان پابرجاست.

سحرخیزی افراطی البته همیشه هم خوشایند نیست. سحرخیزها چندان آدم‌های مجلس‌گرم‌کنی نیستند. این پژوهش نشان داد که چنین آدم‌هایی معمولاً قبل از ۸:۳۰ شب می‌خوابند. سابرا مارگارت ابت، عصب‌شناس دانشگاه نورث‌وسترن که البته در این پژوهش نقشی نداشته است، توضیح می‌دهد که شاید برخی بیماران متوجه شوند که بازۀ طبیعی خوابشان از ۷ بعدازظهر تا ۳ بامداد است، اما به‌خاطر تعهدات کاری و خانوادگی سخت می‌توانند قبل از ساعت ۱۰ شب به تختخواب بروند. ابت در ایمیلی برای من نوشت: «بااین‌حال، آن‌ها نمی‌توانند بعد از ۳ بامداد دیگر بخوابند، آن‌وقت در طول روز دچار کم‌خوابی خواهند شد».

ابت اضافه کرد که اگر روال طبیعی خوابتان را ناخوشایند می‌دانید، می‌توانید با مصرف ملاتونین (نوعی هورمون خواب) و استفاده از «نور زمان‌بندی‌شده» آن را تنظیم کنید.

تاچک به من گفت که زن ۶۹ ساله‌ای که ۲۰ سال پیش دیده بود، از حالت ابرسحرخیزی‌اش ناراضی است. وقتی او بیدار می‌شد، هوا سرد و تاریک بود و همه خواب بودند. به همین دلیل دچار افسردگی شد. گاهی ساعت ۴ صبح خانه را جارو می‌کرد، فقط برای اینکه زمان بگذرد. از سویی، یکی از بستگانش تاجری بسیار موفق بود که فاز پیشرفتۀ خوابش را بسیار دوست داشت. چاتک می‌گفت: «این مرد یکی از مزیت‌های خودش را این می‌دانست که زود بیدار می‌شود». او با ورزش‌کردن در ساعت ۳:۳۰ یا ۴ صبح در یک باشگاه شبانه‌روزی به موفقیت رسیده بود.

پژوهش تاچک محدودیت‌هایی هم دارد. با توجه به اینکه تاچک و جونز پژوهششان را در یک کلینیک اختلالات خواب انجام دادند، اکثر بیماران مبتلا به آپنۀ خواب بودند. تاچک می‌گوید که مطابق آنچه دریافته، وجود یا عدم وجود آپنۀ خواب تأثیری بر این امر ندارد که فرد سحرخیز افراطی باشد یا شب‌زنده‌دار، اما ابت و کارشناسان دیگری که از آن‌ها سؤال کردم، چندان مطمئن نبودند که بتوان این داده‌ها را به‌درستی به کل جمعیت تعمیم داد. درضمن، تعداد کلی بیماران دارای فاز پیشرفتۀ خواب خیلی کم بود – جمعاً فقط هشت نفر – که باعث می‌شود تعمیم این الگو به بیرون از این نمونه سخت‌تر باشد.

بااین‌حال، آنطور که تاچک به من گفت، بخشی از هدف پژوهش آن بوده است که مردم را به این فکر بیاندازد «هر کدام از ما با دیگران متفاوتیم و ژنتیکمان تا حدی کیستی ما را تعیین می‌کند. و آنچه برای شما خوب است شاید با آنچه برای من خوب است تفاوت داشته باشد. مردم معمولاً همه‌چیز را با متوسط‌ها مقایسه می‌کنند، اما ... نمی‌توان متوسط‌ها را بر همه تحمیل کرد».


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را اُلگا کازان نوشته است و در تاریخ ۱۳ اوت ۲۰۱۹ با عنوان «The Life of a Person Who Wakes Up Really, Really Early» در وب‌سایت آتلانتیک منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۹ با عنوان «آیا همۀ سحرخیزها کامروا هم هستند؟» و ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب منتشر کرده است.
•• اُلگا کازان (Olga Khazan) نویسندۀ مجلۀ آتلانتیک است و آنجا دربارۀ سلامت، جنسیت و علم می‌نویسد.

کد مطلب: 9538
 


 
سارا
۱۳۹۹-۰۳-۲۳ ۰۶:۱۴:۱۷
با درود.
چه خوب که پیکان انتقادات از شب زنده داران سرانجام به سوی سحرخیزان نشانه رفت! مطلب جالبی بود. (7267)
 
رسول
United Kingdom
۱۳۹۹-۰۳-۲۴ ۰۹:۱۰:۵۱
این مطلب کاملا بدیهی بود
و نیاز به تحقیق چندین ساله نداشت
شاید اگر این مطلب را ۵۰ سال قبل باید بیان میکردند در ان زمان جالب بود (7275)
 
محسن وارثی
۱۳۹۹-۰۳-۲۶ ۱۲:۲۸:۲۴
با عرض سلام و ادب؛ ممنون از بابت انتشار مطالب مفید. جسارتاً در متن به «ملانین» به عنوان نوعی هورمون خواب اشاره شده است که فکر می کنم سهوی صورت گرفته است و باید «ملاتونین» باشد. چون ملانین نوعی رنگدانۀ پوست است.
شاد و تندرست باشید (7304)
ممنون، اصلاح شد.
 
محمد مهدی
۱۳۹۹-۰۵-۲۶ ۱۲:۱۷:۲۲
بسیار عالی و خوب بود (7713)