عکس: شاتراستاک.

مرا پرنسس صدا نکن
مادر اولین کسی است که «شرمندگی از ظاهر» را به دخترش یاد می‌دهد
وقتی که دختران و زنان احساس بدی دربارۀ تنشان داشته باشند، چه کسی سود می‌برد؟


آنچه بچه‌های ما از ما یاد می‌گیرند، با آن چیزهایی که می‌خواهیم به آن‌ها یاد بدهیم، تفاوت‌های زیادی دارد. ما می‌خواهیم بچه‌هایمان اشتباهات ما را نکنند یا ضعف‌ها و وسواس‌ها و اضطراب‌های ما را نداشته باشند. می‌خواهیم آن‌ها مثل ما نشوند، اما نتیجه دقیقاً برعکس این می‌شود: بچه‌هایمان معمولاً شبیه خودمان می‌شوند. مجموعه‌ای از تحقیقات تازه نشان داده‌اند که قضاوت‌‌های یک مادر دربارۀ بدن خودش تا کجا می‌تواند بر ذهنیت دخترش دربارۀ این مسئله تأثیر بگذارد.


تصویرساز: سارا جیرونی.

منتشر کن یا نابود شو
آیا کسی می‌تواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟
اگر در برابر این مقالات مهمل کاری نکنیم، روزی می‌رسد که دیگر کسی به علم اعتماد نخواهد کرد


پیش از آنکه هر استاد دانشگاهی مجبور باشد ده‌ها مقالۀ علمی-پژوهشی در رزومه‌اش ردیف کند، انتشار مقالۀ علمی، فرایندی طولانی و هزینه‌بر بود. علاوه‌براین، تقریباً همۀ ژورنال‌های اصلی در اختیار چند ناشر غربی بود و استادان دیگر مناطق دنیا، در وضعیتی «شبه‌استعماری»، از چاپ مقاله در آن‌ها محروم می‌ماندند. از قرن جدید این روند عوض شد. مجلات «دسترسی باز» و «آنلاین» فراگیر شدند. دیگر همه می‌توانستند مقاله چاپ کنند، اما خیلی زود سر و کلۀ آدم‌های تازه‌ای هم پیدا شد: سودجوها، متقلب‌ها و فریب‌کارها.


عکاس: جنی کَرو.

داغی که سرد نمی‌شود
وقتی فرزندمان را از دست می‌دهیم، زندگی دردناک‌تر از مرگ می‌شود
دوباره ستاره‌ها را دیدیم داستان کنارآمدن یک نویسنده با مرگ دختر دوساله‌اش را روایت می‌کند


هر کدام از ما در طول زندگی رنج‌های بسیاری را از سر می‌گذرانیم، اما سرنوشت بعضی از انسان‌ها با چنان سختی‌های عظیم و تحمل‌ناپذیری گره می‌خورد که گاهی تعجب می‌کنیم چطور توانسته‌اند دوام بیاورند. تجربۀ از دست دادن فرزند یکی از این رنج‌هاست. جیسون گرین، روزنامه‌نگار آمریکایی، که در اثر حادثه‌ای عجیب دختر دوساله‌اش را از دست داد، تلاش کرده است تا سوگِ بی‌پایانِ او را در قالب یک کتاب به زبان آورد، تا شاید راهی برای تسکین خودش پیدا کند.


عکس: لارا کلِینهنز.

شروعی کاملاً تازه
وقتی یک استاد فلسفه پدر می‌شود
همزمان با تولد فرزندمان در ذهن من نیز اندیشه‌هایی تازه به دنیا آمد


یک نویسنده گفته است تولد بچه مثل انفجار یک بمب در زندگی است. روالی که همیشه در خانه حاکم بوده، ناگهان دود می‌شود و قواعد تازه‌ای شکل می‌گیرد. ساعت‌های طولانی بی‌خوابی و نگرانی دربارۀ سلامت، تغذیه و تربیت نوزاد پدر و مادر را به آدم‌هایی تبدیل می‌کند که قبل از بچه‌دار شدن، برای خودشان هم باورنکردنی به نظر می‌رسیده است. یک فیلسوف بوسنیایی تعریف می‌کند که چطور تولد دخترش حتی مسائل فلسفی ذهن او را نیز عوض کرد.


عکاس: گورکا لیارسِگی.

جمهوری گفت‌وگوها
آیا بعد از هابرماس دیگر کسی مردم را به گفت‌وگو دعوت خواهد کرد؟
در سالی که هابرماس ۹۰ ساله شده است، گفت‌وگو بی‌فایده‌تر از همیشه به نظر می‌رسد


یورگن هابرماس، فیلسوف شهیر آلمانی و رئیس سابق مکتب فرانکفورت، دهه‌هاست که چهره‌ای مرکزی در جهان فکر است. یکی از الهام‌بخش‌ترین ایده‌های هابرماس، «شرایط آرمانی گفتار» بوده است. طبق این ایده، اگر با تعلیق نیروهای قدرت و سرکوب، در نوعی شرایطِ برابری ایدئال، به گفت‌وگو دربارۀ مسائل جامعه بنشینیم، به بهترین راه‌حل‌ها خواهیم رسید. ایده‌ای که حالا با برکسیت و فریاد بلند افراط‌گرایان در سراسر جهان، گویا برای همیشه شکست خورده است. ریموند گُیس، فیلسوف سیاسی، به نقد گفت‌وگوی هابرماسی نشسته است.