اگر ایمان داشتم او به من باز می‌گشت
بررسی کتاب «راز رگینه: داستان نامزد کی‌یرکگور و همسر شلگل» نوشتۀ یوآکیم گاف

رگینه اولسن، نامزد سابق کی‌یرکگور، معمولاً چونان قربانی‌ای به تصویر کشیده می‌شود که کی‌یرکگور دل از او برگرفت و به فلسفه سپرد. یوآکیم گاف این روایتِ غالب را به تحدی می‌طلبد. کتاب گاف در نوع خود نخستین اثری است که هدف اصلی‌اش را روایت زندگیِ خودِ رگینه قرار داده است. رگینه هم فداکار بود و هم زیرک. ژست نهایی او، یعنی دوگانه عمل‌کردنش، به او اجازه داد تا هم ماهیت رابطه‌اش با کی‌یرکگور را آفتابی کند و هم درونی‌ترین رازهای رابطه‌اش را، همچون سرّی، برای آیندگان دست نخورده باقی گذارد.


چرا من سکولاریست نیستم
بررسی کتاب «چرا سکولاریست نیستم» نوشتۀ ویلیام کانلی

چرا سکولاریست نیستم (۱۹۹۹)، نقطۀ عطفی در پژوهش دربارۀ سکولاریسم و جامعۀ مدرن بوده است. کانلی در این اثر، از طراحی دوبارۀ سکولاریسم با استفاده از مفهوم «آیینِ تعامل» سخن می‌گوید، سکولاریسمِ جدیدی که در مواجهه با دیدگاه‌های دینی و متافیزیکی، آموزه‌های مختلفِ فراگیر، و تکثر باورها و افکارِ گروهی پذیراتر باشد. چنین تعامل مدنی به این معنا است که وقتی افراد و گروه‌ها دیدگاه‌های خود را در حیطۀ عمومی مطرح می‌کنند، باید بپذیرند که باورهایشان به میدان «مناقشه‌پذیریِ مقایسه‌ای» وارد شده است. آراء کانلی درباره سکولاریسم و نقش آن در گفتمانِ عمومی بصیرت‌زا و برانگیزاننده است؛ اما می‌خواهم بحث کنم که بعضی از نقدهای او به سکولاریسمِ روزگارِ مدرن، در بهترین حالت مناقشه‌برانگیز است و در بدترین حالت، ناموجه.


 به چالش‌کشیدن الیگارشی
بررسی کتاب «نجات سرمایه‌داری: برای اکثریت؛ نه اقلیت» نوشتۀ رابرت رایش

«کارِ ملت‌ها» از جهاتی کاری پیشگامانه بود؛ چراکه مستقیماً بر مسألۀ افزایش نابرابری تمرکز می‌کرد. رابرت رایش هیچ‌گاه دست از بلندپروازی برنداشته است. نجات سرمایه‌داری، علی‌رغم حجم کمش، از کتاب پیشین او نیز بلندپروازانه‌تر است. رایش در این کتاب به‌دنبال آن است تا نظرات جدید خود در مورد نابرابری را به‌عنوان بازاندیشی اساسی در اقتصاد بازار مطرح کند. او تأکید می‌کند که به‌دنبال سیاست‌گذاری دولتی، جهت محدودسازی و کاستن از کارآمدی بازار نیست؛ بلکه به عقیدۀ او تعریف بازار آزاد فی‌نفسه، تصمیمی سیاسی است و ما می‌توانیم آن را به اَشکال متفاوتی به اجرا درآوریم. رایش می‌گوید: «دولت در بازار آزاد دخالت نمی‌کند؛ بلکه بازار را خلق می‌کند.»


 شاید جهان هیتلر چندان از ما دور نباشد
آیا در صورت بروز فاجعه‌ای جدید و ویرانگر ما نیز راه کشتار را پیش می‌گیریم؟

هیتلر صرفاً یک ناسیونالیست یا اقتدارگرا نبود. معرفی هیتلر به‌مثابۀ یک نژادپرست ضد یهود یا ضد اسلاو، استعداد بالقوۀ ایده‌های نازی را دست‌کم می‌گیرد. ایده‌های او دربارۀ یهودیان و اسلاوها تعصباتی نبودند که افراطی از کار درآمدند، بلکه تا حدودی تجلیات یک جهان‌بینی منسجم بودند که حاوی توانی بالقوه برای دگرگونی جهان بود. هیتلر با معرفی یهودیان به‌مثابۀ جریانی بوم‌شناختی که مسئول ناهماهنگی موجود در سیارۀ زمین بودند، تنش‌های ناشی از جهانی‌سازی را جهت‌دهی کرد و به آن تشخص بخشید. یگانه رویکرد بوم‌شناختی درست این بود که دشمن سیاسی را محو و نابود سازیم؛ یگانه سیاست درست این بود که زمین را از لوث وجود عده‌ای پالوده کنیم و وسایلِ رسیدن به این اهدافْ نابودساختن دولت‌ها بود.


اروپای پیر، مسلمانان جوان
با وجود رشد اقتصادی کُند، افزایش سن جمعیت و بحران مهاجرت آیا اتحادیۀ اروپا دوام خواهد آورد؟

مهاجرت بزرگِ سال ۲۰۱۵ به‌خوبی نشان می‌دهد که اتحادیۀ اروپا مقصدی جذاب برای صدهاهزار و بلکه میلیون‌ها نفر است. جذابیتِ قارۀ سبز چنان است که از ژانویۀ سال جاری میلادی تا کنون ۲۶۰۰ نفر در مسیر رسیدن به این قاره در مدیترانه غرق شده‌اند. بااین‌حال، با نگاهی از درون به این قاره، آشفتگی و بی‌سامانی جلب توجه می‌کند. بی‌تردید اغلبِ اَشکال مخالفت با یکپارچگی اروپا ناخوشایندند. بااین‌حال، نمی‌توان با قاطعیت استدلال کرد که این رویکردها کاملاً نادرست و توجیه‌ناپذیرند.


چه می‌شد اگر...؟
گمانه‌زنی‌های تاریخی درس‌های مهمی دربارۀ تاریخ به ما می‌دهند و تمرینی مفید برای مورخان هستند.

مورخان دانشگاهی بحث‌کردن از خلافِ واقع‌ها را وقت تلف کردن می‌دانند. یکی از علت‌های این بیزاری این است که خلافِ واقع‌ها هیچ کاری با شواهد ندارند، در حالیکه نوشتن دربارۀ تاریخ به شیوۀ آکادمیک، متکی به تنظیم منابع دست اول و دست دوم است و قضاوت دربارۀ کار مورخ بر اساس تفسیرهایش از شواهدِ موجود است. اما معدودی از مورخان، اخیراً، استدلال‌هایی قانع‌کننده عرضه داشته‌اند مبنی بر اینکه خلافِ واقع‌گرایی می‌تواند برای خوانندگان، دانشجویان و نویسندگان مفید باشد. آن‌ها می‌گویند گمانه‌ورزی تاریخی می‌تواند تمرینی مفید برای مورخانی باشد که می‌خواهند به گونه‌ای عمیق به انگیزه‌ها و روش‌های خویش بیندیشند.


چیزهایی که می‌دانیم غلط است، اما کنار نمی‌گذاریم
تشخیص خطا لزوماً انسان را به تصحیح آن سوق نمی‌دهد.

روان‌شناسانی که مسئلۀ «تصمیم‌گیری» و نواقص آن را مطالعه می‌کنند، اغلب بر این ایده اتکا می‌کنند که دو حالت برای پردازش اطلاعات وجود دارد؛ این ایده را روان‌شناس مشهور «دنیل کانمن» در کتاب خود با عنوان اندیشیدن، سریع و آهسته مطرح کرد. یکی از این دو حالت «سیستم سریع» است که شهودی است و به‌سرعت به برداشت و قضاوت ختم می‌شود و دیگری «سیستم آهسته» است که سنجیده و دقیق عمل می‌کند و هنگامی که خطایی در سیستم سریع تشخیص می‌دهد، نتیجۀ آن را باطل اعلام می‌کند.


تمدن و سرچشمه‌هایِ آن
تبیین دوگانگیِ میان معنایِ «خرد» و «کلانِ» اصطلاح تمدن

«تمدن» اصطلاحی پیچیده و چندلایه و مناقشه‌برانگیز است؛ پس در وهلۀ اول باید معنایِ آن را روشن گردانیم. نخستین پرسشی که باید بدان پاسخ دهیم این است که ماهیتِ موجودیتی که «تمدن» می‌نامیم چیست. این پرسش، بی‌واسطه، راه به پارادوکسی می‌برد؛ به نظر می‌رسد که این اصطلاح، و صفتِ آن یعنی متمدن، در دو سطحِ متفاوت به کار می‌روند. از یک‌سو، تمدن به موجودیت‌هایِ عظیمی اشاره دارد که خود شاملِ مجموعه‌هایِ کلانِ دیگری، مانندِ ملت‌ها و جامعه‌ها، می‌شود. از دیگر سو، تمدن، به معنایِ رفتارِ «متمدنانه» یا شخصِ «متمدن»، در سطحِ تحلیلیِ خرد به کار می‌رود، یعنی برایِ اشاره به رفتارِ انسانی خاص. بنابراین، نخستین مشکلی که باید آن را حل کنیم، تبیینِ این دوگانگیِ خاص میانِ معنایِ «خرد» و «کلانِ» تمدن است.


پرونده کتاب: زندگی و زمانۀ عیسای ناصری
بررسی کتاب «غیور: زندگی و زمانۀ عیسای ناصری» نوشتۀ رضا اصلان

کتاب جنجال‌برانگیز و پرفروش «غیور: زندگی و زمانۀ عیسای ناصری»، در نمایشگاه کتاب امسال (۱۳۹۴) با ترجمۀ فاطمه صادقی منتشر شد. برخی اعتقاد دارند که شهرت کتاب فقط در پی مصاحبۀ فاکس نیوز با نویسنده پدید آمد. در این مصاحبه خبرنگار از اصلان سؤال کرد چرا به عنوان یک مسلمان راجع به مسیح کتاب نوشته است و گفت که با ذکر نکردن مذهبش خوانندگان را فریب داده است. پاسخ اصلان این بود که ۲۰ سال بر روی موضوع تحقیق کرده و مسلمان بودنش ربطی به ایده‌های کتاب ندارد. . او که سال‌ها قبل از نگارش کتاب برای مدتی مسیحی شده بود، در این اثر باورهای تاریخی و کلیسایی راجع به مسیح را زیر سؤال می‌برد.


آیا فلسفه‌های طرازِ اول ذاتاً سخت و مبهم‌اند؟
اکثرِ دلایلی که برای «مبهم‌نویسی» فلاسفۀ طرازِ اول می‌آورند، قانع‌کننده نیست.

برخی می‌گویند آنگونه که کارِ علم پیشرفت می‌کند، فلسفه پیشرفت نمی‌کند. مسائل فلسفی حل نمی‌شوند؛ بلکه دائماً در سیاق‌های تازه بازیابی می‌شوند. هر نسلی به کارهای سترگِ قبلی باز می‌گردد و آن‌ها را برای زمانۀ خودش دوباره تفسیر می‌کند. بنابراین متونی که مبهم هستند، احتمال بیشتری دارد که به اثری کلاسیک تبدیل شوند؛ چراکه این متون به‌طور طبیعی مستعدِ تفسیر هستند. درمقابل، متون صریح و غیرمبهم به‌زودی کهنه و ملال‌انگیز می‌شوند. دیدگاهی که معتقد است فلسفه پیشرفت نمی‌کند، از نظرِ من شک‌برانگیز است. باوجود این، اگر این دیدگاه را هم بپذیریم، باز هم اشتغال ذهنی به بازتفسیر را توجیه نمی‌کند.


کیسینجر، ایدئالیستی کانتی
بررسی کتاب «ایدئالیست: کیسینجر ۱۹۶۸-۱۹۲۳» نوشتۀ نایل فرگوسن

گویا نایل فرگوسن قصد دارد با کتاب جدیدش، ایدئالیست: کیسینجر ۱۹۶۸-۱۹۲۳ باب مجادله دربارۀ کیسینجر را دوباره باز کند. فرگوسن در این کتاب بر خلاف باور رایج کیسینجر را یک ایدئالیست توصیف می‌کند. باتوجه‌به اینکه تقریباً باقی افراد، او را رئالیستی سخت‌گیر در روابط بین‌الملل به حساب می‌آورند؛ احتمالاً خوانندگان از آنچه فرگوسن در ذهن دارد، شگفت‌زده می‌شوند. به نظر می‌رسد همه چیز به مطلبی برمی‌گردد که کیسینجر مدت‌ها قبل دربارۀ مقالۀ کوتاه و فوق‌العادۀ ایمانوئل کانت، «طرح یک تاریخ جهان‌شمول با غایتی جهان‌وطنی»، نوشته بود. فرگوسن، کیسینجر را کانتی توصیف می‌کند نه ایدئالیستی ویلسونی.


ما چگونه موجوداتی هستیم؟
نگاه کِرکوس ریویوز به کتاب «ما چگونه موجوداتی هستیم» نوشتۀ نوام چامسکی

نوام چامسکی، استاد بازنشستهِ زبان‌شناسی و فلسفه در دانشگاه ام‌آی‌تی به نحوی عمیق و وسیع در باب ماهیت زبان، محدویت‌های شناخت بشری و نقش انسان به عنوان موجودی اجتماعی در ارتقای خیر عمومی به تأمل می‌پردازد. او در کتاب اخیر خود که مجموعه‌ای از درسگفتارهای ارائه شده در دانشگاه کلمبیا است، میان دانش‌های گوناگونی چون زبان‌شناسی نظری، علوم شناختی، فلسفه سیاسی و ... ارتباط برقرار کرده است.


دعوت به مراسم گارشین‌خوانی
بررسی کتاب «گل قرمز» نوشتۀ فسی‌والود گارشین

داستان گلِ قرمز وقتی منتشر شد که بسیاری از بزرگ‌ترین داستان‌های روسی به میدان آمده بودند: جنگ‌ و صلح در ۱۸۶۹، آنا کارنینا در ۱۸۷۸، برادران کارامازوف در ۱۸۸۰ و چخوف داشت مشهور می‌شد. طبیعی است وقتی خوانندگانی با چنین آثاری روبرو می‌شوند، داستان‌های گارشین کم‌مایه می‌نمودند، اما گارشین نویسنده‌ای دوست‌داشتنی است.