چرا پشیمانی عنصری اساسی برای زندگی است؟
ریشه‌ها و علت‌های گریز از پشیمانی و انکار شکست

تعجب‌آور نیست که بزرگ‌ترین پشیمانی‌های مردم به تحصیلات، شغل و ازدواج مربوط است. چراکه تصمیماتی که دربارۀ این مسائل می‌گیریم آثاری درازمدت و گسترده دارند. نکتۀ مهمِ پشیمانی این نیست که می‌کوشیم گذشته را تغییر دهیم؛ بلکه هدف، شفاف‌سازی زمان حال است. این مسئله در طول تاریخ در قلمرو علوم انسانی بوده است. رمان‌ها به ما می‌گویند که پشیمانی، رفتاری سازنده است و اولین چیزی که پشیمانی به ما می‌آموزد این است که در زمان حال اشتباهی وجود دارد و یک جای کار می‌لنگد.


پروپاگاندا چطور همدردی را از بین می‌برد
بررسی کتاب «پروپاگاندا چطور کار می‌کند» نوشتۀ جیسن استنلی

عاملان پروپاگاندا لزوماً دروغ نمی‌گویند یا حرف‌های بی‌پایه نمی‌زنند. مسئلۀ پروپاگاندا اعتقاداتِ بد نیست، بلکه چیزی است که استنلی نام آن را «ایدئولوژی‌های معیوب» می‌گذارد. این ایدئولوژی عادتی در فکر است که می‌گوید هر کس قدرت و ثروتِ بیشتری دارد، حتماً آدم «بهتری» هم بوده است و به این ترتیب، اگر کسانی فقیر و بی‌چیزند یا از پسِ زندگی‌شان برنیامده‌اند، مقصر خودشانند.


جنبش بایکوت اسرائیل
نه این یهودستیزی نیست
تفاوت‌های یهودستیزی با به چالش کشیدن اسرائیل

سامرز می‌پرسد چرا از میان تمام ملت‌هایِ جهان، اسرائیل هدفِ جنبش محروم‌سازی قرار گرفته است. او این امر را شاهدی بر این مطلب می‌داند که این جنبش مقاصد یهودستیزانه دارد. سامرز اظهار می‌دارد که می‌توان و باید برخی جنبه‌های سیاست «خارجی و دفاعی» اسرائیل را نقد کرد، اما مشخصاً معلوم نیست که چه زمانی می‌توان اسرائیل را نقد کرد و متهم به یهودی‌ستیزی نشد، معلوم نیست که چرا نباید مسائل سیاسی از این دست، مانند واقعیت اشغال را از طریق کمپین محروم‌سازی تماماً به چالش نکشید. ظاهر گفته‌های سامرز بر این مطلب دلالت دارد که سیاست محروم‌سازی چیزی غیر از «به چالش کشیدن» مشروع است، اما سامرز هیچ ملاک و معیاری به ما نمی‌دهد تا با آن بتوانیم میان به چالش کشیدن اسرائیل که باید صراحتاً اظهار شود، با «یهودی‌ستیزی در عمل» داوری کنیم.


ابتذال خوش‌بینی
بخشی از کتاب «امیدواری بدون خوش‌بینی» نوشتهٔ تری ایگلتون

این نوشتار بخشی از کتاب جدید تری ایگلتون، روشنفکر عمومی، نظریه‌پرداز و منتقد ادبی است که در سپتامبر ۲۰۱۵ توسط انتشارات دانشگاه ویرجینیا منتشر شده است. ایگلتون در «امیدواری بدون خوش‌بینی» می‌نویسد: واقعیتْ آن آدم بدبینی است که مردم گوش‌هایشان را بر حرف‌های خائنانهٔ او می‌بندند. از آنجا که حقیقت، در بیشتر مواقع، به اندازهٔ کافی ناخوشایند است، باید با اراده‌ای محکم و آهنین بر آن غلبه کرد. خوش‌بینی طوری است که به آسانی نمی‌شود آن را از یک بیماری روانی تمیز داد. خوشیِ این‌چنینی، شکلی از یک انکار روان‌شناختی است. حالا هر قدرت خارق‌العاده‌ای که می‌خواهد داشته باشد، اما درحقیقت یک بهانه و فرار اخلاقی است. خوش‌بینی دشمن امید است، یعنی همان چیزی که بدان احتیاج داریم، آن هم درست به این دلیل که با امید می‌توانیم اعتراف کنیم که شرایط چقدر وخیم است.


پرونده کتاب: دربارۀ فردشدگی در عصر پریشانی
مجموعه‌ای در نقد و بررسی کتاب ««جهان فراتر از ذهن شما: دربارۀ فردشدگی در عصر پریشانی» نوشتۀ متیو کرافورد

آنچه در این پرونده می‌خوانید: معرفی بسیار مختصر سایت گاردین از کتاب متیو کرافورد. نوشتاری برگرفته از بخشی از کتاب و به قلم خود مولف و سه بررسی کتاب: اولی نوشتۀ گریسی آلمستد ویراستار همکار سایت آمریکن کانسرواتیو و نویسندۀ واشنگتن تایمز؛ دومی نوشتۀ تیم وو از نویسندگان ثابت نیویورکر و استاد مدرسۀ حقوق کلمبیا؛ و سومی نوشتۀ جورج سایلابا، جستارنویس و منتقد کتاب سرشناس سایت بوستون ریویو.

هگل یک دایناسور است
مصاحبۀ ریچارد مارشال با تری پینکارد

تری پینکارد برای فیلسوفانِ سنگین‌وزن مانند ضربه‌‌های محمد علی کلی است. مانند زنبور به میراثِ ایده‌آلیسم نیش می‌زند و مانند پروانه از روی آن پرواز می‌کند. ‌همین‌طور به زمینۀ تاریخی ایده‌آلیسم، تمایز بین ‌استعلایی و ‌متعال، فیشته، شلینگ و افلاطون‌گرایی طبیعت‌گرایانه‌اش بحث می‌کند. دربارۀ تأثیر او بر رمانتیک‌ها، هلدرلین و هگل، ایده‌آلیسم هگلی و مرکزیتِ منطقِ او سخن می‌گوید و از آن‌چه بتهوون و واگنر از آن نمایندگی می‌کنند، و دربارۀ شانسِ ایده‌آلیسم در فضای معاصرِ فلسفی بحث می‌کند.


زندگی بدون ملال، کابوس خواهد بود
ملال، درست مثلِ درد، تجربه‌ای آزارنده و ناخوشایند است که لازم است آن را بچشیم تا بتوانیم واقعاً خوب زندگی کنیم.

زندگی‌ای را تصور کنید که ملال در آن جایی ندارد. شاید در نگاه نخست، چنین تصوری برایمان خوشایند و حتی آرمانی بنظر برسد. اما باید بیشتر دقت کنیم. حرف از زندگی‌ای نمی‌زنیم که در آن موقعیت‌های ملال‌آور وجود ندارد. فردی همچون گیبسون فقط به این دلیل از درد رهاست که نمی‌تواند آن را تجربه کند. اما همچنان امور خطرناک و آسیب‌رسان در چنین زندگی‌ای وجود دارد. به همین نحو، در زندگی کسی که نمی‌تواند ملال را تجربه کند، ملالی وجود نخواهد داشت، اما تنها به این دلیل که نمی‌تواند ملال را تجربه کند.

فلسفهٔ حقوق
فرمالیسم حقوقی

مقالهٔ حاضر در باب فرمالیسم حقوقی در واقع نمایان‌گر صدایی از یک مقبرهٔ خالی است. مفهوم فرمالیسمی که من ارایه می‌کنم با کاریکاتور موجود رایج در ادبیات حقوقی معاصر، متفاوت است. در آن مفهوم رایج، فرمالیسم –که غالباً به معنای اصل قراردادن اجرای مکانیکی قواعد معین شناخته می‌شود- در حقیقت به مثابۀ «اصطلاحی عمل می‌کند که به طور گسترده برای سوء‌استفاده وضع شده است. البته موضوع اصلی، تعریف مناسب فرمالیسم به عنوان یک واژه نیست، بلکه پذیرفتنی‌ترین مفهوم از فرمالیسم به عنوان یک ایده است. درک من از مفهوم فرمالیسم، وفاداری به بُعد هنجاری حقوق، به اندیشۀ قانونی، و به سنتی فلسفی است که به دوران باستان باز می‌گردد.

خداحافظ بورژوازی
بررسی کتاب «دوران از هم گسیخته: فرهنگ و جامعه در قرن بیستم» نوشتهٔ اریک هابسبام

هابسبام هیچگاه دست از کمونیسم نکشید، با این حال دانش و توانایی او در تاریخ‌نگاری بی‌رقیب و مثال‌زدنی است. خیلی‌ها برای سال‌ها او را بزرگترین مورخ زندۀ جهان می‌دانستند. حالا که سه سال از مرگ او می‌گذرد، اولین مجموعه از آثار منتشر نشدۀ او در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. کتابی که در آن هابسام آنقدر از فرهنگِ توده‌ایِ قرن بیستم بد می‌گوید، که شبیهِ دشمنان خونی‌اش، یعنی بورژواهای برج عاج‌نشین می‌شود.