تصویرساز: بندتو کریستوفانی.

غم با ما چه می‌کند؟
ازدست‌دادن کسی که عاشقش هستید واقعاً می‌تواند کشنده باشد
استرس‌های عاطفی سهمگین می‌توانند مثل یک گردباد بدن ما را در هم بکوبند


زیست‌شناسان به ما نشان داده‌اند که تجربۀ شادی، غم یا عشق، با کم و زیاد شدن هورمون‌های بخصوصی در بدن در ارتباط است. با‌این‌حال، هنوز ابعاد زیادی از واکنش‌های بدنی ما در مواجهه با تجربه‌های عاطفی شدید، مثل از‌دست‌دادن همسر یا عزیزانمان، ناشناخته است. شواهد نشان می‌دهد دلبستگی‌ها عاطفی چنان قدرتمند است که حتی می‌تواند به فرد این توانایی را بدهد که لحظۀ مرگ خود را عقب یا جلو بیندازد.


عکاس: دومنیک بوتزمن.

قرار ملاقات در زیرزمین
هاروکی موراکامی: برای رسیدن به روشنایی، باید از تاریکی گذر کنید
نویسندۀ محبوب این روزهای جهان توضیح می‌دهد که چرا کتاب‌هایش در زمانۀ آشوب جذابیت دارند


هاروکی موراکامی هفتادساله است. هر روز، چهار صبح بیدار می‌شود، پنج‌شش ساعت می‌نویسد و سپس نُه کیلومتر می‌دود. تنها یکی از رمان‌هایش، در اولین سال انتشار، ۳.۵ میلیون نسخه فروش رفته. خودش خبر ندارد چرا این‌همه مردم دوستش دارند، اما می‌داند محبوبیتش بی‌ربط به عجیب‌بودن اتفاقات قصه‌هایش نیست: ماهی‌هایی که از آسمان می‌بارند و گربه‌هایی که در خیابان گم می‌شوند. می‌گوید «در رمان‌نوشتن نباید خیلی چون‌وچرا کرد، من به تاریکیِ ناخودآگاهم می‌روم و با دست پُر از آنجا برمی‌گردم. نتیجه‌اش می‌شود رمان‌هایی که نوشته‌ام».


عکاس: گریلوس مینیماکسیموس.

خدا نمرده است
بازگشت دین: چرا جوامع دوباره به ایمان رو آورده‌اند؟
ایمان، در روزگار جدید، امید است و آزادی، نه یأس و سرکوب


سال ۱۹۶۱، یوری گاگارین به فضا رفت و از آن بالا پیامی به زمین فرستاد: «خدایی وجود ندارد». آن ایام، هر گامی که علم به جلو برمی‌داشت، دین ده‌ها قدم عقب می‌نشست. مؤمنان آیندۀ جامعه‌شان را تهی از دین و ایمان می‌دیدند: «همگی سکولار خواهیم شد». اما وقتی به اوضاع امروز جهان نگاه می‌کنیم، گویا اوضاع وارونه شده است: حالا این دین است که مهره‌های شطرنج سیاست و اجتماع را حرکت می‌دهد. این دگرگونی چگونه رخ داد؟


تصویرساز: دیوید ایستوان.

بیاموز و آنچه هستی باش
درمان دردهای زندگی به‌سبک فریدریش نیچه
کتاب جدیدِ جان کاگ به‌دنبال گره‌زدن فلسفه به انبوه تجربیات روزمره است


نیچه در یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایش، ارادۀ قدرت، می‌نویسد: «برای آن دسته از انسان‌ها که برایم مهم‌اند آرزوی درد و رنج، اندوه، بیماری، بدرفتاری و بی‌آبرویی می‌کنم.» این آرزو احتمالاً شامل حال کسانی که نیچه برایشان مهم است نیز می‌شود. جان کاگ، فیلسوف آمریکایی، به دنبال نیچه افتاد تا بفهمد فلسفه برای زندگی چه حرفی دارد. مسیری که از کتابخانۀ دانشگاه بازل شروع شد با کوهنوردی در آلپ ادامه یافت و تا فروپاشی زندگی خانوادگی‌اش پیش رفت.


تصویرساز: هوآن ترَن.

بدترین روز زندگی
آیا بالاخره روزی همه‌چیز درست می‌شود؟ نه. با این واقعیت کنار بیایید!
یک مجری تلویزیون، بعد از گذراندن سالی مصیبت‌بار، سراغ آدم‌هایی رفت که زندگی‌شان را باخته بودند


سال ۲۰۱۴، برای لی سیلز، مجری معروف شبکۀ ای.بی.سی، بدترین سال زندگی‌اش بود. بیماری خودش، بعد عمل‌های جراحی پسر کوچکش، و نهایتاً از هم پاشیدن زندگی زناشویی بیست‌ساله‌اش. و با این وضعیت، هر شب جلوی دوربین تلویزیون ظاهر می‌شد تا دربارۀ مرگ، گروگان‌گیری و فقر بحث کند. اینجا بود که تصمیم گرفت برود دنبال آدم‌هایی که روزی خبر مشکلاتشان را خوانده بود تا شاید بفهمد که با زندگی چطور باید کنار آمد. حاصل این کار کتابی شد شگفت‌انگیز.


عکاس: مارکل ون‌هورن.

جرقه، سوخت، اکسیژن
ترامپ چگونه به بازارِ نفرت رونق می‌بخشد؟
کتاب «ذهن‌های آشفته» مأموریت ویژۀ نفرت‌افروزان را توضیح می‌دهد


تاریخ سرشار است از جنگ‌هایی که خون افراد بی‌شماری را هدر داده است. اغلب این درگیری‌ها به این خاطر شکل می‌گیرند که یکی از طرف‌ها افراد آن سوی میدان نبرد را «انسان» به حساب نمی‌آورد و افسانه‌هایی سر هم می‌کند تا حجم انبوهی از خشونت را توجیه کند. کتاب جدید یان هیوز توضیح می‌دهد که چگونه جنگ‌طلبانِ نفرت‌افروزی همچون هیتلر، استالین، مائو و اخیراً ترامپ در آتش نفرت می‌دمند و مردم را با خود همراه می‌کنند.


عکس: ناسا.

از زمین به آسمان و از آسمان به زمین
چه شد که آسمان را از دست دادیم؟
آسمان بالای سرمان که زمانی عرصۀ تخیل بشری بود، حال در سیطرۀ فناوری‌‌‌های جنگی و جاسوسی‌‌‌ است


روزگاری، وقتی انسان به آسمان نگاه می‌کرد، شوری معنوی او را فرامی‌گرفت. آسمان جایگاه خدایانی بود که از نقایص بشری پاکیزه بودند. ارسطو وقتی نجوم درس می‌داد، می‌گفت آنچه افلاک را به چرخش و گردش درمی‌آورد عشق است. اما از دورانی که آپولو به فضا فرستاده شد، و فضانوردان و خلبانان از بالا به زمین نگاه انداختند، آن تجربه رنگ باخت. این تغییر از مقام فرشته‌ها به مدار پهپادها و ماهواره‌ها چه معنایی را در زندگی ما عوض کرد؟


عکاس: جان هیگبی.

حواست را جمع کن
پرونده: کسی هست ما را از حواس‌پرتی نجات دهد؟
دنیای امروز شاید چیزی نباشد به‌جز یک حواس‌پرتی بزرگ و دست‌جمعی


گوی کوچکی از دوردست به‌سوی شما می‌غلتد، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود، و درنهایت غُران از روی شما رد می‌شود. نه می‌توانید متوقفش کنید، نه از آن فرار کنید. داستان «حواس‌پرتی»‌های ما انسان‌های قرن ۲۱ هم شبیه چنین تجربه‌ای است. تبلیغات پرزرق‌وبرق، نوتیفیکیشن‌های گوشی، خبرهای پی‌درپی و ناگهانی، که ما را دلسرد یا هیجان‌زده می‌کنند، مثل همان گوی ترسناک به‌سمت توجه و آگاهی ما هجوم می‌آورند و تمرکز ما را زیر خود خُرد و خاکشیر می‌کنند. آیا می‌توان در برابر این‌همه حواس‌پرتی دیواری محکم کشید؟


مردی درحال تماشای درآتش‌سوختنِ برج گرنفل، لندن. عکاس: متیو دونهام.

چقدر سنگدل، چقدر دلسوز
پرونده: چگونه همدلی ما را از مشکلات اصلی غافل می‌کند؟


همدلیْ ویژگی ذاتی ما انسان‌هاست. اما همان‌طور که توان جسمی محدودی داریم، قدرت روحی‌مان نیز در «همدلی» با دیگران حدّواندازۀ خودش را دارد: ما ظرفیت اندکی برای احساس رنج دیگران داریم و دوست داریم با کسانی همذات‌پنداری کنیم که ما را یاد خودمان می‌اندازند. اما چنانچه ندانیم بر چه اساسی باید دلسوزی‌مان را بین افرادِ رنجور تقسیم کنیم، احتمالاً همدلی‌مان دیگر آن ارزشِ خاص را نداشته باشد. اینجاست که کشته‌شدنِ یک نفر می‌شود تراژدی، اما قتل‌عام میلیون‌ها انسان تنها یک آمار ساده باقی می‌ماند.