هواپیمای آمادۀ پرواز برای خروج محمدرضا پهلوی از ایران، فرودگاه مهرآباد تهران، دی‌ماه ۱۳۵۷. عکاس: دیوید برنت.

سرمقالۀ نهمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
آیا ممکن است آیندۀ نامعلوم ترس نداشته باشد؟
یک دگرگونیِ احساسیِ بزرگ در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشته است


احساسات بخشی جدایی‌ناپذیر از حیات ما انسان‌ها هستند، اما، در علوم انسانی، مسابقه‌ای بی‌پایان برای نادیده‌گرفتن آن‌ها برپا بوده است. فیلسوفان پی‌در‌پی مرز میان عقل و احساس را مستحکم‌تر کرده‌اند و عالمانِ علم سیاست و مورخان و اقتصاددانان احساسات را از دایرۀ تحلیلی خود بیرون کرده‌اند. بااین‌حال، نگاهی واقع‌گرایانه نشان می‌دهد، در دنیای انسانی، هیچ تحلیلی بدون درنظرگرفتن احساسات نمی‌تواند کامل باشد. شاید باید برگردیم و تاریخ احساسات را بنویسیم و سیاست احساسات را صورت‌بندی کنیم.


عکاس: پدرو فیوزا.

برکه‌های شخصی ما نارسیس‌ها
وقتی به‌جای تجربه‌کردن زندگی از آن عکس می‌گیریم، چه چیزی را از دست می‌دهیم؟
از این هیاهوی عکس‌ها باید گامی به عقب برداریم، به سوی هنر و ادبیات


دیگر دیدنِ جاذبه‌های طبیعی مشهور یا آثار تاریخی پرشکوه تقریباً ناممکن شده است، چون هر وقت که برسید، هزاران نفر پیش از شما آنجا هستند و دارند پی در پی از خودشان عکس می‌گیرند. هر قدمی که برمی‌دارید باید مواظب باشید که عکس بقیه را خراب نکنید یا ناخواسته عکستان ثبت نشود. این عکس‌گرفتن‌ها در حال تغییر تجربۀ ما از زندگی‌اند. اما در برابر صفحۀ اینستاگرامِ پربیننده‌مان چه چیزی را داریم از دست می‌دهیم؟


عکاس: جاستین بتمان.

بالاخره روزی به خانه برمی‌گردم
تصویر خیالیِ کارتن‌خواب‌ها از جایی به اسم «خانه»
شاید آواره‌های خیابانی روی کارتن بخوابند، اما یادشان نمی‌رود زندگی در خانه چه معنایی دارد


از دور تماشاکردنِ کارتن‌خواب‌ها آن‌ها را نیمه‌زامبی‌هایی معتاد و بی‌مصرف نشان می‌دهد؛ و در بهترین حالت، رنج‌دیدگانی که مستحق ترحم‌اند. اما پژوهشگری که در میان آن‌ها زندگی کرده است می‌گوید تمرکز بر رنج و بدبختیِ بی‌خانمان‌ها تصویر کاملی از زندگی آن‌ها به ما نمی‌دهد. ساکنانِ کنار خیابان خلاقیت‌هایی به خرج می‌دهند تا احساس کنند واقعاً در خانۀ خودشان‌اند: انتخاب نقطۀ مشخصی برای خواب، منظم‌کردن خنزرپنزرهای اطرافشان، و تنظیم برنامه‌ای معین برای کارهای روزانه مثل تکدی‌گری و حتی نشئگی.


تصویر جلد مجلۀ تایم منتشرشده در فوریه ۲۰۰۹.

آینده‌ای با اخبار کمتر
روزنامه‌ها مرده‌اند، زنده باد اخبار جعلی
سختی‌های روزنامه‌نگاری در عصر دیجیتال از زبان سردبیر سابق گاردین


دیگر روزی نیست که اخبار دروغ و جعلی به گوشمان نرسد. در دورانی که خبرها می‌توانند کشورها را تا مرز فروپاشی ببرند و برگردانند، انتشار خبرهای فوری از دست خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها خارج شده و حتی ترول‌ها هم می‌توانند شایعات را مثل ویروس به جان مردم بیندازند. اما حالا که بیش از همیشه نیازمند روزنامه‌نگاریِ تحقیقی و متعهد به حقیقت هستیم، غول‌های تبلیغاتی سیلیکون‌ولی منابع درآمدی روزنامه‌ها را نابود کرده‌اند. با این وضع، شاید قرن بیست‌و‌یکم دوران پایان روزنامه‌نگاری باشد.


پوستر فیلم اکس مشینا.

دوستانی بدون مغز
آیا ربات‌ها می‌توانند احساس داشته باشند؟
اگر ربات‌ها عواطف انسانی پیدا کنند، آنگاه حق نداریم آن‌ها را برنجانیم


آیا ممکن است بتوانیم واقعاً با یک ربات احساس صمیمیت کنیم؟ پاسخ به این پرسش واقعاً آسان نیست. فرض کنید رباتی داشته باشید که ده سال در خانۀ شما باشد، گاه‌گاه خاطراتی از روزهای گذشته یا غم‌ها و شادی‌هایتان تعریف کند، به حرف‌هایتان گوش بدهد و در تصمیم‌گیری مشاورتان باشد. آیا او را دوست خودتان نخواهید دانست؟ گری گاتینگ می‌گوید پاسخ به این پرسش منوط به این است که بدانیم آیا ربات‌ها می‌توانند آگاهی داشته باشند یا نه؟


تصویرساز: جان هولکرافت.

تأثیر روانی آزمون‌های دی‌.ان.‌ای
وقتی می‌پذیرید ژن خوب ندارید، چه اتفاقی برایتان می‌افتد؟
نمی‌توان در تفسیر اطلاعات ژنتیکی جبرگرایانه عمل کرد


نقشۀ ژنتیکی بدن ما انسان‌ها با هم تفاوت‌هایی دارد. می‌دانیم که بعضی‌ها از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد برخی سرطان‌ها هستند یا ممکن است دی.ان.ای ما در چاقی تأثیراتی داشته باشد. به همین دلیل برخی از مؤسسات تحقیقاتی تلاش کرده‌اند تا بر اساس خصوصیات ژنتیکی هر فرد برنامه‌های غذایی یا ورزشیِ مخصوصی تدوین کنند. بااین‌حال همچنان نکته‌ای باقی است: وقتی کسی باور می‌کند ژن خوب یا بدی دارد، عملکرد بدنی او تغییر می‌کند. پس آیا واقعاً باید به داشتن ژن خوب افتخار کرد؟


عکاس: جاناتن هیگبی.

درست، نه کامل
علیه قدیسان اخلاق‌مآب
اگر غایت ما کمال اخلاقی نباشد، زندگی غنی‌تر و پرمعنا‌تری خواهیم داشت


می‌گویید که قرار است یک هفته با دوستانتان بروید مسافرت، یادآوری می‌کند که با پولی که می‌خواهی در این سفر خرج کنی می‌شود برای زوجی فقیر اجاق‌گاز خرید. می‌خواهید یک رمان بخوانید، می‌گوید بهتر است یک کتاب آموزشی بخوانی. می‌خواهید بروید فوتبال، پیشنهاد می‌دهد به جایش به بچه‌های بی‌سرپرست درس بدهی. از این قبیل آدم‌ها همه‌جا پیدا می‌شوند، از دوستان و آشنایان تا بزرگ‌ترهای خانواده. قدیسان اخلاق‌مآبی که زندگی را بر همه زهر می‌کنند. اما آیا واقعاً اخلاقی‌بودن این‌همه ملال‌آور است؟


روستایی سیسیلی درحال نشان‌دادن مسیر حرکت نظامیان آلمانی به یک افسر آمریکایی در جریان جنگ جهانی دوم. عکاس: رابرت کاپا.

میدان مین زبان اشاره
اگر معنای یک ایما و اشاره را درست نفهمید، ممکن است کشته شوید
مرور دیکشنری اشارات: ایماها و حرکات معنی‌دار در سرتاسر دنیا نوشتۀ فرانسوا کارادک


زندگی روزمرۀ ما مملو از پیام‌هایی است که با ایما و اشاره رد و بدل می‌شود. استفاده از آن‌ها آنچنان طبیعی و بی‌سروصداست که معمولاً اهمیتشان را از یاد می‌بریم. اما وقتی با مردمانی از فرهنگ‌های دیگر مواجه می‌شویم، تازه می‌فهمیم که تا چه حد معنای اشارات آن‌ها را نمی‌فهمیم. یعنی چه که کسی نرمۀ گوشش را به سمت پایین می‌کشد؟ یعنی چه که با انگشتش دایره‌ای رسم می‌کند؟ کتابی جدید، مجموعه‌ای از این اشارات را در سطح جهان گرد آورده است.


عکاس: اَرون برنِشتاین.

بن‌بست دموکراسی
ترامپ، ترامپیست‌ها و نحلۀ جدیدی از پوپولیسم
چطور ممکن است میلیاردری فاسد به منجی کارگران بی‌بضاعت تبدیل شود؟


چپ و راست، طبقۀ کارگر و طبقۀ بورژوا، سوسیالیسم و لیبرالیسم، ملی‌گرایی و جهان‌وطنی. ظهور ترامپ و سیاست‌مدارانی شبیهِ او در اقصا نقاط دنیا، معناداری بسیاری از این دوگانه‌ها را زیر پرسش کشیده‌اند و این شکاف‌ها را به شکلی شگفت‌انگیز به نفع خود بلاموضوع کرده‌اند. چطور این اتفاق افتاد؟ ولفگانگ استریک، اقتصاددان آلمانی می‌گوید برای فهم این مختصات جدید، به جای تمرکز بر مفهوم طبقه و ایدئولوژی طبقاتی، باید به مفهومی مغفول‌مانده از ماکس وبر برگردیم: منزلت.


تصویرساز: ولنتاین تکیچ.

مرگ در توییتر
پیک‌نیک،‌ ویرگول، صاعقه: معنای جهان در دنیای دیجیتال
لارنس اسکات در کتاب جدیدش می‌پرسد: جهانی که در اینستاگرام می‌بینیم چطور با واقعیت ترکیب می‌شود؟


چه چیزی در جهان واقعی است؟ متفکران بسیاری در تاریخ به این سؤال فکر کرده‌اند و پاسخ‌های زیادی هم داده‌اند. اما، با ظهور تکنولوژی و پیشرفت چشمگیر آن، آیا نمی‌توان گفت معنای واقعیت هم به همان اندازه تغییر کرده است؟ آیا می‌توان همان‌طور که دربارۀ «زیباییِ» نقاشی‌های پیکاسو حرف می‌زدند، دربارۀ زیبایی‌های عکس‌های اینستاگرامی حرف زد؟ لارنس اسکات، در کتاب پیک‌نیک ویرگول صاعقه در جست‌وجوی همین پاسخ‌هاست.


تصویرساز: اندرو مایرز.

لذت و رنج یادآوری
پرونده: فراموشی رستگاری جدید است
اگر گذشته تقبیح و انکار نشود، امید به آینده‌ای درخشان کم‌رنگ می‌شود


تقریباً هیچ‌کس از دو سال ابتداییِ تولدش هیچ خاطره‌ای ندارد و خیلی‌ها نیز، اواخر عمرشان، حتی فرزندانشان را فراموش می‌کنند. بین نوزادی و پیری هم، همۀ انسان‌ها مشغول کشتی‌گرفتن با این ویژگی عجیب‌اند و اغلب هم پشتشان به خاک می‌خورد. البته این ویژگی هم نجات‌بخش است و هم کشنده. شاید یکی رنج‌های گذشته‌اش را فراموش کند و دیگری مهم‌ترین قرار ملاقات زندگی‌اش را. پس همیشه قدری از فراموشی لازم است، اما دنیای جدید گویا کمی بیشتر از حد نیاز فراموشی را تجویز می‌کند.


عکاس: اَلپ پکر.

صمیمی‌ترین غریبه
پرونده: آیا دوستانمان می‌روند و تنها می‌مانیم؟
در دوران‌های مختلف زندگی، تغییراتی درونی را نسبت به دوستان خود تجربه می‌کنیم


احتمالاً کمتر واژه‌ای به اندازۀ «دوست» معنایش را در دوران‌های مختلف زندگی این‌همه تغییر بدهد. دوستان در ایام کودکی صرفاً هم‌بازیِ هم‌اند، اما در ایام نوجوانی صمیمی‌تر از خواهر و برادرها می‌شوند. با فرارسیدنِ ازدواجِ هر یک، ناگهان دوستی تا مرز نابودی پیش می‌رود و آن‌ها به افراد آشنایی تبدیل می‌شوند که می‌توان سالی یک‌بار هم به ملاقاتشان نرفت. روزهای پیری نیز، یا معنابخشِ زندگی‌ خواهند شد یا غریبه‌هایی که به یادشان نمی‌آوریم. شاید به‌خاطر همین تغییرهاست که تکلیفمان با این صمیمی‌ترین غریبه‌ها مشخص نیست.