تناقض اخلاقیات
من از امروز صبح، هیپی شده‌ام
اگر باورهای اخلاقی مردم برایتان حکم سرگرمی داشته باشد، آیا می‌شود گفت آدم بدی هستید؟

«یه روز از خواب پا می‌شی، می‌بینی» دلت می‌خواهد مارکسیست باشی. سبیل می‌گذاری و اورکت سبز آمریکایی تنت می‌کنی. فرداروزی می‌بینی درویش‌مسلکی هم خوب است، اتفاقاً سبیل مناسب را هم داری. پیراهن گشاد بی‌یقه می‌پوشی و عود دستت می‌گیری. بعدش نوبت به هیپی‌بودن و پست‌مدرن‌بودن هم می‌رسد. آیا ما با نوعِ جدیدی از «خودنمایی» مواجهیم؟ با مگامال‌هایی اخلاقی که نظامِ اعتقادی دلبخواهمان را از آنجا می‌خریم؟


روان‌شناسی «سرزنش قربانی»
تمایل ما به سرزنش قربانیان از کجا برمی‌خیزد؟
سرزنش قربانیان راهی است برای اجتناب از پذیرش اینکه بعضی امورِ غیرقابل‌تصور می‌تواند برای خودِ شما اتفاق بیفتد

اگر کیف یا گوشیِ همراهمان را در خیابان سرقت کنند، با خودمان می‌گوییم که من سزاوار همچین اتفاقی نبودم. اما اگر همین ماجرا برای دوستان یا اعضای خانواده‌مان پیش بیاید، آن‌ها را ملامت می‌کنیم که چرا اجازه داده‌اند چنین اتفاقی بیفتد؟ ما میل داریم باور کنیم جهان برای «دیگران» عادلانه است. یعنی معتقدیم هر اتفاقی که می‌افتد، حتماً دلیلی داشته است و می‌شد از آن پیشگیری کرد. علاقۀ ما به سرزنش قربانیان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟


داستان‌های شرلی جکسون، بازتابی است از رنج‌های او
شرلی جکسون؛ عشق و مرگ
زندگی و کارنامۀ نویسنده‌ای که داستان ترسناکش بعد از هفتاد سال هنوز بی‌رقیب محسوب می‌شود

معروف است که شرلی جکسون، داستان «لاتاری» را خیلی سریع در مارس ۱۹۸۴ نوشت. او در آن زمان ۳۲ساله بود. داستان در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۴ در مجلۀ نیویورکر منتشر شد و بلافاصله سیلی از توجهات و اعتراض‌ها را به‌دنبال داشت. در آن زمان، نیویورکر تمایلی به تفکیک آثار داستانی و غیرداستانی نداشت، بنابراین تعدادی از خوانندگانْ داستان را واقعی تصور کردند. تعدادی هم با عصبانیت اشتراک خود را لغو کردند. اما این داستان در چه پس‌زمینه‌ای خلق شد؟


مواد، سیاست و علم
علم آنجاست که انقلاب‌ها رخ می‌دهد
گفت‌و‌گوی تیم آدامز با کارلو روولی، دانشمند مشهور ایتالیایی، دربارۀ زندگی علمی و روزمره‌اش

آیا ممکن است فردی که در دورانِ جوانی‌اش مواد توهم‌زا مصرف می‌کرده، به‌شدت درس‌نخوان و اهل گشت‌وگذار بوده و فعالیت‌های سیاسیِ متعددی هم داشته کتابی در حوزهٔ فیزیک بنویسد که به ۴۱ زبان ترجمه شود؟ بله، کارلو روولی همان فرد است که در این گفت‌و‌گو از تجربه‌هایش در جوانی، پروژۀ علمی و زندگی روزمره‌اش می‌گوید. خواندنِ دیدگاه‌های او می‌تواند برداشتِ بیش ازحد خشک ما از فعالیت‌های علمی را تلطیف کند.


انتخاب‌های روزمره
سلیقه در عصر گزینه‌های بی‌پایان
چگونه می‌توانیم بین گزینه‌های مختلف انتخابی خردمندانه داشته باشیم؟

تابه‌حال پیش آمده برای خریدِ کالایی به سایتی مراجعه کنید و بعد از خواندن نظرات سردرگم‌تر شوید؟ آیا شده در رستوران ندانید از میانِ آن‌همه غذا کدام‌یک را انتخاب کنید؟ یا تابه‌حال شده چیزی را بخرید و بعد از مدتی با خود بگویید آن موقع چه فکری کردم که این را خریدم؟ این نوشتار، بر پایۀ مطالعات روان‌شناسی و علومِ‌ اعصاب، راه‌حل‌هایی برای این‌گونه موقعیت‌ها ارائه می‌دهد.


ترفندهای ویلکی کالینز هنوز هم جواب می‌دهد
چگونه به دختری در قطار رسیدیم؟ ظهورِ تریلرهای روان‌شناختی
اکنون نویسندگان به کشف جنایت‌های جدیدی علاقه‌مند هستند

با اینکه اکثر فرهنگ‌های اصطلاحاتِ ادبی همچنان مدخلی برای ژانر «تریلر روان‌شناختی» ندارند، اما آثاری که در این ژانر نوشته می‌شود با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو می‌شود. مثلاً «دختری در قطار» پائولا هاوکینز و «دختر گم‌شدۀ» جیلین فلین علاوه‌براینکه به فهرست پرفروش‌ها راه یافتند، اقتباس سینمایی آن‌ها نیز جذاب شد. تریلرِ روان‌شناختی‌ جایی است که ادبیات عامه‌پسند و ادبیات نخبه‌گرا به هم می‌رسند: موفقیتی عجیب که البته ریشه در سنت‌های ادبی دارد.


سینما و سیاست
چرا عاشق بالیوود هستیم؟
بالیوود سینمای جهان جنوب است، تصویری خنده‌دار از هالیوود در اتاق آیینه

معمولاً بالیوود را با تصاویر اغراق‌آمیز و رقص‌های شاد می‌شناسیم: سینمایی تجاری، عامه‌پسند و نازل با روایت‌هایی ساده و تکراری. اما آیا می‌توان به بالیوود طوری دیگر هم نگاه کرد؟ اگر با خودمان روراست باشیم، اکثرمان حداقل یک بار تحت‌تأثیر «فیلم‌هندی» قرار گرفته یا حتی پای آن اشک ریخته‌ایم. اگر هم این‌طور نبوده، حداقل از شگفتی‌های آن و شدت علاقۀ سایرین متعجب شده‌ایم. آتیش تسیر، ژورنالیست سرشناس هندی تبار، می‌گوید یک بار برای همیشه باید در رابطه‌مان با بالیوود تجدیدنظر کنیم.


داستان‌های شرلی جکسون، بازتابی است از رنج‌های او
شرلی جکسون؛ عشق و مرگ
زندگی و کارنامۀ نویسنده‌ای که داستان ترسناکش بعد از هفتاد سال هنوز بی‌رقیب محسوب می‌شود

معروف است که شرلی جکسون، داستان «لاتاری» را خیلی سریع در مارس ۱۹۸۴ نوشت. او در آن زمان ۳۲ساله بود. داستان در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۴ در مجلۀ نیویورکر منتشر شد و بلافاصله سیلی از توجهات و اعتراض‌ها را به‌دنبال داشت. در آن زمان، نیویورکر تمایلی به تفکیک آثار داستانی و غیرداستانی نداشت، بنابراین تعدادی از خوانندگانْ داستان را واقعی تصور کردند. تعدادی هم با عصبانیت اشتراک خود را لغو کردند. اما این داستان در چه پس‌زمینه‌ای خلق شد؟


شکاف‌های جنسیتی
برابریِ پرداخت بین زنان و مردان؟ شاید ۱۷۰ سال دیگر
گزارش مجمع جهانی اقتصادْ دورنمایی تاریک از برابری اقتصادی میان زنان و مردان ترسیم کرده است

شکاف‌های جنسیتی میان زنان و مردان همیشه موردتوجه بوده است. شکاف‌های موجود در آموزش، بهداشت، سیاست و همین‌طور پرداخت، با وجود همۀ شعارها، فعالیت‌ها و سیاست‌گذاری‌ها همچنان پابرجا هستند. در شرایطی که سه شکافِ اول با سرعت نسبتاً مناسبی کاهش می‌یابند، شکاف جنسیتیِ پرداخت، به‌خصوص پس از بحران ۲۰۰۸، عمیق‌تر شده است و به نظر نمی‌رسد که به این زودی‌ها هم برطرف‌شدنی باشد.