کارمند حراجی ویولن متعلق به آنتونیو استرادیواری، هنرمند قرن هجدهمی، را بالای سر گرفته. عکاس: کارل دسوزا.

 مسیر موفقیت تحصیلی و شغلی
«علاقه‌ات را پیدا کن» توصیۀ مزخرفی است
علاقه پیدا نمی‌شود، بلکه به مرور پرورش می‌یابد


«علاقه‌ات را پیدا کن؛ اگر آنچه را دوست داری انجام بدهی پیدا کنی، آن وقت دیگر مجبور نیستی حتی یک روز هم در زندگی‌ات کار کنی». حتماً شما هم جملاتی از این دست را شنیده یا خوانده‌اید. جملاتی که نقل محافل و سمینارهای موفقیت است و کتاب‌های روان‌شناسی عامه‌پسند را پر کرده است. مطالعات اخیر برخی روان‌شناسان برجسته نشان می‌دهد که ممکن است زمانش رسیده باشد که شیوۀ تفکرمان را دربارۀ علایقمان تغییر دهیم.


تشریح آناتومی کاریزما

تأثیر کاریزما بر نورون‌های مغز
تشریح آناتومی کاریزما
چه چیز باعث می‌شود یک فرد مهرۀ مار داشته باشد و چرا باید حواسمان در این باره جمع باشد؟


چرا با وجود اینکه از سخنرانی‌های افراد کاریزماتیک به وجد می‌آییم، بعد از اتمامش چیز زیادی از آن‌ها به یاد نمی‌آوریم؟ چرا قدرت اقناع افراد کاریزماتیک تا این حد زیاد است؟ چرا آن‌ها می‌توانند به‌راحتی احساس عشق یا نفرت را در مخاطبانشان برانگیزند. آدام پیور در این نوشته به تشریح آناتومی کاریزما می‌پردازد و نشان می‌دهد که چطور می‌توان لایه‌های زیرین کاریزما را شفاف‌تر دید و برای تسلیم‌شدن یا نشدن در برابرش تصمیم گرفت.


نقاش: لیلی فورِدی.

رفت‌وآمد فرصتی است برای خودفریبی
دربارۀ رفت‌وآمدهای هرروزه بین خانه و محل کار
برای کاهش بار سنگین رفت‌وآمد، باید فراموش کنیم کجاییم و چرا آنجاییم

رفت‌وآمد هر روزه بین محل زندگی و محل تحصیل یا کار سفری است دایره‌وار، رفتن و آمدن؛ هر لعابی که صبح‌دم به روحیه‌مان بزنیم، لاجرم در ساعت برگشت رنگ می‌بازد. اتوبوس‌ها و قطارهای شبانه پر است از صورت‌های خسته‌ای که غبار غم بر آن‌ها نشسته و نگاهشان پر از ناامیدی است. گویا رهایی از این رفت‌وآمدهای ملال‌آور و زمانی که کِش می‌آید دشوار است.


تصویرساز: اریک چو.

سرمایه‌داری نظارت‌محور
هر کلیک میخ دیگری است بر تابوت دموکراسی
غول‌های دنیای مجازی شکلی از سرمایه‌داری را ساخته‌اند که سخت می‌توان در برابرش ایستاد


دنیای مجازی امروزی دیگر نه آرمان‌شهر کاربران، که آرمان‌شهر تبلیغ‌کنندگان است. دیگر، مشتریان اصلی گوگل و فیس‌بوک کاربران بی‌شمارشان نیستند، بلکه همین تبلیغ‌کنندگانی هستند که تشنۀ اطلاعات دقیق از سلایق و روحیات افرادند. کاربرانی که قرار بود شهروندان فعال دنیای مجازی باشند، به معتادان منفعل دستگاه‌ها و اپ‌ها تبدیل ‍شده‌اند، کسانی که حاضرند ریزترین اطلاعات شخصی‌شان را در ازای دریافت خدماتی که معتادش شده‌اند بفروشند. و البته پارادوکس ماجرا آنجاست که همین شهروندان منفعل تنها امید باقی‌مانده هستند، برای نجات آیندۀ دنیای مجازی.


تصویرساز: گلن هاروی.

ارزش‌های جهانِ پرشتاب
فناوری چیزی را عوض نمی‌کند، مگر آنکه خودمان بخواهیم
آیا حق داریم که انقلاب دیجیتال را برای شتاب‌دادن به ضرب‌آهنگ زندگی‌مان مقصر بدانیم؟ خیر

زندگی ما دشوار شده است و سرتاپایش را اینترنت فرا گرفته است. از این رو جای تعجب ندارد که خیلی‌ها از آن دلخور و خشمگین باشند. می‌گویند اینترنت ما را آدم‌های بدتری کرده است، خودشیفته و بی‌اخلاق و نفرت‌انگیز. می‌گویند سامان کارها را از دستمان خارج کرده است و آرامش و آسودگی برایمان جا نگذاشته است. اما شاید بهتر باشد به جای نقدِ فناوری، فرهنگِ فناوری را به نقد بکشیم؛ یعنی همان‌چیزی که واقعاً گرفتارش هستیم.


پرونده: عشق بی‌خبر نمی‌آید

پرونده: عشق بی‌خبر نمی‌آید
نوشته‌هایی از آلن دوباتن، هلن فیشر، پولینا آرونسون، سوتلانا آلکسیویچ و دیگران


«عشق برای آمدنش کسی را خبر نمی‌کند. نگاهی واسطه می‌شود و عقل و هوش بار سفر خود را می‌بندند و با عاشق وداع می‌کنند». روایت‌های عاشقانه‌ای که لابه‌لای رمان‌ها خوانده‌ایم و گهگاه بین اطرافیان به گوشمان خورده، همه‌وهمه، ناگهانی و بی‌محابا هستند: چیزی مثل صاعقه می‌آید و همه‌چیز را کن‌فیکون می‌کند. اما وقتی زندگی مشترک خودمان شروع می‌شود، گرچه آرزو داریم ما هم گرفتار عشق بشویم، چیزی از آن هیجاناتِ شیرین نصیبمان نمی‌شود. اشکال از ماست یا آن روایت‌ها یکسره دروغ‌اند؟