عکس جلد مجموعه کتاب‌های «سیر تا پیاز» انتشارات گاج.

اسطوخودوس مدرن
هیچ پژوهشی تا به امروز فایدۀ مشق شب را نشان نداده است
چرا با وجود آنکه می‌دانیم مشق شب بیهوده است نمی‌توانیم از آن دست بکشیم؟


به طور معمول، ساعت کاری روزانۀ یک بزرگسال در دنیای امروز، هشت ساعت است. بقیه‌اش را آزادیم که هر کاری دلمان می‌خواهد انجام دهیم. اما بچه‌هایمان علاوه‌ بر اینکه هشت ساعت یا بیشتر به مدرسه می‌روند، تازه وقتی به خانه می‌رسند کارشان شروع می‌شود. یک بررسی نشان داد که میزان ساعتی که دانش‌آموزان در طول شبانه‌روز «فراغت» دارند، تقریباً با رزیدنت‌های پزشکی برابر است. همۀ این‌ها را بگذارید کنار اینکه هنوز معلوم نیست تکلیف منزل واقعاً به چه دردی می‌خورد.


سواد تصنعی

فرهنگ تکنولوژی
سواد تصنعی
مرتباً به مطالبی در شبکه‌های اجتماعی نوک می‌زنیم و بعد آن‌ها را نشخوار می‌کنیم


هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن می‌گوید ما تظاهر می‌کنیم دربارۀ آن چیزی می‌دانیم. واقعاً دروغ محسوب نمی‌شود اگر در مهمانی، وقتی همکارانمان دربارۀ فیلم یا کتابی صحبت می‌کنند سرمان را بالا و پایین ببریم که یعنی من هم دربارۀ آن مطالعه کرده‌ام؛ احتمالاً همکارانمان هم دربارۀ آن فیلم یا کتاب فقط نظرات شخصی دیگر در شبکۀ اجتماعی را بازگو می‌کنند. کارل تارو گرینفلد، ژورنالیست ژاپنی، ادعا می‌کند ما به شکلی خطرناک به نوعی تقلید از دانایی نزدیک می‌شویم، دانایی‌ای که در واقع الگوی جدیدی از نادانی است.


تصویرساز: عایشه فصیح.

مروری بر رمان پرندگان سرخ اثر محمد حنیف
اگر آن شهرها را از میان نمی‌بردم، چه کسی اردوگاه‌ آوارگان می‌ساخت؟
وقتی خلبان یک بمب‌افکن آمریکایی از اردوگاهی سر در می‌آورد که قرار بود بمبارانش کند


رمان جدید محمد حنیف، نویسندۀ پاکستانی-بریتانیایی، کمدی سیاهی است از ویرانی‌هایی که سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه به بار آورده است. داستان در هم پیچیده‌ای از یک خلبان آمریکایی که پس از سقوط بمب‌افکنش مجبور می‌شود در میان مردمی زندگی کند که قرار بود قتل‌عامشان کند. موقعیتی غریب از مواجهۀ سربازی که مجبور به اطاعت است و مردمی که دنبال راه نجاتی می‌گردند.


کودکی بهترین دوران برای یادگیری زبان خارجی نیست

کومپلانوس فلیز
کودکی بهترین دوران برای یادگیری زبان خارجی نیست
وقتی مهارت‌های زبانی کودکان و بزرگ‌سالان را مقایسه می‌کنیم، دو چیز شبیه را مقایسه نکرده‌ایم


بسیاری از ما همیشه در خلوت حسرت می‌خوریم که ای‌کاش در کودکی لااقل یک زبان دیگر یاد گرفته بودیم. در این صورت، نه این‌همه هزینۀ کلاس زبان روی دستمان می‌ماند و نه لازم بود عذاب حفظ لغت و دستورزبان‌های پیچیده را به جان بخریم. اما تحقیق جدیدی در دانشگاه ادینبورو، نشان می‌دهد ما در بزرگسالی توانایی‌های بیشتری برای آموختن یک زبان تازه داریم و از آن هم بیشتر: اساساً زبان مادری خودمان را هم قبل از بزرگ‌سالی به‌خوبی یاد نمی‌گیریم.


کلیشه به‌مثابۀ ابزاری سیاسی

دوباره بگو
کلیشه به‌مثابۀ ابزاری سیاسی
چگونه زبان قالبی به همه کمک می‌کند در پرده سخن گویند؛ از نخست‌وزیرها گرفته تا مدیرعامل‌ها


کلیشه‌ها همه‌جا هستند. از سخنرانی‌های سیاستمداران بگیرید، تا سریال‌های تلویزیونی، صحبت‌های مدیر مدرسه سر صف صبحگاه، یا نصیحت‌های پدر و مادر. کلیشه‌ها ملال‌آورند و از فرط تکرار خسته‌کننده شده‌اند. به همین خاطر نویسنده‌ها و شاعران دشمن کلیشه‌اند. اما این همۀ ماجرا نیست. کلیشه‌ها بخشی حیاتی از تعامل ما با دیگران را می‌سازند، بخشی که گاهی اوقات واقعاً لازم داریم که بدون هیچ تغییری تکرار شود.


پرونده: زندگی در خانۀ داستان‌ها

همۀ داستان‌ها دربارۀ خودِ توست
پرونده: زندگی در خانۀ داستان‌ها
مجموعه یادداشت‌هایی از اورهان پاموک، الیف شافاک، پیتر بایار، مایکل شیبن، کیتی رویف و دیگران


وقتی لای رمانی را باز می‌کنیم، با خواندن چند سطر یا صفحه، حس بی‌نظیری سراغمان می‌آید: احساسِ توأمانِ آشنایی و بیگانگی با کسی که داستان دربارۀ اوست. بی‌شک، ما قهرمانِ آن داستان نیستیم، اما آنچنان غرقش می‌شویم که مرز میان ما و او بسیار مبهم می‌شود. با او می‌خندیم، اشک می‌ریزیم، فریاد می‌کشیم و حتی عاشق معشوقه‌اش می‌شویم. شاید خاصیت همۀ داستان‌ها همین باشد که وقتی از خانۀ ذهنِ خود فرار می‌کنیم، می‌توانیم در آن‌ها تبدیل شویم به آدم متفاوتی که در جهان دیگری زندگی می‌کند.