سیاست از نگاه ویتگنشتاین
انقلاب را از خودمان شروع کنیم
فلسفه برای ویتگنشتاین، به مانند روانکاوی برای فرویدی‌ها یا نقد ایدئولوژی برای مارکسیست‌ها، فعالیتی اسطوره‌زدایانه است

کمبریج در دوران حضور ویتگنشتاین در این دانشگاه، محل رفت و آمد سرشناس‌ترین جاسوس‌های دوطرفه بین بلوک شرق و غرب بود. ویتگنشتاین نیز اگرچه جاسوس نبود، اما در مواضع سیاسی شخصیتی ناجور و تحلیل‌ناپذیر به شمار می‌رفت. نزدیک‌‌ترین دوستانش مارکسیست‌های دوآتشه بودند و خودش تا عمق وجود از چرچیل بیزار بود. با‌وجوداین، نگاه سیاسی‌اش مملو از نخوت اشرافی‌گری بود.


جنگ امریکا برای خاورمیانۀ بزرگ‌تر
چرا کارتر و هیچ رئیس جمهور دیگری نتوانست خاورمیانه را تغییر دهد؟
گفت‌وگو با اندرو بچویچ

دو اتفاق در ۱۹۷۹ امریکا را به سیاست کنونی‌اش در خاورمیانه کشاند: انقلاب ایران و حملۀ شوروی به افغانستان. این دو اتفاق این دیدگاه را نزد رهبران سیاسی امریکا تثبیت کرد که باید حامی سیاست دسترسی به خلیج فارس نفت‌خیز بود. هر رئیس‌جمهوری پس از کارتر نیز چنین باوری داشته‌است. به اعتقاد اندرو بچویچ، استاد روابط بین‌الملل، فهم این نکته مهم است که این جنگ ابتدا بر سر نفت بود اما با گذشت زمان به امری بیش از آن مبدل گشت.


علم ما را به حقیقت نمی‌رساند
قیام علیه تخصص
مردم نه حقیقت، بلکه ارزش‌های مورد قبول نخبگان را انکار می‌کنند

افلاطون از دموکراسی بیزار بود، چون کار را به دستِ مردمی می‌سپرد که از عقل و خرد بهره‌ای نداشتند، همان مردمی که سقراطِ عزیز او را زهر خورانده بودند. این نگرش به عامۀ مردم، به‌مثابۀ توده‌ای بی‌منطق که باید تحت هدایت و راهنماییِ مراجع اخلاقی و فکری قرار بگیرند، هنوز هم رایج است، علی‌الخصوص بینِ متخصصان. متخصصانی که گویا این روزها مردم دیگر چندان برای تحلیل‌های کارشناسی‌شان اعتباری قائل نیستند.


پرونده‌ای علیه همدلی
خطرات نیّاتِ خیر
روان‌شناسی در دانشگاه ییل فکر می‌کند به جای همدلی باید شفقت داشت

آیا امکان دارد که همذات‌پنداری با دیگران آسیب‌هایی در پی داشته باشد؟ آیا اصلاً کسی هست که مخالف همدلی باشد؟ بله، پل بلوم، استاد روان‌شناسی دانشگاه ییل. نویسندۀ کتابی جدید با عنوان «علیه همدلی»، نشان می‌دهد همدلی، هر قدر هم خیرخواهانه باشد، راهنمای مناسبی برای استدلال اخلاقی نیست. از آن بدتر، هر چقدر افراد داوری‌های اخلاقی خود را بر مبنای همدلی قرار دهند، حساسیتشان نسبت به رنجِ تعداد زیادتری از مردم کاهش پیدا می‌کند. بنا به گفتۀ بلوم، بیشتر ما کاملاً دربارۀ همدلی در اشتباه هستیم.


فرهنگ کار
پرونده کتاب: کاری را بکن که دوست داری
شعارِ «کاری بکن که دوستش داری» با مخفی‌کردن سازوکارهای استثماریِ آن کاری که ترویج می‌دهد، بی‌نقص‌ترین ابزار ایدئولوژیک سرمایه‌داری است

«کاری بکن که دوستش داری» در ظاهر، نصیحتی روحیه‌بخش است که ما را ترغیب می‌کند تصمیم بگیریم از انجام چه کاری بیشترین لذت را می‌بریم و سپس آن فعالیت را به طرحی درآمدزا تبدیل کنیم. این شعار باعث می‌شود تا تمرکز ما بر خودمان و بر شادی فردی‌مان بماند. اما چرا باید لذتمان برای سود باشد؟ مخاطب این حکم کیست؟ چه کسی مخاطب آن نیست؟ میا توکومیتسو، مؤلف کتاب جدید «کاری را بکن که دوست داری» به این همه شادی و حسّ خوب به دیدۀ تردید می‌نگرد.


انزوا و نیازهای بشری
فوایدِ گریختن از جامعه
جامعۀ ما مشوق رفتارهای اجتماعی است، اما اثر مثبت ساعت‌های تنهایی را نادیده می‌گیرد

در قرن نوزدهم پزشکان راه درمان بسیاری از بیماری‌های روحی و جسمی را بیرون‌رفتن از محیط شلوغ و پردودِ شهرها می‌دانستند. راه درمان افسردگی یا اضطراب این بود که چندماهی را در آسایشگاهی روستایی در میان درختان و کوه‌ها سپری کنید. اما در قرن بیستم قرص‌ها اختراع شدند و وعده دادند که همه‌چیز را حل خواهند کرد. ولی نیاز انسان‌ها به زندگی در طبیعت با هیچ قرصی برطرف نمی‌شود.


چطور وقتمان را خوب تلف کنیم
حواس‌پرتی‌های درست می‌توانند خلاقیت‌ساز باشند

نتایج چندین تحقیق روان‌شناختی نشان می‌دهد که حدی از حواس‌پرتی می‌تواند عملکرد ذهن را در حوزه‌های مختلف بهبود بخشد. مثلاً اگر در موقعیتی هستید که می‌خواهید تصمیم‌گیری مهمی انجام دهید، احتمالاً بهتر است برای مدتی ذهنتان را از تمرکز بر موضوعِ تصمیم‌گیری‌تان منحرف کنید و چند تا کلیپ خنده‌دار ببینید. اما چطور چنین چیز تناقض‌باری می‌تواند درست باشد؟


نقش تخیل در یادگیری کودکان
بچه‌ها از افسانه‌های تخیلی بیشتر از داستان‌های واقعی یاد می‌گیرند
داستان تخیلی کاری ورای میخ‌کوب کردن کودکان انجام می‌دهد

برای مدت‌ها بازی‌کردن و حرف‌زدن کودکان با موجودات تخیلی، فرازمینی و جادویی هم برای والدین و هم برای محققان دغدغۀ فکری بوده است. آن‌ها فکر می‌کردند که این خیال‌پردازی‌ها در خوش‌بینانه‌ترین حالت فقط برای سرگرمی و تخلیۀ انرژی‌ است و هیچ هدف خاصی پشت سرشان نیست. یا در حالت بدبینانه تصور می‌کردند که خیال‌پردازی‌های کودکان حواس آن‌ها را به شکلی واقعاً خطرناک از ارتباط و فهمِ جهان واقعی پرت می‌کند. تحقیقی جدید فهم ما را از این موضوع تغییر می‌دهد.


تمایزهای شناختیِ هیجان و اضطراب
روشی ساده برای مهار اضطراب
روش ساده‌ای به نام «بازبینی اضطراب» می‌تواند دلهره‌های عصبی مردم را به عملکردی بهبودیافته تبدیل کند

از این به بعد اگر بی‌قرار و مضطرب شدید به خودتان نگویید: آرام باش. محققان برای اینکه دلهره‌های عصبی شما را به عملکرد بهتری تبدیل کنند، روش جدیدی کشف کرده‌اند. این روش به‌طور احمقانه‌ای ساده یا خلاف عقل به نظر می‌رسد اما در چندین مطالعه، مؤثر شناخته شده است. با «بازیابیِ اضطراب» نه نگرانی‌تان کم می‌شود نه ضربان قلبتان کاهش می‌یابد اما مطمئن باشید موفقیت پیش رویتان خواهد بود.