از کابل تا سیسیل: روایت خالد حسینی از مهاجران سرگردان

امیدِ کشتی‌شکسته
از کابل تا سیسیل: روایت خالد حسینی از مهاجران سرگردان
داستان‌هایی که مهاجران تعریف می‌کنند مثل خبرهای روزانه سرد نیستند، آن‌ها ما را به دنیای آوارگان می‌برند


خالد حسینی، رمان‌نویس موفق افغانستانی، یک هفتۀ عجیب و تکان‌دهنده را پای صحبت آوارگان سوری و افغان گذراند. پایان آن چند روز، آرزو می‌کرد ای کاش تمام عالَم جمع شوند و حرف‌هایی را بشنوند که او از زبان مهاجران شنیده. می‌گوید «اعداد بی‌روحی که دائم از اخبارِ کشته‌شدگان به گوشمان می‌خورد، ما را به تکه‌سنگ‌هایی بی‌احساس مسخ کرده‌اند. قصه‌ای که زبان مهاجری درمانده تعریف می‌کند سنگدلیِ این روزهایمان را شفا می‌دهد. عجیب است: انگار، در این قصه‌ها، خودمان و تمام عزیزانمان آواره می‌شویم».


شکست واقعاً ممکن است پل پیروزی باشد

ارزش شکست
شکست واقعاً ممکن است پل پیروزی باشد
وقتی می‌فهمیم قهرمانان زندگی‌مان هم بارها شکست خورده‌اند، عملکردمان بهتر می‌شود


همه این جملۀ کلیشه‌ای را حفظیم که شکست پل پیروزی است. هزار بار هم شنیده‌ایم که ادیسون وقتی می‌خواست لامپ را اختراع کند، صدها بار شکست خورد. اما در واقعیت، شکست‌ها ما را عاصی و ناامید می‌کنند. در دنیایی که همه‌چیز شده است موفقیت، منفور بودن شکست بیشتر از همیشه است. با همۀ این‌ها تحقیقات جدید نشان می‌دهد شنیدنِ قصۀ شکست‌های دیگران و کنارآمدن با شکست‌های شخصی می‌تواند در عملکرد آموزشی دانش‌آموزان تأثیر مثبت بگذارد.


شهرهای هر کشور دربارۀ اقتصاد ملی‌اش چه می‌گویند؟

ظهور و افول اقصاد‌ها
شهرهای هر کشور دربارۀ اقتصاد ملی‌اش چه می‌گویند؟
کشورهایی که اقصاد روبه‌رشدی دارند به شهرهای درجۀ دو و سه خود توجه ویژه‌ای می‌کنند


فرانسه را به پاریس می‌شناسیم، مصر را به قاهره و جمهوری چک را به پراگ. بخشی از این مسئله طبیعی است، چون به‌هرحال در هر کشور یک یا چند شهر به نمادهای ملی آن سرزمین تبدیل می‌شوند. اما این اتفاق اگر در اقتصاد ملی کشورها نیز رخ بدهد، نشانۀ نگران‌کننده‌ای است. یک متخصص اقتصاد جهانی معتقد است اگر می‌خواهید اقتصادهای شکوفا را پیدا کنید، به جای شهرهای بزرگ، باید به شهرهای کوچک و گمنام نگاه کنید.


تصویرساز: جان هولکرافت.

زیاد فکر نکن، فقط دکمه را فشار بده!
چرا آدم‌های خوب در شبکه‎های اجتماعی تحمل‎ناپذیر می‌شوند؟
همکاری میان انسان‌ها مهم‌ترین عنصر در پیشرفت جوامع بشری بوده، اما امروزه در اینترنت خبری از آن نیست


حتماً گذرتان به آدم‌هایی افتاده که از نزدیک انگار آزارشان به مورچه هم نمی‌رسد، اما وقتی به حساب توییترشان می‌روید می‌بینید گرگ‎های درنده‎ای هستند که دائماً به دیگران پرخاش می‌کنند. واقعاً چه چیزی در اینترنت موجب این‌همه تغییر در رفتار آدم‌ها می‌شود؟ گایا وینس از کشفی ساده، اما بزرگ، می‌گوید: الماس و گرافیت هر دو از کربن‌اند، اما فقط چینش عناصرشان فرق می‌کند: کافی است آدم‌های مهربان را با یک چینش دیگر کنار هم بنشانید تا مثل آدمخوارها به جان هم بیفتند.


عکاس: اوربان آلیجا.

خودت را دوست داری؟
پرونده: تاریخ خودشیفته‌های اینستاگرامی از دوران باستان آغاز می‌شود


همگی فکر می‌کنیم خودشیفته‌ها آدم‌هایی مغرور، لجباز و خودمحورند که معتقدند همیشه حق با آن‌هاست و دیگران موظف‌اند شبانه‌روز تحسین و تمجیدشان کنند. اما روان‌شناسان چیز دیگری می‌گویند: زیر این لایۀ تکبرآمیز، شخصیتی شکننده پنهان شده. خودشیفته‌ها آنچنان ضعیف‌اند که مثل کودک‌ها فکر می‌کنند خطر آن‌ها را محاصره کرده. آن‌ها خیلی اوقات نمی‌دانند با رفتارشان خود را بزرگ نشان داده‌اند یا تحقیر کرده‌اند. دوست دارند با دیگران باشند، اما از همدلی با اطرافیان عاجزند. به برخی از افراد پرطرفدار اینستاگرام نگاه کنید؛ این‌طور نیست؟