تصویرساز: ایزابلا کاراپلا.

ماندگارتر از آرایش، ارزان‌تر از جراحی
لبخند صمیمی اینفلوئنسرها خرج هنگفتی روی دست فالورها می‌گذارد
امروزه دشوار بتوان اینفلوئنسری پیدا کرد که روکش دندان نداشته باشد


پوستی صاف، ناخن‌هایی مانیکور‌شده، لبخندی زیبا و دندان‌هایی سفید. داشتن این ویژگی‌ها منجر به لایک و کامنت و فالور بیشتر می‌شود و این یعنی کسب درآمد هر چه بیشتر برای اینفلوئنسرها. آدم‌ها یک نگاه به صفحۀ گوشی می‌اندازند و یک نگاه به خودشان در آینه. ما دائماً می‌خواهیم خودمان را شبیه به افراد مشهور اینستاگرامی کنیم و همین اشتیاق روزافزونِ ما تجارت عظیمی را در این شبکۀ اجتماعی راه انداخته. یک نمونه‌اش، تجارت دندان‌های سفیدی که از پشت لبخند این افراد برق می‌زنند.


عکاس: کوهی هارا.

شغل یا فرزندداری؟
مادران شاغل و بچه‌های کوچک: داستانی پر از اشک و حسرت
«بعد از تولد دختر اولم به یک مصاحبۀ کاری رفتم و بعد، کل راه را تا خانه گریه کردم»


برای زنان تحصیل‌کرده و موفق، بچه‌دارشدن چالشی عظیم به بار می‌آورد: آیا باید بچه‌هایشان را به پرستارها و مهدکودک‌ها بسپارند و مسیر موفقیت شغلی‌شان را ادامه دهند یا خودشان را وقف فرزندشان کنند و بیخیال کارشان شوند؟ انتخاب خیلی‌ها گزینۀ دوم است. اما واقعاً چه چیزی باعث می‌شود زنان چنین تصمیمی بگیرند؟ شرایط نامناسب و تبعیض‌آمیز کار برای زنان؟ دلبستگی شدید به بچه؟ یا نابرابری محیط خانواده؟ دو پژوهشگر برای پیداکردن جواب این مسئله سراغ همکلاسی‌های سابق خودشان در دانشگاه نورث‌وسترن رفتند.


هراری در سیلیکون ولی: پیشگوی فاجعه به دیدار غول‌های فناوری می‌رود

آیندۀ طبقۀ بیهوده
هراری در سیلیکون ولی: پیشگوی فاجعه به دیدار غول‌های فناوری می‌رود
هراری معتقد است سیلیکون‌ولی موتور نابودی بشریت است، پس چرا نخبه‌های دیجیتال این‌قدر او را دوست دارند؟


تصور کنید سال‌ها مطالعه و تحقیق کرده‌اید تا به دیگران دربارۀ خطرات مهلک یک پروژه هشدار بدهید، بعد دست‌اندرکاران اصلی آن پروژه با شور و شوق شما را به محل کارشان دعوت کنند و از شما بخواهند برایشان صحبت کنید. چگونه این برخورد را تحلیل می‌کنید؟ این موقعیت دشواری است که برای یووال نوآ هراری در برابر نخبگان سیلیکون‌ولی رخ داده است. این گزارش شرح سفر چند روزۀ هراری به سیلیکون‌ولی در پاییز سال گذشته است.


عکاس: استفن مالون.

راه‌و‌رسم ایجاد فرهنگ خلاقیت
بوروکراسی دشمن خلاقیت است، آیا راه‌حلی برای این مشکل وجود دارد؟
نوآوری بیش از آنکه یک ویژگی فردی باشد، روحیه‌ای جمعی است که باید آن را تقویت کرد


اگر در یک سازمان بوروکراتیک بزرگ کار کرده باشید، با خصومت مدیران سازمانی با نوآوری به خوبی آشنایید. کسانی که سال‌های سال در منصب مدیریت نشسته‌اند، معمولاً فکر می‌کنند در همۀ مسائل مربوط به سازمانشان بیشتر از بقیه اطلاعات دارند و هر کس که با آن‌ها مخالفت یا از عملکردشان انتقاد می‌کند، به اندازۀ کافی تجربه ندارد. این رویه، در عمل، اداره‌ها را تبدیل می‌کند به مکان‌هایی راکد، ناکارآمد و فاسد. آدام گرنت، روان‌شناس سازمانی مشهور، در این زمینه پیشنهاداتی دارد.


عکاس: کریگ کاتلر.

پشتم گرم است
اگر در خانواده‌ای فقیر به دنیا بیایید، احتمالاً هیچ‌وقت رئیس نخواهید شد
اگر کتاب «سقف طبقاتی» را بخوانید، می‌فهمید موفقیت هیچ ربطی به شایستگی ندارد


هیچ آدمی دوست ندارد باور کند موفقیت‌هایش را از پدر و مادرش به ارث برده است: هر فرد موفقی نان فکر و بازوی خودش را می‌خورد و اگر شما فقیر و بیچاره‌اید، لابد شایستگی‌اش را نداشته‌اید. لاریسن و فریدمن، در کتاب جدیدشان، دقیقاً دنبال رسواکردن همین عقیده‌اند. آن‌ها می‌گویند کافی است در خانواده‌ای ثروتمند متولد شده باشید؛ آن‌وقت، حتی بدون پارتی‌بازی، راحت‌تر از دوستان فقیر خود در دانشگاه‌های اصلی قبول می‌شوید و شغل‌های خوب جامعه را مال خود می‌کنید.


تصویرساز: جان هولکرافت.

بحران‌ شخصی، بحران ملی
چارۀ کشور بحران‌زده چیست؟
روش تک‌تک انسان‌ها در مقابله با بحران‌های شخصی می‌تواند برای کشورهای بحران‌زده آموزنده باشد


آیا می‌شود مسائل پیچیده‌ای که صدها سال است ذهن برجسته‌ترین متفکران را به خود مشغول کرده است، در یک کتاب حل‌وفصل کرد؟ گویا اگر زبان ساده و بلندپروازی‌های بزرگ داشته باشید، بله. دستۀ جدیدی از نویسندگان که از قضا بازار کتاب‌هایشان حسابی داغ است، در کتاب‌هایشان میکوشند طیف پیچیده‌ای از مسائل را در چارچوب تصویری بزرگ و عامه‌فهم تبیین کنند. «آشوب» نوشتۀ جرد دایموند، نویسندۀ برندۀ جایزۀ پولیتزر، جدیدترین نمونه از این دست کتاب‌ها است که از هراری تا بیل گیتس آن را تحسین کرده‌اند.


کپشن‌ها انگ ابتذال را از اینستاگرام برداشتند

کپشن‌های اینستاگرام جایگزین وبلاگ‌نویسی شده‌اند
کپشن‌ها انگ ابتذال را از اینستاگرام برداشتند
نوشته‌‌های اینستاگرام اثر عمیقی می‌گذارند که عکس‌‌ها به‌‌تنهایی از پس آن برنمی‌‌آیند

شامی در رستورانی مجلل، استراحت زیر آفتاب کنار استخر خانگی، جشنی همراه با دوستان، یا تصویری از چهرۀ خود. تا همین چند سال پیش، اینستاگرام فقط جای این‌جور عکس‌ها بود. اما حالا تبدیل شده است به جذاب‌ترین پلتفرم قصه‌‌گویی در اینترنت، که در متن‌های طولانی و صمیمانۀ زیر عکس‌هایش می‌شود غر زد، اظهار فضل کرد، خاطره گفت، و حتی داستان‌های بلندی نوشت که روزی جایشان در کتاب‌ها یا نهایتاً مجله و وبلاگ بود. آیا کپشن‌ها می‌توانند جای عکس‌ها را بگیرند؟


پوستری به‌سبک تبلیغات دهۀ هشتاد میلادی، با چهرۀ جاستین بیبر. تصویرساز: فولویو اوبریگون.

از معدن زغال‌سنگ تا صفحۀ تلویزیون
آیا جاستین بیبر هم کودک کار است؟
پیشنهاد من این است: کار کودکان در صنعت تبلیغات هم باید ممنوع شود


یک قرن پیش، تقریباً همۀ کودکان از سال‌های ابتدایی زندگی مشغول کار می‌شدند. از کارگری در مزرعه تا شیفت‌های کاری طولانی در کارخانه و معدن. حالا که به آن دوران نگاه می‌کنیم با خودمان فکر می‌کنیم این حد از قساوت و بی‌رحمی چطور رایج شده بود؟ اما یک سوال: کودکان معصومی که هر روز در تلویزیون، صنعت موسیقی، مد یا کلیپ‌های اینستاگرامی می‌بینیم و آن‌ها هم مجبورند ساعت‌ها درگیر کار باشند، چه فرقی با آن بچه‌های صد سال پیش دارند؟


تصویرساز: زهر لیزر.

قاتل بروس لی؟
جمهوری دروغ‌ها: سرنوشت تئوری‌های توطئه
تئوری‌های توطئه نه بیماری، که نشانۀ بیماری‌اند


کافی است در تاکسی یا در یک مهمانی خانوادگی سر صحبت باز شود. از دنیای سلامتی و بیماری، تا وقایع تاریخی، تا آب‌و‌هوا یا اوضاع سیاسی، بحث سر هر چیزی که باشد، خیلی زود تئوری‌های توطئه از راه می‌رسند. تئوری‌هایی که همه‌چیز را تقصیر افراد یا گروه‌هایی پنهان می‌اندازند که بی‌نهایت قدرتمند و بی‌اندازه شیطانی و بدخواه‌اند. اما این نظریه‌ها در چه شرایط اجتماعی‌ای ساخته می‌شوند؟ و چرا این‌قدر محبوبیت پیدا می‌کنند؟ «جمهوری دروغ‌ها» کتاب جدیدی است که سرنوشت تئوری‌های توطئه را در آمریکا دنبال کرده است.


تصویرساز: اریک مک‌کلاسکی.

مسئولیت جمعی و حریم خصوصی
وقتی صدای دعواهای همسایه‌ها را می‌شنویم، باید کاری بکنیم؟
در آپارتمان‌های کوچک چپانده شده‌ایم، از همیشه به هم نزدیک‌تریم و از همیشه به هم دورتر


اگر در آپارتمان زندگی می‌کنید، بدون اینکه بخواهید، گزارش صوتی کاملی از زندگی همسایه‌هایتان خواهید داشت. می‌دانید کدام خانواده‌ها بچه دارند، سلیقۀ موسیقی هر کدامشان چطوری است، چه برنامه‌هایی را از تلویزیون می‌بینند، چه شب‌هایی مهمانی و جشن دارند و چه موقع‌هایی با هم دعوا می‌کنند. اما این نوع عجیبِ «خبر داشتن» از دیگران، معمولاً همراه است با ملاحظۀ فراوانِ حریم‌های خصوصی. می‌دانید همسایه‌تان تنها، غمگین یا در معرض خطر است، اما نمی‌دانید باید دخالت کنید یا نه.


تغییرات اقلیمی فاجعه است؟ نه برای میلیاردرها

برخوردی درکار نیست
تغییرات اقلیمی فاجعه است؟ نه برای میلیاردرها
ابرثروتمندان همیشه می‌خواهند خودشان را از بقیه جدا کنند، اما در زمان فاجعه چنین راهکاری جواب نمی‌دهد


در فیلم‌های آخرالزمانی، همیشه وقتی همه‌چیز در حال نابودی است، گروهی از رهبران قهرمان دست به کار می‌شوند و زمین را نجات می‌دهند. اما آنچه در واقعیت جریان دارد انگار برعکس است: میلیاردرها دارند، در امن‌ترین نقاط، پناهگاه‌های زیرزمینی می‌سازند، و نقشه‌های فرار تهیه می‌کنند تا اگر فاجعه‌ای رخ داد، خودشان را نجات دهند. اما مردم چه می‌شوند؟ قربانیِ دنیایی می‌شوند که همین میلیاردرها برایشان ساخته‌اند. بااین‌حال، نگاهی عمیق‌تر نشان می‌دهد که، وقتی فاجعه فرا برسد، هیچ راه‌ شخصی و خصوصی‌ای برای نجات وجود ندارد.


تصویرساز: آنا پرینی.

اثرات شگفت‌انگیز درآمد پایه؟
مارک زاکربرگ و ایلان ماسک هم طرفدار یارانۀ نقدی‌اند؟
ماجرا با افتتاح کازینویی در کروکی آغاز شد و خیلی زود مدیران سیلیکون‌ولی به درآمد پایه علاقه‌مند شدند


چند سالی است که گروهی از نخبگان سیاسی و اقتصادی جهان، همراه با رهبران سیلیکون‌ولی، در سطح اولِ محافل دانشگاهی و مطبوعات و اجلاس‌های بین‌المللی، از ایده‌ای برای مبارزه با فقر و نابرابری تعریف و تمجید می‌کنند که به آن می‌گویند «درآمد پایهٔ همگانی»: چیزی شبیه به پرداخت یارانۀ نقدی در کشور خودمان، البته قدری حساب‌شده‌تر و در مبالغی که حقیقتاً امکان تأثیرگذاری در زندگی افراد را داشته باشد. به‌هرحال درآمد پایهٔ همگانی چیست و آیا می‌تواند پیشنهادی کاربردی برای التیام نابرابری اقتصادی باشد، یا اینکه یکی دیگر از آن درمان‌های ساده‌انگارانه و نپختهٔ سیلیکون‌ولی است؟


تصویر جلد مجلۀ آلمانی «اینوویشن»، با موضوع نسل هزاره.

زیبایی‌شناسی اینستاگرام در حال تغییر است
راحت باشید؛ دیگر نمی‌شود با عکس‌های ساختگی لایک جمع کرد
دوران کلیشه‌های عکس‌انداختن در اینستاگرام به سر رسیده است


هر صفحه‌ای در اینستاگرام باز کنید، چشمتان می‌افتد به ژست‌هایی تصنعی، قهوه‌هایی تزیین‌شده، یا لابد غذاهایی رنگ‌وارنگ. اما حالا دیگر دوران این عکس‌ها به سر رسیده. اواسط سال ۲۰۱۸ بود که کارشناسانِ اینستاگرام فهمیدند ذائقۀ بصری کاربران دارد تغییر می‌کند و آن عکس‌هایی ویروسی می‌شود که ناگهانی‌تر، صمیمی‌تر و شلخته‌تر باشند. حتی بررسی‌ها نشان می‌دهند بعضی اینفلوئنسرهای باهوش عمداً جلوی پس‌زمینه‌ای کثیف می‌ایستند و با نوری نامناسب عکس می‌اندازند تا موقعیتشان طبیعی‌تر جلوه کند. گویا نمی‌شود با سلیقۀ یک سال پیش همچنان در اینستاگرام پیشرفت کرد.


عکاس: متیو شِروود.

بیشتر لیبرال و کمتر هژمونیک باش
آمریکا چطور قدرتش را به دست خود به باد می‌دهد؟ فرید زکریا توضیح می‌دهد
عصر تفوّق ایالات متحده یک دورهٔ کوتاه سرمستی‌آور بود که ابتدا و انتهایش از جنس فروپاشی بود


فرید زکریا، ژورنالیست و کارشناس سیاست خارجی آمریکاست که او را بیشتر به‌واسطهٔ نظراتش در دفاع از لیبرال دموکراسی و آزادی می‌شناسند. او هر هفته برنامهٔ تلویزیونی پربیننده‌ای در شبکهٔ سی.ان.ان اجرا می‌کند و به‌طور مستمر برای واشنگتن پست، تایم و بسیاری از مطبوعات دیگر می‌نویسد. زکریا در جدیدترین یادداشتش، همچون تحلیلگرانی از طیف‌های گوناگون، معتقد است ایالات متحده هر روز بیشتر از جایگاه سابقش در نظام بین‌المللی فاصله می‌گیرد و می‌پرسد: با افول قدرت آمریکا، آیا شاهد زوال امپراطوری ایده‌هایش هم خواهیم بود؟


جرج کلونی در فرش قرمز جشنوارۀ فیلم ونیز. عکاس: جاناتان شورت.

سرمقالۀ یازدهمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
آیا در دنیای آدم‌های مشهور شایسته‌سالاری حکم‌فرماست؟
توضیح‌دادن آنکه چرا برخی افراد مشهورند، روزبه‌روز، سخت‌تر می‌شود. چرا؟


تمایل برای مشهورشدن در ما انسان‌ها چنان باستانی است که می‌توان نشانه‌های آن را تا افسانۀ گیلگمش به عقب برد. گاهی این شور و شوق را شعبه‌ای از میل ما به جاودانگی دانسته‌اند: راه‌حلی برای آنکه، بعد از مُردن، حداقل نام و خاطره‌ای از ما باقی بماند. اما، با وجود آنکه میل به شهرت در فرهنگ انسانی چیزی آشنا بوده است، این روزها به یکی از عجیب‌ترین بخش‌های زندگی ما تبدیل شده است. چرا دنیای شهرت این‌چنین دیوانه‌وار شده است؟


چند تکه لباس و تمام: زندگی بی‌خانمان‌های ثروتمند

انباشت غیرمادی
چند تکه لباس و تمام: زندگی بی‌خانمان‌های ثروتمند
وقتی می‌شود اجاره کرد، خریدن چه لزومی دارد؟


خانه‌دار شدن برای جوانان امروزی تقریباً به نوعی رؤیا تبدیل شده است و این ماجرا هم تنها محدود به کشور ما نیست. به همین واسطه، اجاره‌کردن خانه در فرهنگ ما مسئلهٔ آشنایی است. اما اجاره‌کردن میز کار، ماشین لباس‌شویی یا کمد چطور؟ اقتصاد اجاره در میان گروه‌هایی از جوانان، به مرزهای بی‌سابقه‌ای رسیده است. جوانانی که علی‌رغم داشتن شغلی پردرآمد، ترجیح می‌دهند اطرافشان را با وسایل رنگارنگ پر نکنند و مثل بی‌خانمان‌ها به زندگی‌شان ادامه دهند.


تصویر جلد شمارۀ ژانویۀ ۲۰۱۹ مجلۀ نیویورکر. تصویرساز: آنا پرینی.

چگونه کتاب بخوانیم؟
رولف دوبلی: کمتر بخوانید ولی دوباره بخوانید
برخی از کتاب‌ها در قفسه هستند که نمی‌توانم با اطمینان بگویم که آیا تا به حال آن‌ها را خوانده‌ام یا نه


پس از مدتی سر وقت کتابخانه و کتاب‌هایمان که می‌رویم اکثرشان دیگر با هم تفاوت زیادی نمی‌کنند، چون تقریباً چیز زیادی از آن‌ها یادمان نمی‌آید؛ محتوای هر کتاب صرفاً به‌صورتی مبهم و آشفته از ذهن ما عبور می‌کند. در چنین مواقعی ابتدا پریشان می‌شویم که مشکل از حافظۀ ضعیف خودمان است یا شاید کتاب‌ها تأثیر اندکی بر ما داشته‌اند. اما وقتی می‌فهمیم بسیاری از دوستانمان هم همین تجربه را دارند کمی احساس آسودگی می‌کنیم. اگر محتوای کتاب‌ها تا بدین حد کم به خاطر می‌مانند، اساساً اهمیت مطالعه در چیست؟ رولف دوبلی، نویسندۀ کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، پیشنهادهایی دارد.


منبع: شاتراستاک.

فرزندپروری مخفیانه
زنان شاغل کودکانشان را مخفی می‌کنند
بعضی‌ها فکر می‌کنند پس از چند ماه مرخصی بچه ناپدید می‌شود


بچه‌دارشدن با کارکردن هر روز ناسازگارتر می‌شود. شواهد و تحقیقات نشان داده‌اند که مرخصی زایمان هم برای کودک مفید است و هم برای سلامت مادر. اما مشکل اصلی بعد از وضع حمل پیش می‌آید: چگونه باید به محیط کار بازگشت؟ امیلی اُستر، اقتصاددان دانشگاه براون و مادر دو کودک، می‌گوید تجربهٔ بازگشت به محل کار بسیار پیچیده و در اغلب موارد ناموفق است. اُستر دربارهٔ فرزندپروری تحقیق کرده و می‌گوید بسیاری از زنانی که با آن‌ها گفت‌وگو کرده بارها موضوعی خلاف انتظار را پیش کشیده‌اند: آن‌ها مجبورند وجود فرزندانشان را از مدیران و همکارانشان مخفی کنند تا آیندهٔ شغلی‌شان به خطر نیفتد.


تصویرساز: تیلور کالِری.

یک زندگی مملو از خرحمالی
هیچ‌کس برای شروع کار در اول هفته خدا را شکر نمی‌کند
سرانجامِ منطقیِ کار بیش‌ازحد زیاد، قطعاً، فروپاشی ذهنی و جسمی است


اگر اول هفته از همکارتان بپرسید «حالت چطوره؟»، احتمالاً می‌گوید «این چه سؤالیه که می‌پرسی؟ معلومه خوب نیستم». اما همکارتان مرتکب گناه بزرگی شده، چون در فرهنگ پرکاریِ جدید واجب است که اول هفته سرتان را به‌سمت آسمان بلند کنید و، با اشتیاق هرچه بیشتر، فریاد بزنید خدا را شکر. مدیران دائماً به کارگرهایشان توصیه می‌کنند که نباید کارتان را دوست داشته باشید، باید عاشق آن باشید، آن‌هم تاحدی‌که این عشق شما را در هفته به ۱۴۲ ساعت کار وادار کند. اما ژستِ پرکاری چه بلایی به‌سر کارمندان می‌آورد؟


عکاس: اریک جوهانسون.

ذهن پیرو واقعیت‌ها نیست
واقعیت نظر افراد را تغییر نمی‌دهد
تغییر نظر افراد، یا خودمان، پیچیده‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم


کدام واقعیت قادر است نظر ما را تغییر بدهد؟ اکثر ما تصور می‌کنیم ذهن بی‌طرفی داریم و اگر استدلال مخالفی بر مبنای «داده‌ها» و «واقعیت‌های عینی» باشد، نظرمان را بدون لجبازی تغییر می‌دهیم. اما شاید مهمترین واقعیت این باشد که «ذهن صرفاً پیرو واقعیت‌ها نیست» و لجبازتر از چیزی است که اغلب خیال می‌کنیم. با این حساب اگر واقعیت‌ها جواب نمی‌دهند پس چطور می‌شود نظری را تغییر داد؟ حال چه نظر خودمان باشد چه نظر دیگران.


عکاس: توماس هوپکر.

طردشدن می‌کُشد
استخوان شکسته و قلب شکسته برای مغز فرقی نمی‌کند
طردشدن فقط به سلامت ما آسیب نمی‌رساند بلکه می‌تواند کشنده باشد


فرقی نمی‌کند بی‌محلی و طردشدن از طرف دوست و آشنا باشد یا یک غریبه‌. حتی خیلی فرقی نمی‌کند این رفتار دلیل جدی و مهمی دارد یا به‌خاطر اتفاقی پیش‌پاافتاده باشد. تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که وقتی کسی را نادیده می‌گیرند، حسابی «دردش» می‌گیرد. اما آیا تاحالا فکر کرده‌اید که این درد دقیقاً چطور دردی است؟ تحقیقات علمی سرنخ‌هایی برای ما دارند: مغز انسان میان استخوان شکسته و قلب شکسته تفاوتی قائل نیست.


تصویرساز: جک دالی.

حقایقی شگفت‌انگیز دربارهٔ زندگی مدرن
واقعاً صبح تا شب چکار می‌کنیم؟
شکایت مداوم از اینکه وقت نداریم، شاید نمودی از یک نابرابری جدی‌تر باشد


این روزها با هر کس که صحبت می‌کنید از سرشلوغی بیش از حد زندگی امروزی ناراحت است و آرزو می‌کند کاش کمی وقت داشت تا به کارهای دلخواهش برسد یا استراحت کند. محققان یک مرکز پژوهشی در انگلستان برای سنجیدن شیوهٔ صرف وقت مردم در طول شبانه‌روز، راه تازه‌ای را در پیش گرفتند. آن‌ها دفترچه‌هایی به افراد دادند و از آن‌ها خواسند تا هر ده دقیقه یک‌بار فعالیت‌های روزانه‌شان را ثبت کنند. نتایجی که دست آمد، بسیار شگفت‌انگیزتر از چیزی بود که فکر می‌کردند.


نقاش: بارتولومئو بیل.

تازه شروع شده است
پرونده: وقتی که زندگی‌ات به نیمه می‌رسد
مجموعه جستارهایی دربارۀ بحران میان‌سالی


وقتی پیر یا جوانیم، معمولاً تکلیفمان روشن است. در جوانی، امیدواریم به یکسری از اهداف آرمانی برسیم و، در روزهای پیری، دیگر خبری از اشتیاقِ آرزوهای دور و دراز نیست؛ به آنچه رسیده‌ایم اکتفا می‌کنیم و می‌کوشیم آرامش داشته باشیم. اما، در زندگی، آن‌وقتی سرگردان می‌شویم که نه پیریم و نه جوان: ایام میان‌سالی. میان‌سالی نه وقت استراحت است و نه زمان آرزوهای بلند؛ یک بلاتکلیفی محض است. چنان‌که دانته می‌گفت، گویا «در میانۀ سفر زندگی، خویش را در جنگلی تاریک می‌یابیم».


دیوارنگاره‌ای در در بیت‌لحم فلسطین. نقاش: بنکسی، هنرمند ناشناس بریتانیایی.

این واقعه نیست، فاجعه است
ویژه‌نامه: هفتادویک سال آوارگی، در سرزمین مادری
مجموعه جستارهایی به‌مناسبت روز قدس


اسرائیل برای ساختن تصویر موردعلاقه‌اش از فلسطین دست به هر کاری می‌زند. اگر از سمت مناطق اشغالی به نقاشیِ دیوار حائل نگاه کنید، آن تصویر را به‌روشنی خواهید دید: حومه‌ای که صرفاً علفزار و درخت دارد اما هیچ فلسطینی‌ای در آن زندگی نمی‌کند. نمایی از یک پاکسازی قومی تمام‌عیار. رژیم اسرائیل با همین رؤیا، فقط در سال گذشته، نزدیک به دویست فلسطینی را شهید و ۲۸هزار نفر را زخمی کرده است. آن تصویر تعبیر دیگری است از حرف شهردار تل‌آویو که پیش‌ازاین گفته بود: «تا اشغال کامل، خشونت ادامه خواهد داشت».