عکاس: دیوید لوِنسون.

دانش‌آموزِ مدرسۀ سکوت
الیف شافاک از فایدۀ رمان در عصر خشم و وحشت می‌گوید
رمان‌ها سؤال مهمی از ما می‌پرسند: آیا تاکنون ماجرا را از چشم دیگران دیده‌ای؟


الیف شافاک در فرانسه به دنیا آمد و، پس از طلاق والدینش، همراه مادر به خانۀ‌ مادربزرگش در ترکیه بازگشت. تجربۀ خیابان‌های شلوغ فرانسه و همزمان کوچه‌های آرام و متدین ترکیه در آن سال‌ها آشوبی در الیف به پا کرد. او گرچه از دل غربت به وطن خود بازگشته بود، اما همچنان احساس می‌کرد بی‌خانمان است. تا اینکه در همان ایام کودکی خانۀ اصلی‌اش را در «قصه‌ها» پیدا کرد: قصه‌ها جایی‌اند که می‌توان به سکوت گوش داد و حکمت را پیدا کرد.


عکاس: ایلکر کارامان. از سری عکس‌های «مردهای سایه»، برندۀ جایزۀ سال ۲۰۱۸ عکاسی خیابانی.

برویم پیاده‌روی؟
زندگی که به نیمه می‌رسد، پوچی زنگ خانه را می‌زند
جوان‌ها و پیرها اهدافی دارند که به حیاتشان معنا می‌بخشد، اما بحرانْ مخصوص میان‌سال‌هاست


هرگاه به هدفی می‌رسیم، مثلاً فارغ‌التحصیل می‌شویم یا خانه‌ای که دوست داریم را می‌خریم، آن هدف ناپدید می‌شود. به خودمان می‌گوییم «خب حالا چی؟» و مجبوریم پروژۀ جدیدی را کلید بزنیم تا زندگی‌مان دوباره معنادار شود. در میان‌سالی، این آونگِ رفت‌وآمد میان اهداف پراکنده آنچنان روح و روان ما را فرسوده می‌کند که دچار بحران می‌شویم و حس پوچی یا بیهودگی دست از سرمان برنمی‌دارد. کی‌رن ستیا در کتاب فلسفیِ اخیرش نقشۀ فرار از این بحران را کشیده است.


عکاس: گرام رابرتسون.

روشنفکران و سیاست
جولیا کریستوا، فمنیست پیشرو یا جاسوس؟
خطا‌های آشکار و پنهان یک پژوهش‌گر برجسته


جولیا کریستوا، روشنفکر، روان‌کاو و رمان‌نویس مشهور، به‌تازگی از طرف دولت بلغارستان متهم شده است که در دوران کمونیسم خبرچین کمیتۀ امنیت ملی بوده است؛ سازمانی اطلاعاتی که با کا.گ.ب همکاری می‌کرده است. این اتهام، چه حقیقت داشته باشد چه نه، پروندۀ کاری کریستوا را که اندک اندک در حال فراموشی بود، دوباره سر زبان‌ها انداخته است. پرونده‌ای که در آن شاید همکاری با سازمانی اطلاعاتی گناه چندان بزرگی هم به حساب نیاید.


تصویرساز: آدام نیکلویچ.

ورای سرزنش
آیا زندگی در جهانی بدون سرزنش آسان‌تر است؟
سرزنش‌کردن دیگران از رایج‌ترین واکنش‌های ما انسان‌هاست، اما آیا کار درستی است؟


پسر بیست‌ساله‌ای را تصور کنید که، در یک درگیری خیابانی، جوان دیگری را به ضرب چاقو کشته است. احتمالاً اولین واکنشتان تأسف‌خوردن به حال جوان کشته‌شده و سرزنش و تقبیح قاتل است. اما اگر داستان زندگی آن قاتل را بدانید چه؟ اگر بفهمید در آن درگیری حق با او بوده است، چطور؟ فرض اصلی ما هنگام سرزنش دیگران این است که می‌توانسته‌اند طور دیگری عمل کنند. اما این فرض با چالش‌های بزرگی روبه‌روست. چالش‌هایی نه‌تنها عملی، که فلسفی.


تصویرساز: مائوس بولهورست.

قواعد بازی عوض شده‌اند
چطور شبکه‌های اجتماعی به جنگ‌افزار تبدیل شدند؟
از تیلور سوئیفت تا داعش آن‌ها را به شیوه‌ای یکسان به کار می‌گیرند، چه درسی در این مسئله وجود دارد؟


بسیاری از پروژه‌هایی که ابتدا به منظور اهدافی نظامی راه‌اندازی شده بودند، بعدها برای کسب درآمد نیز به کار گرفته شدند، از پودر پنیر بگیرید تا جی.پی.اس. اما شبکه‌های اجتماعی گویا مسیر برعکس را طی کرده‌اند. پلتفرم‌هایی که از اساس برای کسب سود طراحی شده‌ بودند، حالا به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر اقدام سیاسی و نظامی تبدیل شده‌اند. وضعیتی که به تعبیر نویسندگان کتابی جدید باعث شده است کل جهان به میدان نبردی دائمی تبدیل شود.


اعضای گروه بلک‌واچ، یکی از هنگ‌های نامدار اسکاتلندی، هنگام تمرین نظامی.

این جنگ بازمانده‌ای ندارد
پرونده: چه کسی خاطرات جنگ را فراموش می‌کند؟
مجموعه یادداشت‌هایی دربارۀ جنگ، به‌مناسبت صدمین سالگرد آتش‌بس جنگ جهانی اول


یکشنبۀ گذشته، یازده نوامبر، مصادف بود با صدمین سالگرد به‌پایان‌رسیدن جنگ نخست جهانی. فرارسیدن این روز آدمی را به سردرگمی مبتلا می‌کند: شهروندِ این دوره‌زمانه شاد است از اینکه روزگار آن ایام به سر آمده، اما خود را دشنام می‌دهد که همنوع آن کسانی است که توانستند آن‌همه وحشیگری را رقم بزنند. یکریز زیر گوش خود زمزمه می‌کند «فراموشش کن»، حال‌آنکه شک ندارد فراموشیِ آن فاجعه خطری است به‌مراتب هولناک‌تر. در پروندۀ پیش رو، گزیده‌نوشته‌هایی خواهید خواند دربارۀ «جنگ»، از نویسندگانی همچون تونی جات، هنری ژیرو، مایکل ایگناتیف، جان گری، الیور استون و دیگران.