وقتی با فرزندت هستی، آن گوشی لعنتی‌ را بگذار کنار

خطرات فرزندپروری با حواس‌پرتی
وقتی با فرزندت هستی، آن گوشی لعنتی‌ را بگذار کنار
وسایل دیجیتال ما را گرفتار بدترین نوعِ تربیت فرزند کرده‌اند، اما راه نجات چیست؟


کودکانِ امروزی می‌توانند از چهارماهگی منظماً از وسایل دیجیتال استفاده کنند. پدر و مادرها هم طبیعتاً از این بابت نگران و ناراحت‌اند؛ حق هم دارند، اما تهدید بزرگتر، نه اعتیاد کودکان به گوشی‌های هوشمند، بلکه دلمشغولی پدر و مادرها به این وسایل است. بررسی‌ها نشان می‌دهند هر چه استفادۀ والدین از گوشی‌ها بیشتر می‌شود، به همان میزان، کودکانِ بیشتری راهیِ اورژانس بیمارستان‌ها می‌شوند یا آسیبِ روحی و شناختی می‌بینند.


آیا مرگ می‌تواند زندگی‌مان را از پوچی نجات دهد؟

شهادت به‌شیوۀ فیلسوف
آیا مرگ می‌تواند زندگی‌مان را از پوچی نجات دهد؟
وقتی به مرگ فکر می‌کنیم، تیشه به ریشۀ چیزهایی می‌زنیم که قرار نیست معنابخشِ زندگی‌هایمان باشند


مرگ واقعی‌ترین رخداد زندگی ماست: تجربۀ پایانی که مطمئن نیستیم بعد از آن چه بر سرمان می‌آید. این اتفاق ممکن است سرمنشأ پوچیِ وهم‌انگیزی باشد که سایه‌اش را بر کل عمر پهن می‌کند؛ اما شاید هم، سرچشمه‌ای شود برای هر معنای حقیقی‌ای که فرد تجربه می‌کند. این جدال فرساینده بر سر معنای زندگی، از دوران باستان، در قلب فلسفۀ غرب بوده است و کتابی تازه، دوباره آن را زنده کرده است.


تصویرساز: آندرئا یوسینی.

گذشته و آیندۀ مصرف
تاریخ تبدیل انسان‌ها به «مصرف‌کننده»
تا قرن نوزدهم، کمتر کسی نقش حیاتی مصرف‌کننده در اقتصاد، سیاست و اخلاق را جدی می‌گرفت


تا قبل از قرن هجدهم، فرمانروایان و حکیمان، در یک موضوع با هم توافق داشتند: تقبیح مصرف. سیاست‌مداران نمی‌خواستند مردم زیاد مصرف کنند، چون منابع هر جامعه محدود بود و حکما نیز مردم را به پرهیز از مادی‌گری می‌خواندند. اما این روند، رفته رفته تغییر کرد، نه‌تنها مصرف برای رشد اقتصاد ضروری شد، بلکه به کاری اخلاقی، و حتی دینی تبدیل شد، به حقی مسلم و نشانه‌ای از شهروندبودن. این تغییر بنیادین چطور ممکن شد؟


کارکردن بی‌معناست و کارنکردن بی‌فایده

استادان بیکاری
کارکردن بی‌معناست و کارنکردن بی‌فایده
فراغت نوعی رستگاریِ خریدنی است یا کابوس شبانه‌ای که باید از آن گریخت؟


ویرجینا وولف، جان مینارد کینز، برتراند راسل و لیتون استراچی، اعضای محفلی بودند به اسم «بلومزبری‌ها» که از چشم منتقدانشان، مرفهان تنبلی به شمار می‌آمدند که بعدازظهرها، روی کاناپه‌هایشان لم می‌دادند و دربارۀ هنر و زیبایی غرغر می‌کردند. در اینکه این نویسندگان و متفکران مشهور لندن‌نشین، به نوعی «بیکار و علاف» بودند شکی نیست، اما نگاهی به آثار آن‌ها نشان می‌دهد که با چه وسواس و دقتی دربارۀ معنای کار، بی‌کاری و فراغت اندیشیده بودند.


تصویرساز: ایکو اجالا.

زشتی کشنده است
پرونده: چرا با چهرۀ طبیعی خودمان کنار نمی‌آییم؟


افرادی که دماغشان کمی بزرگ است، یا مثلاً یک برآمدگی خاصی دارد، ممکن است سریع دست‌به‌کار بشوند و بروند سراغ جراحی پلاستیک، و کسانی که رنگ پوستشان را دوست ندارند احتمالاً به فکر برنزه‌کردن بیفتند. رنگ‌کردن مو هم که کاری عادی و معمولی است. دنیای این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری، انسان‌هایی را دارد به خود می‌بیند که خیال می‌کنند چهرۀ اصلی‌شان زشت است و شبانه‌روز تلاش می‌کنند از آن فرار کنند. این فرارِ از زشتی از کجا می‌آید و قرار است ما را به کجا ببرد؟