تصویرساز: ملیکا فاوره.

نفرین نبوغ
دوست دارید بچه‌تان نابغه باشد؟ احتمالاً چیزی از نبوغ نمی‌دانید
ما هوش استثنائی را مزیتی حسرت‌برانگیز می‌شماریم. پس چرا خیلی از نابغه‌ها بدبخت‌اند؟


ما در خیالاتمان خودمان را باهوش و شگفت‌انگیز تصور می‌کنیم. وقتی امتحاناتمان خراب می‌شود، به خودمان دلداری می‌دهیم که آینشتاین هم در مدرسه عملکرد بدی داشت و وقتی جان نش را در فیلم ذهن زیبا می‌بینیم که برای آدم‌های خیالی ساختۀ ذهن خودش گزارش‌های محرمانه می‌نویسد، دلمان می‌خواهد جای او باشیم: درخشان و رنجور. اما گزارش مگی فرگوسن از زندگی روزمرۀ بچه‌های نابغه نشان می‌دهد اگر دور و برتان واقعاً آدم نابغه‌ای باشد، خدا را شکر می‌کنید که جای او نیستید.


تصویرساز: جان هولکرافت.

بهانه‌ای دست ترول‌ها ندهید
رابرت گرین هفت گروهی را معرفی می‌کند که در شبکه‌های اجتماعی آرامشمان را به‌هم‌می‌زنند
بدانید این افراد از یک قماش نیستند و نمی‌شود با آن‌ها یک‌جور رفتار کرد


معمولاً تلاش می‌کنیم در حضور دیگران مؤدب‌ باشیم و با آن‌ها همدلی کنیم. پشت سرشان می‌توانیم کاملاً رذل باشیم، اما جلوی رویشان سخت است؛ چون احتمالا بلافاصله مجازات می‌شویم. اما اگر حضور فیزیکی افراد و ارتباط رودررویی که مانع رفتار بی‌ادبانه می‌شود را حذف کنیم چه؟ رابرت گرین، نویسندۀ کتاب پرفروش «۴۸ قانون قدرت»، هفت گروهی را معرفی می‌کند که در شبکه‌های اجتماعی، در نبود ارتباط رودرروی کاربران، آرامش بقیه را به‌هم‌می‌ریزند و راه‌هایی برای مهارکردن قدرت مخرب آن‌ها پیشنهاد می‌دهد.


تصویرساز: اریک چو.

سرعت جامعه و ساعت درونی ما
زود باش لعنتی! چرا از آدم‌های کُند متنفریم؟
چطور تشخیص می‌دهیم کارها به اندازۀکافی سریع پیش نمی‌رود؟


چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده است. ده نفر توی صف ایستاده‌اند اما صندوق‌دار مثل یک لاک‌پشت کند است. پنج دقیقه گذشته، اما هنوز فیلمی که می‌خواهید ببینید دانلود نشده است. این انتظارها مغز ما را منفجر می‌کند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش می‌دهیم و عبوس و عصبانی می‌شویم. به این تمایل ما به پرخاشگری، وقتی بیهوده معطل می‌شویم، «سندروم خشم پیاده‌رو» می‌گویند. پدیدۀ روان‌شناختی‌ای که در جامعۀ شتابان امروز هر روز بیشتر احساسش می‌کنیم.


تصویرساز: برایان ری.

کتاب‌بازها چطور عشق‌بازی می‌کنند؟
دو کتاب‌باز به هم دل بستند، اما زن رازی شرم‌آور داشت
طی شش سالِ پس از بیست سالگی، آدم دیگری شدم که خودم هم نمی‌شناختم


بعضی‌ها کتاب‌باز نیستند، نه کتاب می‌خرند و نه تظاهر می‌کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب‌بازها متفاوت‌اند. کتاب‌ها در نظر آن‌ها ارزشمند است؛ ساعت‌ها بین قفسهٔ کتابفروشی‌ها پرسه می‌زنند، با ولع تمام‌نشدنی کتاب‌های جدید را می‌خرند و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌های کتاب‌خوانی را دنبال می‌کنند و در پروفایل خود علاقه‌شان به کتاب را در صدر تمایلاتشان می‌نویسند و از همه مهم‌تر اینکه افراد بیگانه با کتاب را تحقیر و ملامت می‌کنند. اما آیا کتاب‌بازها خود مرتکب گناهی بزرگ نشده‌اند؟ کارلا دِروس کتاب‌بازی است که اعتراف می‌کند.


نمایی از فیلم سینمایی «ذهن زیبا».

چالش‌های معاصر عقلانیت
انسان اینقدر هم ابله نیست
امروزه مدام به ما می‌گویند انسان ملغمه‌ای «غیرعقلانی» از پیش‌داوری‌هاست. آیا این ادعا «عقلانی» است؟


در طول تاریخ، اغلبِ اندیشمندانْ «عقلانیت» را عامل تمایز انسان و حیوان می‌دانستند و آن را، صرف‌نظر از ماهیت و محدودیت‌هایش، جنبه‌ای ضروری از نوع بشر می‌دانستند. اما در سال‌های اخیر گروهی از پژوهشگران تلاش می‌کنند به کمک یافته‌های جدید روان‌شناسی و عصب‌شناسی نشان دهند عقلانیت چیزی شبیه توهم است. پژوهشگرانی مانند کانمن و تالر بر روی سوگیری‌های شناختی ما متمرکز شده‌اند و می‌گویند مغز انسان کشکولی از عواطف و پیش‌داوری‌ها و ترجیحات «غیرعقلانی» است. استیون پول نسبت به درستی و همچنین پیامدهای این نگاه به انسان بدبین است.


عکس: اَدوبی.

اخلاق باور
آیا حق داریم هر چیزی را که دلمان می‌خواهد باور کنیم؟
باورها چیزهایی خصوصی نیستند که انتظار داشته باشیم کسی آن‌ها را زیر سؤال نبرد


فرض کنید در یک مرکز بهداشت پزشک اطفال هستید. یک روز پدر و مادری بچه‌‌شان را پیش شما می‌آورند و وقتی می‌گویید زمان واکسیناسیون بچه رسیده، به شما می‌گویند: اجازه نمی‌دهیم به بچۀ ما واکسن بزنید. دلیلش را می‌پرسید و جواب می‌دهند: «ما معتقدیم واکسن ضرر دارد». مسئله را توضیح می‌دهید، ولی با تحکم بیشتری ازتان می‌خواهند که «به باور ما احترام بگذار!» اما آیا می‌شود به باورهایی که روی زندگی دیگران اثر می‌گذارند فقط و فقط احترام گذاشت؟


تصویرساز: جک دالی.

سفری به درون ذهن کدنویس‌ها
سیلیکون‌ولی: درۀ مردان درون‌گرا
وقتی قرار است برنامه‌ای بنویسید که میلیون‌ها نفر از آن استفاده کنند، ضعف‌هایتان مهم می‌شود


چه اهمیتی دارد که شبکه‌های اجتماعی را مردان ساخته باشند یا زنان؟ گاهی فکر می‌کنیم کدنویسی چیزی است کاملاً ریاضیاتی و تقریباً فراانسانی. اما کتاب جدید کلایو تامسون، روزنامه‌نگار برجستۀ حوزۀ فناوری، نشان می‌دهد که کدنویسی فرایندی است بسیار انسانی و ردپای پیش‌داوری‌ها و ضعف‌های کدنویسان در برنامه‌هایی که می‌نویسند باقی می‌ماند. اگر زنان در شبکه‌های اجتماعی بیشتر مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، یک دلیلش آن است که مردانی که این برنامه‌ها را نوشته‌اند، اهمیت این تجربۀ عمدتاً زنانه را درک نمی‌کرده‌اند.


تصویرساز: بن جونز.

سقلمه‌سالاری
حکومت بهتر است مثل وِیز باشد: فقط کمک کند به مقصدتان برسید
بررسی کتاب دربارۀ آزادی عمل نوشتۀ کس سانستاین


دولت بزرگترین مانع آزادی است. این نگاهِ غالب طرفداران بازار آزاد است. در این نگاه، حکومت در حالت ایدئال خود، مثل برنامک ویز عمل می‌کند: به شما کمک می‌کند زودتر به مقصد برسید، اما نمی‌گوید بهتر است چه مقصدی را انتخاب کنید، یا تلاشی نمی‌کند تا وضعیت جاده‌های شهرتان بهتر شود. کس سانستاین، از سرشناس‌ترین مدافعان این دیدگاه است و ساموئل موین، به مناسبت انتشار کتاب جدیدی از او، مروری انتقادی بر کارنامۀ فکری‌اش نوشته است.


تصویرساز: نیو باوارسکی.

چرا دموکراسی‌ها شکست می‌خورند؟
دموکراسی از آن خدایان است و بس
تعجبی ندارد که آدمیان نمی‌توانند دموکراسی را حفظ کنند


پُل وودراف، استاد فلسفه و مطالعات کلاسیک، در کتاب «اولین دموکراسی: چالش ایده‌ای باستانی» می‌نویسد «در دموکراسی چنان که باید و شاید، همۀ بزرگسالان می‌توانند آزادانه نظر بدهند، یعنی به گفت‌وگو دراین‌باره بپیوندند که چطور باید زندگی جمعی‌مان را سامان بدهیم. و هیچ‌کس به حال خود رها نمی‌شود تا از آن قدرت بی‌مهاری بهره ببرد که به نخوت و سوءاستفاده می‌انجامد». آیا چیزی معقول‌تر از این به گوشتان خورده است؟ اما مگر ما معقولیم؟


نقاش: یان استین (۱۶۶۶-۱۶۶۲).

تاریخ پرفرازونشیب شوخی
سیاستِ شوخی
ادادرآوردن‌ها، لودگی‌ها و شوخی‌ها یادآور شکنندگی هراسناک هنجارها هستند

موقع خندیدن قهقهه می‌زنید یا لبخند؟ مزه‌پران و اهل لودگی هستید یا اهل شوخی‌های متین و بجا؟ باید و نبایدهای اخلاقی زیادی دربارۀ انواع خندیدن و خنداندن شنیده‌ایم: گاهی شوخی را دونِ شأن افراد مؤقر دانسته‌اند و گاهی بلندخندیدن را نشانۀ لاقیدی و جسارت. اما تری ایگلتون معتقد است آداب شوخی و خنده صرفاً برای مراقبت‌های اخلاقی ساخته نشده‌اند، بلکه مناسبات قدرت و سیاست نیز نقش مهمی در محدودکردن شوخی داشته است. شوخی اسبابی است که هرکسی می‌تواند برای خفیف‌شمردن اقتدار صاحبان قدرت از آن استفاده کند و خیلی زود در این کار متبحر شود. همین خصلت همگانی شوخی است که آن را ابزاری قدرتمند برای دموکراسی می‌کند.


تصویرساز: آنتونیو سورتینو.

پرونده: چندتا لایک داره؟
جستارهایی دربارۀ فرهنگ اینستاگرامی


اینستاگرام که زمانی فقط جای عکس‌گذاشتن بود حالا آنقدر بزرگ شده که می‌شود در آن زندگی کرد. هم برای کسی که جلوی دوربین می‌نشیند و کاکتوس می‌خورد جا هست و هم برای آن کسانی که می‌خواهند احوال زندگی روزمرۀ خود را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. هم اخبار مهم سیاسی و اجتماعی در اینستاگرام منتشر می‌شود و هم اخبار ازدواج مجدد سلبریتی‌ها و ماجراهایی که روزی از خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی آدم‌ها بود. اینستاگرام محیطی برای ارتباط با دیگران است و همچنین بخشی از اوقات فراغتمان را پرمی‌کند، جایی است که در آن شگفت‌زده می‌شویم، لذت می‌بریم، شرم می‌کنیم و به ستوه می‌آییم. در دنیای جدید اینستاگرام رازهای زیادی مخفی شده است.