عکاس: تارا مور.

خطر سرایت امیال
بیشتر کارهایی که در زندگی می‌کنیم مطابق میل اطرافیانمان است
آن عطر، آن کفش، آن سیگار: خواستن چیزها به شدت مسری است. آیا می‌‌شود درمقابل این سرایت مصونیت پیدا کنیم؟


امیال ما چطور ساخته می‌شود؟ چطور به این نتیجه می‌رسیم که گوشی فقط سامسونگ، تیم فقط بارسلونا، و نویسنده فقط چخوف؟ بله، احتمالاً برای هر کدام از این انتخاب‌ها دلایلی داریم، ولی نکتۀ دردناک این است که تقریباً تمام دلایلی که برای چنین ترجیحاتی ردیف می‌کنیم چیزی جز توجیهات من‌درآوردی نیست. اگر با شکاکیت بیشتری نگاه کنیم، اندک‌اندک واقعیتی تلخ خودش را نشان می‌دهد: خیلی از چیزهایی که می‌پسندیم را صرفاً به این خاطر پسندیده‌ایم که اطرافیانمان آن‌ها را دوست داشته‌اند.


تصویرسازی: فیریپیک.

در جستجوی جام مقدس
از سفینۀ فضایی تا معجزه: فناوری و دین چطور به فهم یکدیگر کمک می‌کنند؟
مروری بر کتاب کیهان آمریکایی: یوفوها، دین و فناوری نوشتۀ دایانا والش پاسولکا


عقیده‌ای که از نظرتان مسخره است را در نظر بگیرید. مثلاً باور به اینکه آدم فضایی‌ها وجود دارند و یک روز ممکن است به سیارۀ ما حمله کنند. به خودتان می‌گویید این عقاید مال بچه‌ها یا احمق‌ها یا فیلم‌های علمی-تخیلی است. بعد یک‌روز آدم بسیار باهوش و باسوادی را می‌بینید که برایتان توضیح می‌دهد چرا حملۀ آدم فضایی‌ها به زمین مسئله‌ای واقعی و مهم است. چه حالی می‌شوید؟ حیرت، عجز و لذتِ غریب فهمیدن چیزی تازه. کتاب تازۀ والش پاسولکا چنین تجربه‌ای برای خواننده‌اش به وجود می‌آورد.


عکس: آلامی.

در باب تکامل چاقی در جامعه
چاق‌بودن عادی است، به همین دلیل نمی‌خواهیم چاق باشیم
آرمان‌شهرگرایی، پزشکی و صنعت مدرن دست به دست هم داده‌اند تا فهم ما از چاقی تغییر کند


چرا از آدم‌های چاق منزجریم؟ شاید دلیل این حس ناخوشایند، تلاش‌های شکست‌خوردۀ خودمان برای رسیدن به بدنی باریک و خوش‌اندام باشد. چاق‌ها ما را یادِ زشتی‌های بدن خودمان می‌اندازند. اما اگر از منظری تاریخی نگاه کنیم، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. کریستوفر فورث در کتاب جدیدی که دربارۀ تاریخ فرهنگی چاقی نوشته است، می‌گوید اگر می‌خواهیم تنفر امروزمان از چاقی را درک کنیم، باید به دهۀ ۱۹۲۰ برگردیم. به سال‌هایی که کارخانۀ اتومبیل‌سازی فورد تازه کار خود را شروع کرده بود.


عکس: بن زنک.

چرا نمی‌توانیم افراد را به رفتاری عقلانی ملزم کنیم
لطفاً منطقی نباش، مسئله خیلی جدی است
نه استدلال‌های خشک، بلکه عواطف هستند که باورها و گرایش‌های ما را شکل می‌دهند

سخت‌ترین دوراهی‌هایی که در زندگی با آن‌ها رو‌به‌رو می‌شویم، تصمیم‌هایی هستند که علاوه بر سود و ضررهای مادی، عواطف و احساسات ما را نیز در خود درگیر می‌کنند. مثلاً آیا کاری را قبول کنیم که درآمد بیشتری دارد، اما ما را از شهری که دوستش داریم جدا می‌کند؟ در این مواقع است که احساس می‌کنیم محاسباتمان درست از آب درنمی‌آیند. یک فیلسوف استرالیایی در کتاب جدیدش، برای فهمِ سازوکارِ عقلانیت، سراغ آدم‌هایی رفته است که مجبور شده‌اند در زندگی‌شان دست به انتخاب‌هایی دشوار بزنند.