تصویرساز: بری بلیت.

خویشتن متفرق
باشه برای بعد
در زندگی، کلی کارِ نکرده داریم که قرار است «شنبه» سراغشان برویم، اما کدام شنبه؟

مقاله‌ای که ماه‌هاست گوشۀ دسکتاپ چشمک می‌زند اما حوصلۀ تمام کردنش را نداریم؛ پروژه‌ای که زمان تحویلش گذشته اما به‌جای تکمیلش ترجیح می‌دهیم سریال ببینیم؛ جلسه‌ای که باید با کارفرمایمان بگذاریم اما هر روز به عقب می‌اندازیم: ذهن ما تمایلِ بی‌پایانی به اهمال‌کاری دارد، تمایل به عقب‌انداختن چیزهایی که می‌دانیم عقب‌افتادنشان به ضرر ماست. در سال‌های اخیر، اهمال‌کاری موضوع چندین پژوهش جالب‌توجه در حوزۀ اقتصاد رفتاری بوده است.


تجارتِ فکری دو دوست اسکاتلندی

رفاقتی که مدرنیته را کلید زد
تجارتِ فکری دو دوست اسکاتلندی
بررسی کتاب «کافر و استاد: دیوید هیوم، آدام اسمیت، و رفاقتی که تفکر مدرن را ساخت» نوشتۀ دنیس سی. راسموسن

هیوم بی‌تکلف بود و به خیلی از پرسش‌های پیش رویش پاسخ «نمی‌دانم» می‌داد. مرگ هم، آن‌چنان‌که باید، برایش هول‌انگیز نبود. همین شخصیتِ او روایت‌های پرپیچ‌وخمی از زندگی‌اش خلق کرده است. شنیدن روایت زندگیِ او از زبان دوست و متفکر هم‌ترازش، آدام اسمیت، می‌تواند افق جدید و جالبی را در نگاه ما به هیوم شکل دهد، نگاهی که نه توقع آتش‌گرفتنِ قبر او را دارد و نه منتظر است تا هاله‌ای از نور او را فرابگیرد.


آزادی مذهبی در اروپا اقتضای دولت‌داری بود نه حاصل آزادفکری

تاریخ آزادی مذهبی
آزادی مذهبی در اروپا اقتضای دولت‌داری بود نه حاصل آزادفکری
ایده‌های فلاسفه واقعاً مهم بود، اما تمرکز روی این ایده‌ها توضیح نمی‌دهد که آزادی مذهبی چگونه به غرب آمد

روایت غالبی که در تاریخ‌نگاری‌ها ارائه می‌شود می‌گوید، پس از جنگ‌های مذهبیِ خون‌باری که اروپا را درنوردید، متفکران بزرگی مثل لاک، ولتر و دیگران با کوشش‌های خستگی‌ناپذیر و اندیشه‌های مستحکمشان این فکر را جا انداختند که باید در برابر تفاوت‌های مذهبی مداراگر بود. اما پژوهشی در سازوکارهای سیاسی و اجتماعی آن دوران نشان می‌دهد که نهادینه‌شدنِ آزادی مذهبی، درواقع، بیشتر مسئله‌ای بود مربوط به رشد اقتصادی، اخذ مالیات، یا به‌کارگرفتنِ نیروی کار بیشتر.


جوزف استیگیلیتز، در حال سخنرانی دربارۀ مبارزه با نابرابری. عکاس: ارنست اریاس.

وقتی مخترع جهانی‌سازی از آن می‌نالد
واکنش صحیح به جهانی‌سازی چیست؟
نارضایتی از جهانی‌سازی از کشورهای درحال‌توسعه حالا به کشورهای توسعه‌یافته سرایت کرده است

ترامپ در کمپین‌های انتخاباتی بارها از هزینه‌ای گفت که نهادها و قراردادهای مالی بین‌المللی بر دوش اقتصاد آمریکا گذاشته‌اند. بسیاری از مردم نیز با دل‌بستن به وعده‌های او برای حمایت از صنایع داخلی، نام او را روی برگه‌های رایشان نوشتند. اما مگر نه اینکه آمریکا تعیین‌کننده‌ترین کشور در شکل‌گیری نهادهای مالی و قوانین آن‌ها بوده، پس چطور امروز تا این حد از آن‌ها ناراضی است؟ جوزف استیگلیتز در این نوشته به دلایل این نارضایتی و واکنش صحیح به آن می‌پردازد.


تصویرساز: جردن اندرو کارتر.

هر خواننده‌ای آستین خودش را دارد
جین آستین همه‌چیز است
آستین در محبوبیت پا جای پای شکسپیر گذاشته است. اما واقعاً چه چیز آثار او را همچنان زنده نگه می‌دارد؟

دویست‌سال از مرگ جین آستین گذشته است. اما به‌جای از یاد رفتن، هر روز بر شهرت او افزوده می‌شود. کتاب‌های او با آن نثر شگفت و حال‌وهوای روستایی‌شان بسیار می‌فروشند و بازار نقدها و پژوهش‌های ادبی دربارۀ او داغ است. گویی او برای هر کس، هر چه بخواهد را در چنته دارد. برای دسته‌ای زنی است طغیانگر و رادیکال، و برای دیگران نمادی برای نزاکت و نجابت. راز جذابیت جین آستین در چیست؟


نقاش: نلسون ماکومو.

خنده‌های الکی
چرا گاهی بی‌مورد می‌خندیم؟
گاهی در موقعیت‌هایی خنده‌مان می‌گیرد که هیچ چیزی برای خندیدن وجود ندارد. چرا؟

خنده رفتاری عجیب و پیچیده است. آن‌قدر که فیلسوفان باستانْ آن را خصلتِ منحصربه‌فرد گونۀ ما می‌دانستند و انسان را به «حیوان ضاحک» تعریف می‌کردند. ما انسان‌ها از همان دم تولد با گریه دمخوریم، ولی خنده و ظرافت‌های آن را باید قدم به قدم بیاموزیم تا بتوانیم معنیِ خنده‌ها را بفهمیم، خنده‌های تصنعی را از خنده‌های واقعی تشخیص دهیم، و نابجا و بی‌مورد قهقهه سر ندهیم. سوفی اسکات عصب‌شناسی است که سال‌هاست دربارۀ خنده تحقیق می‌کند.


تصویرساز: گوسه گونسالس.

تاریخ آینده
بهشت‌هایی که زشت‌تر از جهنم از آب در آمد
باید به آیندۀ تکنولوژیک جهان خوش‌بین بود یا بدبین؟ کتابی جدید تاریخی از این دوگانه را نوشته است

دانشمندان و مهندسان در کنفرانس‌های خبری‌شان مدام از تکنولوژی‌های جدیدی که ساخته‌اند حرف می‌زنند و وعده می‌دهند که محصول جدیدشان دنیا را جای بهتری خواهد کرد. در مقابل آن‌ها فیلسوفان و ادیبانی هم پیدا می‌شوند که بپرسند جای بهتری برای چه کسانی؟ احتمالاً جواب این سؤال چنین است: ثروتمندان، قدرتمندان و از همه بیشتر، دیکتاتورها. مهندسان به آینده خوش‌بین‌اند، فیلسوفان بدبین. اما بالاخره حق با کیست؟