تصویر جلد کتاب «چگونه عاشق هر کسی شویم». تصویرساز: برایان ری.

افسانۀ عشق مدرن
چطور می‌شود عاشق «هر کسی» شد؟
عشق، انعطاف‌پذیرتر از چیزی است که ما در ذهنمان ساخته‌ایم


مندی لِن کاترون نویسنده و مدرس دانشگاه است و البته یک آدم کاملاً معمولی. وقتی والدین مندی بعد از بیست‌وهشت سال زندگی مشترک از هم جدا شدند و خودش هم در پایان رابطه‌ای ده ساله قرار گرفت، سوال‌های بی پاسخی به سمتش هجوم آوردند: عشق چطور تداوم می‌یابد؟ و آیا هرگز می‌توانیم عشق را به همان شیوه‌ای تجربه کنیم که در فیلم‌ها، کتاب‌ها یا اینستاگرام می‌بینیم؟ کاترون در یکی از محبوب‌ترین یادداشت‌های چند سال اخیر نیویورک تایمز هم از آشفتگی آن روزها می‌گوید و هم از راه‌کاری طلایی‌ که برای عاشق ماندن به دست آورد.


تصویرساز: اولیویا وایز.

چرا کار می‌کنیم؟
شاید تقصیر آدام اسمیت است که این‌قدر از کارکردن متنفریم
آمارها می‌گویند ۹۰درصد از شاغلان، از کار خود ناراضی‌اند. چطور چنین چیزی ممکن است؟


آدام اسمیت معتقد بود انسان‌ها بالفطره تنبل‌اند و از کارکردن خوششان نمی‌آید. بنابراین فقط اجبارهای زندگی است که آن‌ها را مجبور می‌کند دست به فعالیت بزنند. ساده‌تر بگوییم: تنها انگیزه پول است. ولی تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد آدم‌ها ترجیح می‌دهند حقوق کمتری داشته باشند، اما کاری را انجام بدهند که برایشان معنای بیشتری داشته باشد. پول مهم است، اما همه‌چیز نیست. از نظر بری شوارتز، این حقیقت ساده، می‌تواند تصور ما از دنیای مناسبات کار را تغییر دهد.


تصویرساز: رنه بولینگر.

یک عمر زندگی در ترس و لرز
کیرکگور به‌خاطر فلسفه‌اش از نامزد خود جدا شد
فیلسوفِ دل، کتاب جدید کارلایل، نگاه متفاوتی به زندگی کیرکگور می‌اندازد


ویتگنشتاین زمانی گفته بود «کیرکگور با اختلاف عمیق‌ترین متفکر قرن نوزدهم است. او قدیس بود». عمیق‌بودن وظیفۀ فیلسوف است، اما «قدیس»بودن چطور؟ منظور ویتگنشتاین بی‌ربط به ماجرای عاشقی کیرکگور نیست: چهار سال پس از آن لحظه‌ای که سورنِ جوان فهمید عاشق رگینه اولسن شده است، تصمیم گرفت از او جدا شود، گرچه همچنان دلبستۀ عشقِ او بود. کلر کارلایل در کتاب جدیدش توضیح می‌دهد قربانی‌کردن عشق رگینه چگونه سرمشق دین‌داری و فلسفۀ کیرکگور شده بود.


تصویرساز: امیلیانو پونزی.

عادلانه و در شرایط برابر
باور به شایسته‌سالاری نه‌تنها اشتباه، بلکه زیان‌بار است
آیا ممکن است شایسته‌سالاری نیز مثل برخی ایدئولوژی‌های دیگر راهی برای توجیه نابرابری‌های موجود باشد؟


اکثر مردم فکر می‌کنند کمابیش در کشورهایی شایسته‌سالار زندگی می‌کنند. حتی آن‌ها که معتقدند در کشورشان شایسته‌سالاری حاکم نیست، معتقدند اگر این سازوکار محقق شود، جامعه‌شان به وضعیتی ایدئال خواهد رسید. اما تحقیقات متعددی در روان‌شناسی نشان می‌دهند باور به شایسته‌سالاری خیلی سریع ممکن است به چیزی متضاد خود تبدیل شود. یعنی به جای آنکه برای همه فرصتی برابر ایجاد کند، به توجیهی در دست موفق‌ها تبدیل شود که همه‌چیز را برای خودشان بردارند. معنای این اتفاق برای جامعه‌ای شایسته‌سالار چیست؟


بردن یک جایزۀ مادام‌العمر چه مزه‌ای دارد؟

بردن لاتاریِ دستمال توالت
بردن یک جایزۀ مادام‌العمر چه مزه‌ای دارد؟
پنج برندۀ جوایز بزرگ توضیح می‌دهند که وقتی شانس رو کند و برندۀ جایزه‌ای بزرگ شوید، چه اتفاقی می‌افتد


شاید، به گمان همه‌مان، برنده‌شدنِ جایزه‌ای مادام‌العمر به ما احساس نوعی رستگاری بدهد؛ دغدغۀ تأمین یکی از مایحتاج زندگی از دوشمان برداشته می‌شود و می‌توانیم با سرخوشیِ هرچه‌بیشتر سراغ بقیۀ کارها برویم. اما بررسی چند مورد از این جایزه‌های همیشگی شاید نظرمان را عوض کند. خوشحالی و ذوق‌زدگی بخشی از ماجراست، اما وقتی چنین اتفاقی برایتان می‌افتد، ملال هم سراغتان می‌آید و علاوه‌برآن، باید تا پایان عمر، آدم‌هایی را تحمل کنید که شما را با آن جایزه می‌شناسند.