ایمانوئل کانت. نقاش: رنه یورگنسن بولینگر.

کانت و هگل و هایدگر، همگی در نیم‌ساعت
آیا «دنیای سوفی» فلسفه را به ابتذال می‌کشاند؟
فیلسوفان دانشگاهی خودشان را به هر زحمتی می‌اندازند تا پای فلسفه به خیابان باز نشود


این روزها، همه دوست دارند فلسفه را عامه‌پسند و ساده‌فهم کنند. یکسری به‌دنبال بازی فکری‌اند، و عده‌ای هم می‌خواهند زخم‌های روحی‌شان را با آن تسکین بدهند. اما هیچ‌چیز فیلسوفان کلاسیک را به این اندازه عصبانی نمی‌کند. آن‌ها می‌گویند فلسفه به شما احساس زیرکی و نشاط نمی‌دهد، بلکه کاری می‌کند فکر کنید احمق‌تر شده‌اید: با فلسفه‌ورزیدن کشف می‌کنید که حتی امور بسیار ابتدایی را نیز نمی‌دانید. اگر مواجهه‌تان با مسائل فلسفی طوری نباشد که خواب را از چشمتان بدزدد، پس آن‌ها را فقط به سخره گرفته‌اید و بس.


تصویرساز: ریشاب سونی.

آینده در دست عکس‌ها نیست
چه رازی در کامنت‌های اینستاگرام پنهان شده؟
در دنیایی که عکس‌ها همه شبیه هم‌اند،جذابیت مطالب به نظرات پایین آن‌هاست


دو سال پیش بود که اینستاگرام بخش نظردهیِ پایین پست‌ها را ارتقا داد و افراد توانستند در آنجا با هم حرف بزنند. از آن به بعد همه‌چیز در این شبکۀ تصویری زیر و رو شد. ترول‌های اینستاگرامی به دنیا آمدند، باب تازه‌ای برای گفت‌وگو یا اظهارنظرهای فخرفروشانه باز شد، و حتی عده‌ای لابه‌لای این نظرات دنبال نیمۀ گمشدۀ خودشان گشتند. و حالا کار به اینجا رسیده که نظردادن چهره‌های مشهور از پست‌های صفحه‌شان مهم‌تر شده. کسی چه می‌داند؟ شاید کامنت‌ها می‌توانند چیزهایی بگویند که عکس‌ها از نشان‌دادن آن عاجزند.


عکاس: مارک اولیور جودین.

آینۀ جادو
وقتی به آینه نگاه می‌کنیم، رو‌به‌روی مرگ نشسته‌ایم
آینه چیزی را به ما نشان می‌دهد که هیچ‌جای دیگری پیدا نمی‌شود: نسخۀ دیگری از خودمان


آینه‌ها ترسناک‌ترین چیزهایی هستند که در خانه نگه می‌داریم. در تمام فرهنگ‌های بشری، باورهای خرافی گوناگونی دربارۀ آینه‌ها وجود دارد. شاید دلیلش این است که ما وحشت‌انگیزترین چیزی که در زندگی‌مان می‌شناسیم را در آن‌ها می‌بینیم: خودمان را. هر چه در عکس‌های آلبوم خانوادگی، مهربان و آرامیم، جلوی آینه شکلک‌های دیوانه‌وار درمی‌آوریم. انگار هیولایی که در وجودمان نشسته، از طریق آینه است که خودش را نشان می‌دهد. این ترس‌ها، امروز بیشتر از همیشه هم شده‌اند، چون همه‌مان در تالار آینه‌ای بی‌انتها حبس شده‌ایم: اینترنت.


علیه خبر فوری

ضرورت جست‌وجوی خبرهای آهسته‌تر و بهتر
علیه خبر فوری
نظام فعلی خبررسانی آنلاین معیوب است، باید به فکر چاره‌ای بود


در دنیای مطبوعات، خبر فوری ارزشمندترین چیز است. خبرگزاری‌ها به هم فخر می‌فروشند که قبل از بقیه اخبار را انعکاس داده‌اند و هیچکس سرعتش به پای آن‌ها نمی‌رسد. اما این میل به گزارش سریع اخبار، این روزها وضعیت عجیبی به بار آورده است. به محض آنکه اتفاقی می‌افتد، صدها سایت خبری پر می‌شود از مطالبی مشابه. همگی نصفه‌نیمه، عجولانه و سرهم‌بندی‌شده. آیا واقعاً سرعت اینقدر ارزش دارد که به پای آن، همۀ استانداردها و اهداف دیگر خبررسانی را فدا کنیم؟ بعضی معتقدند که «نه».


کاستیکا براداتان.

در ستایش شکست
کاستیکا براداتان، راوی فیلسوفان شهید
مجموعه جستارهایی به قلم فیلسوف و نویسندۀ آمریکایی‌رومانیایی


در دورانی که همه به فکر پیشرفت و موفقیت‌اند، حرف‌زدن از شکستْ گناه کبیره است. اما کاستیکا براداتان، دقیقاً در همین دوره‌زمانه، بر شکست دست می‌گذارد تا ما را به یاد نکتۀ فراموش‌شده‌ای بیندازد: اگر روزی همه‌چیز درست شود و به آرمان‌شهر معروف برسیم، آن‌وقت باید چشم باز کنیم و به پوچی خوش‌آمد بگوییم. براداتان می‌گوید معنای زندگی در پیروزی‌های مکرر نیست، بلکه در یادگرفتن «چگونه باختن» است. و البته آن فیلسوفانی که جانشان را در راه ایدۀ خود داده‌اند می‌دانند چگونه در زندگی بهتر از دیگران ببازند.