به‌مناسبت شصت‌وهشتمین سال اشغال فلسطین
ویژه‌نامه: جنبش بایکوت اسرائیل
اسرائیل باید بایکوت و تحریم شود تا دست از اشغالگری‌اش بردارد

بیش ازده سال قبل در ۹جولای۲۰۰۵، پس از سال‌ها گفت‌وگوی بی‌حاصل برای صلح، گروهی از اعضای جامعۀ مدنی فلسطین زمزمه‌های بایکوت اسرائیل را آغاز کردند. جنبش بایکوت، محروم‌سازی و تحریمِ اسرائیل، علی‌رغم مخالفت‌ها در مسیرش بسیار موفق بوده است. به‌عبارت‌دیگر جنبشی که زمانی حاشیه‌ای تلقی می‌شد، یک دهه پس از آغازش به تهدیدی راهبردی برای اسرائیل بدل شده است. ویژه‌نامۀ پیش‌ِ رو نگاهی است به ریشه‌های تاریخی این جنبش و بررسی ابعاد مختلف بایکوت علمی و فرهنگی رژیم صهیونیستی.


احساس خوشبختی
افرادِ باهوش خوش‌حال نیستند
گفت‌وگو با راج راگوناتان نویسندۀ کتاب اگرخیلی باهوشی، چرا خوش‌حال نیستی؟

ما به‌نحو غریزی در پی معنای خوشبختی هستیم و میل داریم شکوفا شویم. می‌خواهیم تا جایی که ممکن است بهترین باشیم. ولی ما برای شادبودن به چیزی بسیار ساده‌تر نیاز داریم. ما نیاز داریم کاری بکنیم که برایمان ثمربخش و ارزشمند باشد؛ کاری که وقتی به آن می‌پردازیم، گذر زمان را احساس نکنیم و هر روز غرق در آن کار شویم. با نگریستن در کودکان، درمی‌یابیم که آن‌ها در این کار استادند. هیچ‌ معیارِ بیرونی‌ای حواس آن‌ها را از کاری که به آن مشغول‌اند، پرت نمی‌کند. کودکان سرگرم چیزهایی می‌شوند که واقعاً بیش‌ترین لذت را برایشان فراهم می‌کند.


هویت فرهنگی اروپا
اسلام چگونه اروپا را ساخت؟
اروپا را اساساً اسلام تعریف‌ کرده است؛ اکنون نیز اسلام آن را بازتعریف می‌کند

در قرون وسطا تعداد زیادی از اسلاوها و مجارها از اعماق اوراسیا به اروپای مرکزی و شرقی مهاجرت کردند، مسیحی شدند، جوامعی مانند لهستان و بلغارستان را تشکیل دادند و درون نظام حکومتیِ اروپا جاگیر شدند. اما امروزه صدها هزار مسلمان امنیت اجتماعیِ شکنندۀ اروپا را تهدید می‌کنند؛ چون تمایلی به مسیحی‌شدن ندارند و به آرامی وارد آن دسته از کشورهای اروپایی می‌شوند که دچار رکود اقتصادی هستند. اکنون اروپا باید راه‌های دیگری برای متحدکردنِ فعالانۀ جهان اسلام با خود بیابد.


کامو در نیویورک
حدود پوچی در اندیشه آلبر کامو
آلبر کامو: «پوچی پادشاه است، اما عشق ما را از آن می‌رهاند.»

«فقط یک پرسش فلسفیِ واقعاً مهم وجود دارد: خودکشی. پاسخ به این پرسش که آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه، پاسخ به تنها پرسش بنیادین فلسفه است. هرچیز دیگر بازی کودکانه‌ای بیش نیست. پیش از هر چیز باید به این پرسش پاسخ دهیم.» این مسئله از همان روزی مطرح می‌شود که خودمان را در «دنیایی عاری از اوهام و نور» می‌یابیم؛ اما همچنان بر معناداری آن اصرار می‌ورزیم. کامو در ابتدای افسانۀ سیزیف در این اندیشه است که اگر اشتیاق نامعقول و دیوانه‌وار ما به روشنی، با سکوت غیرمنطقیِ جهان پاسخ داده شود، آیا می‌توان گفت که تنها پاسخ معقول، خودکشی است؟ آیا ‌«زندگی بدون جذبه» امکان‌پذیر است؟


روش تغییر رفتار کودکان
تنبیه وقت تلف‌کردن است
تنبیهِ فرزند ممکن است به شما احساس بهتری بدهد؛ اما رفتار او را تغییر نمی‌دهد

واقعاً درمانده‌اید؛ فکر می‌کنید والدین بی‌نظیری هستید. داد می‌زنید؛ سعی می‌کنید دلیل بیاورید: «نه؛ ما خواهرت را نمی‌زنیم. او تنها خواهری است که داری و اگر او را بزنی و زخمی کنی، مدت زیادی زنده نخواهد ماند.» چنین رفتاری با فرزندان همیشه خوب است. دلیل آوردن شیوۀ تفکر و نحوۀ حل مسئله‌شان را تغییر می‌دهد و بهرۀ هوشی‌ آنان را می‌افزاید اما رفتارشان را تغییر نمی‌دهد. خودتان هم می‌دانید چون همیشه این عبارت بی‌نظیر را به کار می‌برید: «هزار بار به تو گفته بودم». نتایج آخرین پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تنبییه، دستور یا توصیه رفتار انسان را چندان تغییر نمی‌دهد.


رفتارهای ما با حیوانات گیج‌کننده و متعارض‌اند
چرا ما هنوز حیوانات را برای لذت و سرگرمی خودمان حبس می‌کنیم؟

چهل سال پیش، کارل ساگانِ ستاره‌شناس، کسی که مسئول تحقیقات برای پروژۀ هوش ماورای زمینی بود، بیان کرد که درست اینجا روی زمین، حیات هوشمند غیرانسانی وجود دارد. او پس از توصیف توانایی‌هایی شگرف میمون‌ها در حل مشکلاتی که نیازمند تفکر انتزاعی است، این پرسش را مطرح کرد که: «چرا در سرتاسر جهان متمدن، درواقع در همۀ شهرهای اصلی، میمون‌ها در قفس‌اند؟» هارامب به‌جای اینکه در جنگل‌های افریقا پرسه بزند، در جایی زندانی بود که انتخاب‌های کمی برای فعالیت روزانه، خوردوخوراک، انتخاب شریک جنسی و تعامل اجتماعی با دیگر همنوعانش داشت. هارامب زندانی‌ای بود که با او به‌خوبی رفتار می‌کردند. کسی بود که هیچ جرمی مرتکب نشده بود.


خشم و سیاست
مارتا نوسبام: امریکایی‌ها عاشق تلافی‌کردن هستند
مردم خشمگین می‌شوند چرا که گمان می‌کنند خشم آن‌ها را از درماندگی می‌رهاند

مردان فکر می‌کنند اگر بتوانند زنی را عصبانی کنند، کاری از پیش برده‌اند؛ به‌خصوص اگر آن زن، زنی آرام و روشن‌فکر باشد. آن‌ها سعی می‌کنند از عصبانی‌کردن شما به‌عنوان راهی برای دلبری استفاده کنند و فکر می‌کنند آشکارساختن احساسات محبوسِ چنین زنی، نوعی پیروزی جنسی است. این مانورِ به‌شدت ملال‌آور نشان می‌دهد آن‌ها برای دلبری هیچ وسیلهٔ جذابی مثل شوخ‌طبعی یا خیال‌پردازی در اختیار ندارند. این عملِ مردها اثر عکس دارد و باعث می‌شود احمق به نظر برسند.


اشغال بوروکراتیک فلسطین
در بی‌خبری‌ چه خبرهایی نهفته است؟
محکوم‌کردنِ خشونت غیردولتی علیه مردم فلسطین باعث پنهان‌ماندن مسئلۀ خشونت دولتی شده است

دیوارِ حائل بین شهرکِ یهودی‌نشین و شهر فلسطینی در یکی از تپه‌های کرانۀ باختری، رؤیای پنهان اسرائیل را به بهترین شکل نشان می‌دهد. جانب اسرائیلیِ این دیوار با طرح‌هایی نقاشی شده که حومۀ شهر را در فراسوی دیوارها، بدون ساکنان فلسطینی، مملو از علفزارها و درختان نشان می‌دهد. آیا این نمودِ عینیِ پاک‌سازی قومی و نمایی از آن چیزی نیست که اسرائیل انتظارش را دارد: مناطقی خالی، دست‌نخورده و در انتظار سکونت؟


ذهن پریشان، ذهنی ناشاد است
چرا ذهن آدمیزاد خیال‌پردازی می‌کند؟
ما بخش زیادی از زندگی خود را صرف تمرکز دربارۀ هرچیزی جز زمان حال می‌کنیم

اغلبِ داستان‌هایی که انتخاب می‌کنیم، با تجربیاتی هماهنگ‌اند که در زندگی روزمره از آن‌ها لذت می‌بریم و گاه همراه‌اند با همدلی با قهرمانی خیالی که کار خوشایندی می‌کند. اما رایج‌ترین داستان‌ها همسو با تجاربی ناخوشایندند. بسیاری از ما مجذوب وحشت می‌شویم: داستان‌های هولناک مرده‌های متحرک، آدم‌خوارها، قاتلان زنجیره‌ای و اتاق‌های شکنجه. بعضی غم را ترجیح می‌دهند: مرگ مادری جوان از سرطان، خیانت، ازدست‌دادن و رنج‌های واقعی بشری. ما برای تجربیاتی پول می‌دهیم که تنمان را می‌لرزانند و اشکمان را درمی‌آورند. اما چه ارزشی دارد که این‌همه وقت برای فکرکردن به رویدادهای ناخوشایند و غیرواقعی صرف کنیم؟ چه لذتی در آن‌ها نهفته است؟


معنای زبان
زبان چه تفاوتی با گویش دارد؟
حقایق تکلم بسیار پیچیده­‌تر از کلماتی هستند که برای توصیف آن مورد استفاده قرار می‌گیرند

دوستی سوئدی دارم که وقتی با هم به دانمارک می‌رویم، هیچ مشکل زبانی‌ای ندارد. او به‌راحتی به زبان سوئدی غذا سفارش می‌دهد یا آدرس می‌پرسد؛ درحالی‌که ما در کشوری دیگر هستیم که مثلاً در آن، «زبانِ» متفاوتِ دانمارکی، به کار گرفته می‌شود. گویشورانِ این گونه‌های اسکاندیناویایی، آن‌ها را زبان‌هایی مجزا محسوب می‌کنند؛ چون در کشورهای مختلفی استفاده می‌شود. اما هیچ چیز در سوئدی، دانمارکی و نروژی وجود ندارد که آن‌ها را به‌عنوان «زبان» طبقه‌بندی کند. به‌خصوص روی کاغذ، آن‌ها آنقدری به یکدیگر شبیه هستند که مانند گویش‌های یک «زبان» بنمایند. پس چرا باز اصرار داریم این گویش‌ها را از هم تفکیک کنیم؟


علل جدایی بریتانیا از اتحادیۀ اروپا
سندل: ترامپ و برکسیت‌ها از شکست نخبگان قدرت می‌گیرند
تحلیلی از بازگشت برکسیت‌ها در بریتانیا، جنبش‌های پوپولیستی در اروپا و ترامپ در ایالات‌متحدۀ امریکا

دولت‌های دمکراتیک یکی از اهداف اصلی خود را تلاش برای تحقق حکومت مردمی می‌دانستند؛ یعنی اینکه شهروندان را توانا کنند تا بتوانند سهمی مؤثر در شیوۀ حکومت‌داری داشته باشند. اما امروزه دولت‌ها بیشتر به مانعی بر سر راه مشارکت سیاسیِ معنادار و حکومت مردمی بدل شده‌اند تا به ابزاری در راه تحقق آن. مایکل سندل، فیلسوف سیاسی، در گفت‌وگو با جیسن کاولی می‌افزاید: «فکر می‌کنم وقتی مردم به اتحادیۀ اروپا نظر می‌کنند، احساس می‌کنند که اتحادیۀ اروپا هم نمی‌تواند ابزاری برای تحقق حکومت دمکراتیک مردمی باشد. بنابراین، هم دولت‌های ملی و هم اتحادیۀ اروپا از این منظر شکست خورده‌اند.»