عکاس: تنسیس زوولیس.

سرتان را از روی صفحه‌نمایش بردارید
برای بچه‌ها به‌جای تبلت بیلچه بخرید
یادگیری کودکان وقتی به بهترین شکل اتفاق می‌افتد که با بدن خود درگیر جهان خارج شوند


«یادگیری شخصی» شیوه‌ای از آموزش است که این روزها بین طرفداران تکنولوژی محبوبیت زیادی دارد. آن‌ها می‌گویند برای بچه‌ها رایانه‌ای شخصی تهیه کنید و رهایشان کنید در اینترنت تا هر چه خودشان می‌‌خواهند و هر طور که خودشان دوست دارند بیاموزند. اما پشت این شیوۀ آموزش خطای فلسفی بزرگی نهفته است: اینکه همه‌چیز را می‌شود با چشم آموخت. در حالی که مرلوپونتی به ما آموخته است ما نه‌فقط با چشم، بلکه با تمام بدنمان می‌آموزیم.


عکاس: هلن کورتز.

نمرۀ امتحان یا شلوغی موزه؟
امتحانات دانشگاهی خسته‌مان کرده‌اند، راه نجاتی وجود ندارد؟
گری گاتینگ هفتۀ پیش در هفتادوشش سالگی درگذشت. او از تجربۀ سال‌ها تدریس در دانشگاه چه آموخته بود؟


امتحان‌های خسته‌کننده، تکالیف تمام‌نشدنی، و حجم انبوه اطلاعات بیهوده‌ای که هر سال باید از کتاب‌های درسی یاد بگیریم. به‌سختی کتاب‌ها را حفظ می‌کنیم، و به‌راحتی اکثرشان از یادمان می‌رود. این اتفاقات سوهان روح ما دانشجوهاست و بدون آن‌ها قطعاً زندگی بهتری را تجربه خواهیم کرد. گری گاتینگ، استاد فلسفۀ دانشگاه نوتردام، پس از سال‌ها تدریس در دانشگاه محک بهتری برای موفقیت استادها و دانشجوها پیدا کرد. گاتینگ، جمعه‌ای که گذشت، در سن ۷۶سالگی از دنیا رفت.


تصویرساز: اریک دروکر.

می‌خواهم کاری بکنم
چه می‌شود اگر همهٔ کتاب‌های خودیاری را بخوانید؟
کتاب‌های خودیاری همان‌قدر که ما را به عمل‌کردن تشویق می‌کنند، به دست روی دست گذاشتن هم فرامی‌خوانند


کتاب‌های خودیاری شیرین‌اند و اگر منصفانه نگاه کنیم واقعاً گاهی وقت‌ها می‌توانند کمک‌های بزرگی بکنند. به ما دل و جرئت بدهند، یا باعث شوند تصمیمی بگیریم که مسیر زندگی‌مان را عوض کند. پس اگر کتابی خواندیم و فایده داشت، چرا نباید بقیۀ مشکلات زندگی‌مان را هم با راهنمایی کتاب‌های خودیاری رفع و رجوع کنیم؟ روزنامه‌نگاری انگلیسی در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌های زندگی خود، دست به چنین کاری زد تا خود را به شخصیتی بی‌نقص تبدیل کند.


تصویرساز: اِیکو اوجالا.

هومو اکونومیکوس
اقتصاد: رشته‌ای که حاضر به تغییر نیست
انسان‌ها براساس منفعت و عقلانیت رفتار می‌کنند؟ به‌هیچ‌وجه


آدم‌ها برای پول درآوردن حساب‌وکتاب می‌کنند و برای خرج‌کردنش چرتکه می‌اندازند. این نسخه از انسان، که همه‌چیزش روی نظم و قاعده است، اواخر قرن نوزدهم، همزمان با رشتۀ اقتصاد به دنیا آمد. تصور اقتصاد از خریداران و فروشندگانْ موجوداتی عقلانی است که، تنها اگر کمی دقت به خرج دهند، تصمیم اشتباه نمی‌گیرند. اما، در سال‌های اخیر، مطالعات اقتصادِ رفتاری نشان داده که ما انسان‌ها دمدمی‌مزاج‌تر از آنیم که سنجش‌های آماری بتواند تصمیماتمان را پیش‌بینی کند: فروشندگان و مشتری‌ها آنچنان هم عاقل نیستند.


چرا کسی صادقانه نمی‌گوید مادرشدن چه حسی دارد؟

زنده می‌مانم؟
چرا کسی صادقانه نمی‌گوید مادرشدن چه حسی دارد؟
کتاب مگان اوکانل، روایتی از بارداری و زایمان می‌دهد که کمتر شنیده‌ایم


دردها موضوع کتاب‌های زیادی بوده‌اند، ولی دربارۀ یکی از آن‌ها، شاید عظیم‌ترین آن‌ها، سکوت عجیبی حکمفرما بوده است: درد زایمان. مادری عمدتاً در هاله‌ای از قداست پیچیده شده است و بخش‌های دردآور و ناخوشایند آن پنهان شده‌اند. اما مگان اوکانل در کتاب جدید و بسیار تحسین‌شدۀ خود تلاش کرده تا تعادل را برگرداند. روایتِ شیرین و تلخ او از بارداری، زایمان و بچه‌داری، خواننده را فرامی‌خواند تا علاوه بر عشق مادری به سوزن‌های تیزی فکر کند که وسط نخاع یک زن فرو می‌روند.


عکاس: اریک جانسون.

دربارۀ شب شخصی
زوزه‌های شب
شب تعریف‌گریز اما وحشت‌زاست. این جستار سیری است در وحشت و لذات تاریکی


ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید شب با خود حکمت می‌آورد. این را همه‌مان تجربه کرده‌ایم. چیزی غنی و سرشار که فقط در میانه‌های شب می‌توان احساسش کرد. وقتی بی‌خوابی به سرمان زده است و افکارمان با رؤیاها و ژرفاهای شب درآمیخته است. شب چیست؟ هر کس تجربۀ خاصی خود را از آن دارد. فیلیپ پتی در این جستار از شبِ شخص خودش می‌گوید. از هیولاها و فرشته‌هایش، از ترس‌ها و شادی‌هایش، از یاد گذشته و راه آینده.


تصویر از مجموعۀ گرافیکا آرتیس.

معنای زندگی و سیاست
چرا محافظه‌کارها زندگی را معنادارتر از لیبرال‌ها می‌دانند؟
شاید سیاست بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم بر زندگی ما اثر بگذارد


تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که محافظه‌کاران زندگی را معنادارتر از لیبرال‌ها می‌دانند. وضعیت مطلوب زندگی معمولاً برایشان روشن‌تر است و بیشتر احتمال دارد که احساس رضایت و شادی داشته باشند. بااین‌حال، نمی‌توان این مسئله را دلیلی برای محافظه‌کار شدن تلقی کرد. زیرا پژوهشگرانی در جبهۀ مقابل معتقدند این احساس رضایت شاید به دلیل آن باشد که محافظه‌کاران چالش‌های زندگی را به اندازۀ کافی جدی نمی‌گیرند یا سطح خواسته‌هایشان پایین است.


عکاس: اِرین کومبس.

پیشگوهای دانشگاهی
پنجاه سال پیش، سال ۲۰۱۸ چه شکلی به نظر می‌رسید؟
کتابی که پنجاه سال پیش، ۲۰۱۸ را پر از اتفاقات مثبت معرفی می‌کرد، امروز بسیار ملال‌آور به نظر می‌رسد


سال ۱۹۶۸ جمعی از متخصصان تراز اول رشته‌های مختلف دور هم جمع شدند تا تصویری از ۵۰سال آیندۀ جهان ارائه کنند. حاصل کار آن‌ها در قالب کتابی به نام «به سوی سال ۲۰۱۸» به انتشار رسید. امروز که آن کتاب را مرور کنیم، هم برایمان تعجب‌برانگیز خواهد بود و هم ملال‌آور. چرا این‌قدر خوش‌بین بودیم؟ چرا با آنکه می‌دانستیم تغییرات اقلیمی در راه است، فکر می‌کردیم با دو سه اختراع حل و فصلش می‌کنیم؟ یا چطور حواسمان به دنیای ترسناک رایانه‌ای نبود؟


تصویرساز: برایان سلزنیک.

جادوی بچه‌درس‌خوان‌ها
برای فهم سیاست، هری پاتر را فراموش کنید
جهانِ جادوییِ رولینگ جایی تیره و ترسناک نیست، بلکه همان‌جایی است که آرزویش را داشتیم


جهانِ هری پاتر، در عین پیچیدگی‌هایش، بسیار ساده است. عصای جادویی همۀ کارها را انجام می‌دهد و کافی است مثل هری شاگرد زبر و زرنگی باشید تا قدرتِ آن را برای ازبین‌بردن آدم‌بدها به کار بگیرید. از طرف دیگر، استفاده از این عصای جادویی هیچ سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی، یا فداکاریِ خاصی نیاز ندارد. بله، این الگو دقیقاً همان چیزی است که ما به‌اشتباه از دنیای سیاست توقع داریم: صحنه‌ای از آدم‌های خوب و بد، که هیچ‌یک خاکستری نیستند و می‌توانند با اجی‌مجی دنیایمان را تغییر دهند.


تصویرساز: خاویر خائن.

پاک‌کردن تاریخ
ثروتمندان، برای نابودی آرشیوهای اینترنتی، چقدر حاضرند پول خرج کنند؟
وقتی آرشیوهای دیجیتال از بین بروند، دیگر هیچ‌کس ما را در آینده نمی‌شناسد


هر ۹ متر کتاب حدوداً در یک گیگابایت داده جا می‌شود و حجم اسنادی که وب‌سایت آرشیو تابه‌حال در خود جای داده است به ۳۰ میلیون گیگابایت می‌رسد: چیزی حدود ۲۷۰هزار کیلومتر کتاب. اما یک نگرانی بزرگ: برخلاف تصور رایج، ماندگاریِ اسنادِ دیجیتال به‌مراتب کمتر از نسخه‌های چاپی است. اسناد دیجیتال نمی‌پوسند یا در جنگ‌ها نابود نمی‌شوند، ولی خطر بزرگ‌تری آن‌ها را تهدید می‌کند: کسانی که می‌توانند پول بدهند و از کل تاریخ محوشان کنند.


عکاس: ریموند دپاردن.

پریدن از پنجره
پرونده: دلوزِ هضم‌ناشدنی
پرونده‌ای دربارۀ زندگی و اندیشه‌های ژیل دلوز در نودوچهارمین زادروز او


فوکو جایی گفته بود قرن بیستم در آینده به «قرن دلوز» مشهور می‌شود. دلوز به دل فیلسوف‌ها می‌زد، شرحشان می‌داد و در نهایت آن‌ها را مال خود می‌کرد. دشواری متن‌هایش آن‌قدری بود که در زمان انتشار توقع فهمیدن از دانشجویان نرود. حالا حدود بیست سال از پایان قرن بیستم می‌گذرد و کتاب‌های او بیشتر از همیشه دست به دست می‌شوند. اما، در اوج محبوبیت آثارش، گویا باید سؤالی تکراری بپرسیم: چرا دلوز می‌خوانیم و میراث او امروزه به چه کارمان می‌آید؟