من نگهبان یک اتاق خالی هستم: داستان شغل‌های بی‌معنی

رنج مشاغل بی‌معنی
من نگهبان یک اتاق خالی هستم: داستان شغل‌های بی‌معنی
بعضی شغل‌ها چنان بی‌فایده‌اند که واقعاً معلوم نیست چرا هنوز وجود دارند


مردی که نمی‌خواست نامش را کسی بداند، برای انسان‌شناسی آمریکایی که داشت دربارۀ شغل‌های بی‌معنی کار می‌کرد، نوشت: «من در سمت نگهبان موزه کار می‌کردم. در موزه‌ای که مشغول بودم، اتاقی بلااستفاده وجود داشت که وظیفۀ من نگهبانی از همان اتاق خالی، و مطمئن شدن از این بود که هیچیک از بازدیدکنندگان به چیزی دست نزنند و آتش‌سوزی راه نیاندازند. برای آنکه حواسم جمع باشد و هوشیار بمانم، از استفاده از کتاب و تلفن و غیره هم منع شده بودم.» نکته اینجاست که آدم‌هایی شبیه او کم نیستند.


اگر می‌خواهی نویسندۀ خوبی شوی، بچه‌دار نشو

فرزند بیشتر، کتاب کمتر
اگر می‌خواهی نویسندۀ خوبی شوی، بچه‌دار نشو
نویسندگان در طول عمرشان باید فقط به نوشتن تعهد داشته باشند، اما بچه‌هایشان چه می‌شوند؟


اکثر آدم‌هایی که دستشان به نوشتن می‌رود، ایده‌هایی به ذهنشان می‌آید که، اگر کتاب شوند، بازار نشر را می‌لرزانند. اما یک سدّ غول‌آسا پیش پای این افراد است: فرزندانشان. به‌همین‌دلیل، یک نویسندۀ بزرگ به مایکل شیبن گفت «بچه‌دار نشو. هر کدام از فرزندانت، جای یکی از کتاب‌هایی خواهند بود که هرگز چاپ نکرده‌ای». حالا شیبن چهار فرزند دارد و توضیح می دهد که، با نادیده‌گرفتن این نصیحت، چه‌ از دست داده و چه به دست آورده.


یک نوجوانِ امروزی چند روز بدون اینترنت زنده می‌ماند؟

نگران بودم فراموشم کنند
یک نوجوانِ امروزی چند روز بدون اینترنت زنده می‌ماند؟
برای خیلی از نوجوانان زندگی بدون شبکه‌های اجتماعی، شادتر و پربازده‌تر، اما ناممکن است


تلفن همراه، وقتی فراگیر شد و همه را معتاد کرد، حدوداً زندگیِ همۀ انسان‌های کرۀ خاکی را به قبل و بعد خودش تقسیم کرد، البته به‌جز زندگی کودکان و نوجوانانی که اصلاً دوران ماقبل تلفن‌های هوشمند را تجربه نکرده‌اند و نمی‌دانند زندگی بدون اینترنت چه معنایی می‌تواند داشته باشد. یک تحقیق از هفت نوجوانِ سیزده تا هجده‌ساله خواست، برای هر مدتی که می‌توانند، گوشی‌هایشان را کنار بگذارند و بگویند چه اتفاقی برایشان می‌افتد.


تصویرساز: اریک یوهانسن.

مرگ بحث دربارۀ خدا
خداناباور‌ها ارزش‌هایشان را از کجا می‌آورند؟

جان گری در کتاب جدیدش هفت گونه خداناباوری، خداناباوریِ متعصب و پرسش‌ناپذیر را بررسی می‌کند


ریچارد داوکینز، استیون پینکر، سم هریس، دنیل دنت و چند نفر دیگر از همفکرانشان که معمولاً آن‌ها را «خداناباوران نو» می‌خوانند، این روزها جار و جنجال زیادی دارند. خداناباوران نو معتقدند ریشۀ همۀ خشونت‌ها و تعصبات بشری افکار دینی است و مبارزه با دین، نه‌تنها تلاشی علمی بلکه رسالتی اخلاقی است. اما جان گری، فیلسوف بریتانیایی، در کتاب جدیدش نشان می‌دهد چطور این خداناباورانِ مد روز، خود به بنیادگرایانی دینی تبدیل شده‌اند.


گفت‌وگو با اسلاوی ژیژک: به من احترام نگذارید، کتاب‌هایم را بخوانید

فهم اسلاوی ژیژک به کمک خودش
گفت‌وگو با اسلاوی ژیژک: به من احترام نگذارید، کتاب‌هایم را بخوانید
ژیژک به ارائۀ دیدگاه‌های مجادله‌انگیز معروف است، اما ایده‌های مبنایی او را چطور باید فهمید؟


اگر بگویید «ماست سفید است» ژیژک یک کتاب پانصد صفحه‌ایِ غیرقابل‌فهم می‌نویسد تا با حرفتان مخالفت کند. اما از آن طرف هم، اگر ژیژک بگوید «ماست سفید است» مطبوعات پر می‌شود از مخالفتِ چپ‌ها و راست‌ها، محافظه‌کارها و لیبرال‌ها و تقریباً همه و همه. ژیژک جنجالی‌ترین فیلسوف زندۀ دنیاست و با این‌حال ادعا می‌کند هیچ‌چیز نمی‌گوید جز چیزهای خیلی معمولی. در این گفت‌وگو او دربارۀ کتاب‌ها، ایده‌ها و زندگی‌اش حرف می‌زند.


پرونده: در تغییرات آب‌وهوایی چه کاری از دستمان برمی‌آید؟

فرزندانمان چه می‌شوند؟
پرونده: در تغییرات آب‌وهوایی چه کاری از دستمان برمی‌آید؟


زمانی، اقلیم‌شناس بزرگی هشدار داد: «سیستم آب‌وهواییِ جهان شبیه حیوان خشمگینی شده که انگار داریم با ترکه او را کتک می‌زنیم». تا بیست سال دیگر، مقدار دی‌اکسیدکربنِ زمین به دوبرابر حد مجاز می‌رسد و این یعنی یخ‌های قطب‌ها زودتر از روند الآنشان ذوب می‌شوند: برخی شهرها زیر آب می‌روند، برخی خشکسالی سراغشان می‌آید و انسان‌ها طوفان و آتشفشان‌های بیشتری را باید تجربه کنند. سطح آلودگی هوا و آب‌های اقیانوس‌ها هم از همیشه بدتر می‌شود. چطور می‌شود جلوِ رسیدن آن روز را گرفت؟


تصویرساز: بریت اسپنسر.

۲۱ درس برای قرن بیست‌و‌یکم
یوول نوآ هراری از زندگی انسان‌ها در سال ۲۰۵۰ می‌گوید
با افزایش تغییرات، شاید اصل معنای انسانیت تغییر کند و ساختارهای جسمانی و شناختی ذوب شوند


اگر امسال فرزندی به دنیا بیاورید، سال ۲۰۵۰، سی‌وچند ساله خواهد بود. حتماً آرزو دارید که تحصیلاتی خوب، شغلی آبرومند و زندگی‌ای مرفه داشته باشد و طبیعی است که تلاش می‌کنید تا راه زندگی را به او بیاموزید. اما یوول نوآ هراری، مورخ جوان، معتقد است بهترین کمکی که می‌توانید به فرزندتان بکنید، این است که اجازه ندهید به حرف‌هایتان گوش بدهد. زیرا دنیای پیش رو چنان در حال تغییر است که حکمت پیشینیان برای آن سودی نخواهد داشت.


مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیس‌بوک، در جلسۀ پاسخ‌گویی به سؤالات کنگرۀ آمریکا دربارۀ حفظ حریم خصوصی و امینت اطلاعاتی کاربران. عکاس: تینگ شن.

مشکل از ماست یا فیس‌بوک؟
فیس‌بوک بدترین جای ممکن برای فعالیت سیاسی است
دو کتاب جدید دربارۀ دنیایی سخن می‌گویند که فیس‌بوک برای ما رقم زده است


طنزی تلخ در زندگی روزمرۀ مشهورترین منتقدان شبکه‌های اجتماعی وجود دارد: اکثر آن‌ها نه‌تنها ساعت‌های مدیدی از روزشان را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بلکه هیچ تصمیمی برای کنار گذاشتن آن‌ها نیز ندارند. چرا که به یک معنا، ترکِ شبکۀ اجتماعی در دنیای امروز، تفاوت زیادی با تبعید از جامعه ندارد. و درست به همین دلیل است که تلاشِ پیگیرانه برای اصلاح شبکه‌های اجتماعی و نقدِ بی‌رحمانۀ آن‌ها وظیفه‌ای همگانی است.


داستان سرزمین ناامیدی که شکست نمی‌خورد

هر جا بروی آوار می‌بینی، مثل آوار کلمات
داستان سرزمین ناامیدی که شکست نمی‌خورد
برج‌های دیده‌بانی برای حومۀ مجاور به‌تلویح پیامی می‌فرستند: دست‌ها روی سر، گفتم روی سر، آرام آرام برو عقب


همیشه و همه‌جا ناامیدها شکست می‌خورند و بازی را می‌بازند. اما جایی هست که ناامید است، اما نه می‌ترسد، نه تسلیم می‌شود، و نه شکست می‌خورد: جوانی که به جنگ می‌رود و می‌داند زورش کمتر از دشمن است، زن سالخورده‌ای که خاطره‌ها را با خود زمزمه می‌کند و شک ندارد این مرورِ گذشته دردی را دوا نمی‌کند، یا دختربچه‌ای که آرزویش را روی کاغذ می‌نویسد اما باورش نمی‌کند؛ نام اینجا فلسطین است.


تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟

درد یعنی اطلاعات
تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟
گاهی اوقات ترجیح می‌دهید از درد به خود بپیچید، ولی از یک رابطه بیرون انداخته نشوید


گاهی اگر به ما خیانت شود، دشنام بشنویم، تنها بمانیم، یا داغ عزیزانمان را ببینیم، آنچنان فرومی‌ریزیم که دیگر امید بازگشت به زندگی عادی چیزی بیشتر از رؤیا نخواهد بود. البته در این مواقع اطرافیان سعی می‌کنند ما را با حرف‌هایشان تسکین بدهند. آن‌ها فکر می‌کنند این دردها صرفاً یکسری حالات ذهنی‌اند که با تصمیم و اراده می‌شود آن‌ها را دور ریخت. اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد این نوع دردهای اجتماعی دست‌کمی از بیماری‌های جسمانی صعب‌العلاج ندارند.


عکاس: پیتر دیزلی.

در حسرت لباس‌خواب قدیمی
چگونه خرید پیراهنی گران‌قیمت می‌تواند سرآغاز دردسرهای پایان‌ناپذیر باشد؟
اثر دیدرو به ما توضیح می‌دهد چرا چیزهایی را می‌خریم که به آن‌ها احتیاج نداریم


اغلبمان آدم‌های معمولی و ساده‌ای هستیم که چندان درگیر زرق و برق لوازم روزمرۀ زندگی نمی‌شویم. همین که کارمان را راه بیندازد پس لابد چیز خوبی است و محصول گران‌قیمت‌تری لازم نیست. اما کافی است پول خوبی دستمان بیاید و وسوسه‌مان کند یک پیراهن دو میلیون تومانی بخریم. جهنم از همینجا شروع می‌شود: پیراهن دومیلیون تومانی به کفش و شلوارِ معمولی نمی‌خورد و، باز اگر تمام لباس‌هایمان هم نو شوند، این ماشین و خانه است که قدیمی‌بودنشان آزارمان می‌دهد.‌


پرونده: لذتِ اندیشیدن به مرگ

پرونده: لذتِ اندیشیدن به مرگ

شنیده‌ایم آدم ابوالبشر با وعدۀ جاودانه‌شدن از شیطان فریب خورد. در روایت‌های داستانیِ تاریخ نیز آمده اسکندر مقدونی در تاریکی‌ها به‌دنبال آب حیات می‌گشت. و امروز به چشم خودمان می‌بینیم که دانشمندان علوم تجربی به‌دنبال راهکاری برای فرار از مرگ‌اند. پس بیراه نیست اگر بگوییم دغدغۀ همیشگیِ انسان این بوده که در این دنیا جاودانه زندگی کند، دغدغه‌ای که اگرچه انسان به آن دچار است اما مانع از این نمی‌شود که مرگ را ملاقات کند، چراکه مرگ برخلاف چیزی مثل بیماری قابل درمان نیست.