لحظۀ ترور آندره کارلوف، سفیر روسیه در ترکیه.

خودت را جای دیگران بگذار
انزوا بستر افراطی‌گری است
آرنت از خطر مشترکی می‌گوید که آن‌هایی را که جذب ایدئولوژی‌های افراطی می‌شوند، تهدید می‌کند


شاید تجربۀ دوستی با آدمی را داشته باشید که عقایدی افراطی دارد. زن‌ستیز است، یا به قومیت‌ها و اقلیت‌های دیگر نگاهی تحقیرآمیز دارد. احتمالاً شما که از نزدیک می‌شناسیدش، حیرت می‌کنید که چطور این آدم معمولی که در تعاملات روزمره‌اش رفتاری مؤدب و چه‌بسا یاری‌گرانه دارد، می‌تواند چنین اعتقاداتی داشته باشد؟ هانا آرنت، جواب این سؤال را در انزوا می‌داند، اما انزوایی خاص: انزوایی در تفکر که اجازه نمی‌دهد فرد خودش را جای دیگران بگذارد.


چهل‌سالگی آخرین سال زندگی ماست؟

جنگل تاریک میانسالی
چهل‌سالگی آخرین سال زندگی ماست؟
در دوران میانسالی کسی به ما نهیب می‌زند: نگاه کن! نیمی از زندگی‌ات سپری شده


وقتی رفته‌رفته به چهل‌سالگی نزدیک می‌شویم، حسی غریب و گمگشتگی خاصی را تجربه می‌کنیم. دانته این‌طور توصیفش می‌کند: «در میانۀ سفر زندگی، خویش را در جنگلی تاریک می‌یابم». جرقۀ این دوره با درک این موضوع رخ می‌دهد که زندگی‌مان به نیمه رسیده، و مرگ صرفاً چیزی نیست که برای دیگران اتفاق می‌افتد: مرگ آرام‌آرام به استقبال ما هم می‌آید. الیوت ژاک، روان‌شناس کانادایی، این حس قدیمی را یک‌بار دیگر کشف کرد و پرسید: «چرا در میانسالی دچار بحران می‌شویم؟»


نقاش: استیپان شاندرک.

مصائب عزت‌نفس
آیا عشق ما به سلفی ربطی به ایدئولوژی‌های اقتصادی‌مان دارد؟
تاریخ ۲۵۰۰ سالۀ خودشیفتگی شگفتی‌های زیادی در خود دارد


خیابان، دشت، جنگل، کوه، بیابان و دریا این روزها یک وجه مشترک دارند: آدم‌هایی که در کنار هر کدام دستشان را دراز کرده و جلوی دوربین گوشی‌شان ژست گرفته‌اند. سلفی یکی از پدیده‌هایی است که به‌سرعت همۀ فرهنگ‌ها و سنین را با خود همراه کرد. بسیاری بر این باورند که گوشی‌های دوربین‌دار عامل خودشیفته شدن جامعۀ امروزی شده‌اند. اما کتابی جدید ریشه‌های این فرهنگِ خودستایی را عقب‌تر می‌برد: به فرهنگ و اقتصاد دهه‌های گذشته.


ناباوری سنت توماس. مسیح دست توماس را بر روی زخم خود می‌گذارد تا شک او را برطرف کند. نقاش: کاراواجو (۱۶۰۱).

استعمارزدایی از تفکر
به خدای فلسفه اعتقاد ندارم، اما دلم برایش تنگ می‌شود
تاریخ تصویر کاملاً متفاوتی از ارتباط فلسفه با سکولاریسم به ما می‌دهد


افلاطون باور داشت آن‌که فلسفه می‌ورزد به خدا شبیه می‌شود. ارسطو نیز در پایان کتاب اخلاقش هدف آدمی را در «خدمت به خدا و تعمق در او» تعریف می‌کرد و اسپینوزا آن هدف را «عشق عقلانی به خدا» می‌دانست. از سوی دیگر، کانت نیز عقل را نقد می‌کرد تا جایی برای ایمان باز کند و هگل دین و فلسفه را کاملاً در یک خط سیر می‌دید. این‌ها بزرگ‌ترین متفکران تاریخ‌اند، پس چرا فیلسوفان بی‌دین‌ترین و سکولارترین انسان‌ها معرفی می‌شوند؟


رنه ژیرار: متفکر ژرفاهای تیرۀ بشر

ریشۀ خشونت‌بار اجتماع
رنه ژیرار: متفکر ژرفاهای تیرۀ بشر
مروری بر کتاب «تکامل میل» که تلاشی است برای پیوند دادن اندیشه‌های رنه ژیرار با زندگی او


یک‌بار الاهی‌دانی ناامید از رنه ژیرار پرسید: برای لحظۀ رستاخیز چه باید کرد؟ نویسندۀ کم‌حرف و پرشور فرانسوی، پاسخ داد: «می‌توانیم از پرهیزگاری شخصی آغاز کنیم». این پاسخ، به شکلی نمادین، مسیر زندگی آرام و درعین‌حال پرآشوب ژیرار در تفکر را نشان می‌دهد. ژیرار دربارۀ بسیاری چیزها اندیشیده است، از لایه‌های عمیق ذهن بشر، تا بنیان‌های خشونت‌بار اجتماع و مسائل سیاسی و فرهنگی معاصر. کتاب جدید سینتیا هیون تلاش کرده است تا این کارنامه را بار دیگر مرور کند.


پرونده: غذاها فقط برای خوردن پخته نمی‌شوند

الهۀ حرص و ثروت بر سر میز شام
پرونده: غذاها فقط برای خوردن پخته نمی‌شوند


اینکه روایتِ اغلب تاریخ‌ها از «دوران کشاورزی» شروع می‌شود نکتۀ جالبی در خود دارد: سرگذشت انسان‌ها به غذایی که می‌خورند گره خورده. زمان‌ها می‌گذرند و هرچه آدمیزاد بیشتر پیشرفت می‌کند غذایش هم پیچیده‌تر می‌شود. یک وقتی، آدم‌ها صبح تا شبشان را صرف شکار و پخت‌وپز می‌کردند و دست‌آخر شامی در نهایتِ سادگی گیرشان می‌آمد و، حالا در زمانۀ ما، تنها چند دقیقه کافی است برای دست‌وپا کردن سفره‌ای که، از شدت تجمل و آراستگی، بتوان با آن عکسی اینستاگرامی گرفت. شکمِ انسان زندگی عجیبی برای او رقم زده است.