عکاس: استیو شاپیرو

 زندگی مافیایی
رابطۀ سینما و مافیا: پیشنهادهایی که نمی‌توان رد کرد
تهبکاران سینما را نادیده نمی‌گیرند: از فیلم‌های موفق تقلید می‌کنند یا روی ساخت فیلم‌های جدید نظر می‌دهند


وقتی فرانسیس فورد کاپولا در حال ساختن فیلم پدرخوانده بود، گروه‌های مافیایی از طریق چند فیلم‌ساز محلی به گوش او رساندند که اگر می‌خواهد در شهرهایشان فیلم‌برداری کند، باید به آن‌ها پول بدهد. کاپولا نپذیرفت، اما بعد از موفقیت جهانی پدرخوانده خیلی از تبهکاران در اقصی نقاط دنیا راه‌ورسمِ شخصیت‌های فیلم او را پذیرفتند. آن‌ها مثل دون کورلئونه لباس می‌پوشند و فک پایینشان را جلو می‌دهند. درواقع، رابطۀ مافیا با فیلم‌ها رابطه‌ای پیچیده و چندوجهی است.


 برونو لاتور؛ منتقدی که اعتبار علم را بازمی‌گرداند

علم در عمل
برونو لاتور؛ منتقدی که اعتبار علم را بازمی‌گرداند
برونو لاتور علم را نجات داده، اما خوشحال است از اینکه اعتبار دانشمندان را کاسته است

دانشمندانِ علوم تجربی غالباً از دست فیلسوفانِ علم و علم‌پژوهان دل خوشی ندارند. آن‌ها دائماً به کار دانشمندان اشکال می‌گیرند و دسترنج چندین‌ساله‌شان را زیر سؤال می‌برند. لاتور، علم‌پژوه فرانسوی، پس از وقف زندگیِ خود برای نقد علم، دوباره به این نتیجه رسیده که باید به دانشمندان احترام گذاشت. او می‌گوید گرچه رهاورد دانشمندان همچنان کلیت و ضرورت ندارند و از دیدگاه‌های سیاسی جدا نیستند، اما نباید آن‌ها را در عمل نادیده گرفت.


تصویر جلد کتاب «ثروتمندی بدون فراوانی: دنیای روبه‌افول بوشمن‌ها»

آتش یا حسادت؟
ادعانامه‌ای علیه تمدن
آیا نیاکان شکارچی-گردآورندۀ ما وضعیت بهتری داشتند؟

خیلی از ما نق می‌زنیم که زندگی وقتی فناوری‌های جدید نبودند، خوش‌تر بود. فکر می‌کنیم اگر موبایل و کامپیوتر و اینترنت نبود، آسوده‌تر از الآن بودیم. اما در عین‌حال هم، باور عمیقی داریم به اینکه فناوری زندگی ما را اساساً ایمن‌تر از نیاکانِ بدوی‌مان کرده است. اما شاید آن نق‌ها از نظر تاریخی «معتبرتر» باشند. شاید بزرگترین اشتباهی که ما انسان‌ها در طول تاریخ زندگی‌مان روی زمین کرده‌ایم، دست‌برداشتن از سبک زندگی شکار و گردآوری باشد.


فوتبال کثیف است و زیبا، مثل لوئیز سوارز

فوتبال به‌مثابۀ تئاتر
فوتبال کثیف است و زیبا، مثل لوئیز سوارز
سایمون کریچلی کتابی دربارۀ فوتبال نوشته که در آن زین‌الدین زیدان کنار هایدگر نشسته است

کریچلی می‌گوید فوتبال رقص بالۀ طبقۀ کارگر است. اما فقط بی‌چیزان و طبقات پایین مفتون این بازیِ اعجاب‌آور نمی‌شوند، بلکه سیاستمداران و متفکران هم نمی‌توانند در برابر جذابیت‌های آن مقاومت کنند. فوتبال مثل تئاتر است. نمایشی از قدرت و مهارت، آمیخته با فریب‌کاری، تقلب و تمسخر. خیلی از علاقه‌مندان به دنیای فوتبال عشقی آمیخته با نفرت به آن دارند و هدف کریچلی در کتاب جدیدش بررسی همین حس «عشق و نفرت» است.


شیطانی که می‌شناسیم
شیطان شبیه آل پاچینو است: زیبا و اغواگر
امروزه ما شیطان را بسیار متفاوت از انسان‌های پیشین تجسم می‌کنیم

فرق انسان شریر با شیطان چیست؟ انسان‌ها هرچقدر هم که در منجلاب شرارت فرو روند، باز بارقه‌ای از امیدِ رستگارشدن در آن‌ها باقی است، اما شاخصۀ شیطان، نداشتنِ همین امید است. شیطان شر مطلق است و تصویر او برای قرن‌های متمادی یکی از اصلی‌ترین پایه‌های شناخت آدمی از نیک و بد بوده است. بااین‌وجود شیطان همیشه به شکل واحدی ظاهر نشده است. مشخصاً امروزه ما شیطان را بسیار متفاوت از انسان‌های پیشین تجسم می‌کنیم.


تاریخ سنجه‌های پولی
چطور پول معیار سنجش همه‌چیز شد؟
سنجه‌های پولی حاصل غلبۀ تفکری هستند که دغدغۀ سرمایه‌داران را جدی‌تر از رنج فرودستان می‌داند

وضعیت یک جامعه را با چه معیارهایی می‌توان سنجید؟ تا پیش از نیمۀ قرن نوزدهم، کمتر کسی گمان می‌کرد که بشود با جمع و تفریق سود و هزینه به چنین ارزیابی‌هایی رسید. پژوهش‌های آماری در آن دوره عمدتاً مسائلی انسانی را می‌سنجدیدند: تن‌فروشی، اعتیاد به الکل، بیماری، تکدیگری و... اما بعدها همه‌چیز تبدیل شد به آمارهای پولی مثل نرخ تولید. چطور این اتفاق افتاد؟ و پیامدهای آن چه بود؟


دوران پُست‌پست‌مدرنیسم
دوران پست‌مدرنیسم هم تمام شده است و هم آغاز
در پست‌مدرنیسمِ جدید رواداری در برابر تفاوت‌ها جایش را به طرد خشم‌آلود آن‌ها داده است

دوران پست‌مدرنیسم به سر آمده است. اگر دو دهه پیش، مجلات آکادمیک مملو بود از عنوان‌هایی که این کلمه را در خود داشتند، امروز به‌ندرت می‌توان آن را در بحث‌های دانشگاهی یا کتاب‌ها و مجلات شنید. خیلی‌ها می‌گویند امروز عصرِ پست‌پست‌مدرنیسم است. اما شاید بهتر باشد بگوییم امروز دورانِ نوعی پست‌مدرنیسم جدید است، پست‌مدرنیسمی افراطی که برخلاف نسخۀ قبلی نه برای صلح که به خدمت جنگ آمده است.


بچه‌ها چه می‌کشند؟
معنای پنهان خط‌خطی‌های کودکان
علم می‌گوید که خیالی‌ترین نقاشی‌ها هم می‌تواند معناهای خلاقانۀ عمیقی داشته باشند

گاهی برای نقاشی‌های کودکان ارزش چندانی قائل نمی‌شویم، چون شباهتی با واقعیت ندارند. چندتا خط زیگزاگی یا آدمک‌هایی که دست و پایشان به کله‌ای بیضی‌شکل چسبیده است. بااین‌حال، مطالعۀ فرایند نقاشی‌کشیدن کودکان نشان می‌دهد آن‌ها دغدغۀ چندانی برای «واقع‌گرایانه» بودن نقاشی‌هایشان ندارند. نقاشی برای آن‌ها مخلوطی است از داستان‌ها، صداها، نمادها و خاطره‌ها. آن‌ها چند دقیقه در نقاشی‌شان زندگی می‌کنند و سپس سریعاً آن را از یاد می‌برند.